تبلیغات
وبلاگ حقوقی یعقوب شاهماری سوها - وكیل پایه یك دادگستری - عضو كانون وكلای دادگستری استان اردبیل - تحریر الوسیله حضرت امام خمینی ( ره )- صاحب اختیاران در عقد بخش 2


درباره وبلاگ:

آرشیو:

طبقه بندی:

آخرین پستها :

نویسندگان:

آمار وبلاگ:


Admin Logo themebox

تحریر الوسیله حضرت امام خمینی ( ره )- صاحب اختیاران در عقد بخش 2

نوشته شده توسط:یعقوب شاهماری سوها
یکشنبه 28 آذر 1389-06:33 ب.ظ

مساءله 12 - در ولایت داشتن اولیاء بلوغ و عقل و حریت و اسلام شرط است و شرطیت اسلام در صورتى است كه مولى علیه نیز مسلمان باشد، بنابراین صغیر و صغیره بر احدى ولایت ندارند بلكه ولایت در مورد آن دو از آن ولیشان است ، و همچنین پدر و جد اگر دیوانه باشند ولایت ندارند و اگر در یكى از آندو دیوانه شود ولایت بر صغیر مختص ‍ بآندیگرى خواهد شد، و همچنین پدر كافر ولایت بر فرزند مسلمانش ندارد در نتیجه ولایت بر او مختص بجد اوست اگر جدش مسلمان باشد، و ظاهر این است كه پدر كافر بر فرزند كافرش ولایت دارد بشرطیكه آن فرزند جد مسلمانى نداشته باشد و گرنه بعید نیست كه ولایت بر آن كودك كافر نیز مختص بجد مسلمانش باشد.
مساءله 13 - عقدیكه از غیر وكیل و ولى صادر مى شود كه آن را فضولى مى نامند با اجازه صحیح است ، چه اینكه از هر دو طرف فضولى باشد و چه از یكطرف ، و چه اینكه فضولى عقد را براى صغیر واقع ساخته باشد و چه براى كبیر، و چه اینكه این فضولى از نزدیكان معقود علیه باشد مانند، برادر، عمو، دائى ، و یا بیگانه باشد، و یكى از مصادیق عقد فضولى عقدى است كه وكیل