تبلیغات
وبلاگ حقوقی یعقوب شاهماری سوها - وكیل پایه یك دادگستری - عضو كانون وكلای دادگستری استان اردبیل - صلح بخش 2


درباره وبلاگ:

آرشیو:

طبقه بندی:

آخرین پستها :

نویسندگان:

آمار وبلاگ:


Admin Logo themebox

صلح بخش 2

نوشته شده توسط:یعقوب شاهماری سوها
شنبه 9 بهمن 1389-06:32 ب.ظ

در ماده 754 قانون مدنی گفته شده است:«هر صلحی نافذ است؛ جز صلح بر امری كه غیرمشروع باشد.» اساس این ماده روایت معروف «الصلح جائز بین ‌المسلمین …لا‌ صلحاً أحل حراماً و حرّم حلا‌لا‌ً» است. در «نهایه» شیخ طوسی نیز آمده است:«هرگاه دو نفر مالی داشته باشند از طعامی‌یا متاعی یا جز آن، خواه متعین باشد و خواه نباشد، خواه هر كدام سهم خود را بدانند یا ندانند، صلح كنند بر سر آن و یكدیگر را حلا‌ل كنند، روا بود.»14 گاهی اوقات به سبب وجود نصوص فقهی صریح و تعیین مرز میلی‌متری مجرای صلح با عدم آن، راه بر اجرای صلح تنگ گرفته می‌شود. با این حال هیچ گاه با استناد به قواعد فقهی كاربردی چنین مجرایی مسدود نشده و جنبه شرعی به خود می‌گیرد. «طلا‌ق به عوض» مصداق این مدعاست. در ماده 1146 قانون مدنی آمده است:«طلا‌ق خلع آن است كه زن به واسطه كراهتی كه از شوهر خود دارد، در مقابل مالی كه به شوهر می‌‌دهد، طلا‌ق بگیرد؛ اعم از این كه مال مزبور عین مهر یا معادل آن و یا بیشتر و یا كمتر از مهر باشد.» اساس این ماده آیه 229 سوره بقره است كه لا‌هیجی در تفسیر آن نوشته است:_ «... یعنی طلا‌ق رجعی دو بار است. پس بعد از دو بار یا رجوع كنید به طور مشروع یا واگذارید تا عده سپری شود و راه خود گیرد.» استرداد صداق از زن روا نیست؛ مگر این كه وضع و رفتار زوجین، ظن ترك حقوق زوجیت را متبادر كند. در این صورت منعی ندارد كه زوجه مالی بدهد و خود را از قید زناشویی _با رضایت زوج_ آزاد كند. موضوع دیگری كه در این قسمت می‌توان به آن پرداخت، موضوع عقود معلق و صلح معلق است. در قانون مدنی با توجه به مواد 184 تا 189 هر عقد معلقی صحیح است؛ مگر این كه قانون چیزی را استثنا كرده باشد؛ مانند تعلیق در ضمان و نكاح.15 ماده 754 هم صلح معلق را جایز می‌شمرد.در ماده 755 قانون مدنی آمده است:«صلح با انكار دعوا نیز جایز است. بنابراین درخواست صلح اقرار محسوب نمی‌شود شیخ مرتضی بیان می‌دارد كه معنای اصلی صلح «تسالم» است؛ این تسالم ممكن است متضمن تملیك عین یا منفعت یا تسلیط بر مال و یا مفید اسقاط و انتقال حقوق باشد؛ اما تراضی به طور مستقیم به این گونه امور تعلق نمی‌گیرد و نمی‌توان ادعا كرد كه در صلح، تملیك با تسلیط انشا می‌شود. به همین دلیل درخواست صلح، اقرار محسوب نمی‌‌گردد؛ اما درخواست تملیك اقرار ضمنی به مالكیت طرف است.16 غیر از فقهای شافعی، دیگر فقها صلح انكار را درست می‌دانند. علا‌مه در «تذكره» علا‌وه بر استناد به حدیث نبوی مورد اتفاق مسلمانان (الصلح جائز بین المسلمین ألا‌ صلحاً أحل حراماً او حرّم حلا‌لا‌ً) چنین نیز استدلا‌ل كرده كه غالباً صلح در مورد دعاوی اتفاق می‌افتد و بیشتر هم در زمان انكار دعوا طرفِ نیاز واقع می‌شود. اگر این صلح باطل شمرده شود، بیشتر فواید آن از بین می‌رود. فقهای شافعی‌مذهب هم دلا‌یل خاص خود را دارند.17 اما آنچه مشخص می‌باشد این است كه در فقه امامیه صلح با انكار دعوا و اقرار به آن درست بوده و در این باره ادعای اجماع شده است.18هنگامی‌كه از انكار و اقرار سخن به میان می‌آید، ممكن است پرسش‌هایی درباره سكوت و صحت و سقم صلح با آن مطرح شود. عناصر اصلی «صلح سكوت» به عقیده برخی فقها عبارتند از: 1_ تحقق دعوا و طرح آن در مراجع صالح 2_ سكوت خوانده به این معنا كه خوانده نه اقرار كند و نه انكار؛ هرچند كه مذاكرات دیگری را به میان آورد.3_ مدعی دلیلی بر اثبات حق خود نداشته باشد.4_ پیشنهاد صلح از طرف یكی از متداعیین یا ثالث شود.5_ عقد صلح واقع گردد.19  در قانون مدنی راجع به این قسم صلح تصریحی نشده؛ اما به طریق اولویت از ماده 755 و یا از اطلا‌ق ماده 752 قانون مدنی فهمیده می‌شود؛ زیرا هنگامی‌كه صلح با انكار جایز باشد، صلح با سكوت به طریق اولی جائز است. علا‌وه بر این، صلح سكوت هم یكی از اقسام صلح در مقام تنازع می‌باشد كه ماده 752 به آن اشاره كرده است.نفوذ بی‌چون و چرای صلح در حقوق خصوصی ناشی از جرم نیز ملموس است و مقنن در ماده 756 قانون مدنی به‌صراحت به چنین موضوعی اذعان داشته است. درخصوص این كه چرا قانون‌گذار با زبان تردید(ممكن است) اجرای صلح را در این زمینه عنوان نموده، شاید بتوان عواملی همچون شرایط مقتضی خاص و وجود بستر كم مساعد صلح را دخیل دانست. ازاین‌روست كه مقنن ضمن عدم نفی خصلت بالقوه بودن صلح، در این گونه موارد با خوش‌بینی تمام سخن از امكان وقوع صلح می‌راند.برابر ماده 757 قانون مدنی، صلح بلا‌عوض نیز جایز است. در ابتدا بهتر است تعریف جامعی از صلح معاوضه ارائه شود؛ صلح معاوضه صلحی است كه میان طرفین عقد مبادله مال صورت گیرد. در تعریف این نوع صلح، صاحب كتاب «المغنی» در جلد چهارم، صفحه 433 آورده است:«هو ان یعترف له بعین فی یده او دین فی ذمته ثم یتفقان علی تعویضه عن ذلك بما یجوز تعویضه به» برخی فقها معتقدند كه به كار بردن لفظ صلح، اقتضای معاوضه را دارد؛ هرچند كه درباره بخشش مالی باشد.20 علا‌مه در «تذكره» نیز در این باره آورده است كه صلح معوض را چنانچه موضوع دعوا با مالی مبادله شود، صلح معاوضه می‌نامند؛ خواه این موضوع عین باشد یا دین. اما در صورتی كه موضوع دعوا عین باشد و پس از اقرار به مالكیت، بخشی از آن صلح شود، آن را «صلح حطیطه» نامیده‌اند.21 حطیطه به معنای تخفیف است و درواقع مدعی به این ترتیب از خواسته خود به خوانده تخفیف داده است.22  در صلح حطیطه مفهوم معاوضه دیده نمی‌شود. این صلح فقط در قلمرو دعاوی تصور شده است و خارج از قلمرو دعاوی هم صلحی كه در آن مفهوم معاوضه وجود نداشته باشد، دیده نمی‌شود و آن را «صلح بلا‌عوض» نامیده‌اند. با توجه به تعریفی كه قانون مدنی از معاوضه ارائه كرده است، 23 درحقیقت مماشاتی سهل‌گیرانه همراه و دوشادوش معاوضه‌گران می‌گردد. این مفهوم هنگامی‌كه مزدوج با صلح می‌شود و عنوان «صلح معاوضه» را پدید می‌آورد، ضمن برخورداری از پشتیبانی مضاعف مقنن برای شكل‌گیری و قوام امر، وجهه منحصر به فردی را پدید خواهد آورد. اوج این حمایت‌های قانونی را می‌توان تحت عنوان «صلح محاباتی» مطرح نمود. این عنوان در بند یك ماده 423 قانون تجارت به كار رفته؛ اما قانون‌گذار از آن تعریفی ارائه نداده است. این نوع صلح از اقسام صلح معوض است و طرفین از روی علم و عمد تعادل ارزش عوضین را به طور بارز و قابل ملا‌حظه‌ای به قصد احسان به هم می‌زنند. صلح محاباتی معمولا‌ً بین اقارب واقع می‌‌گردد و در زمره عقود احسان یا عقد ارفاق است؛ اما گاهی برای فرار از دین از آن استفاده می‌شود.24 این كه چنین عملی صحیح است یا ناصواب، نشان‌دهنده عدم صحت آن است؛ چراكه منافی ذات صلح می‌باشد و براساس قاعده «لا‌ضرر» در مورد بستانكار جهت عقد فاسد است.ماده 758 قانون مدنی بیان می‌دارد:«صلح در مقام معاملا‌ت هرچند نتیجه معامله را كه به جای آن واقع شده است، می‌دهد؛ اما شرایط و احكام خاصه آن معامله را ندارد. بنابراین اگر مورد صلح عین باشد، در مقابل عوض نتیجه آن همان نتیجه بیع خواهد بود؛ بدون این كه شرایط و احكام خاصه بیع در آن مجری شودپی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود می باشد.

نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:- -

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر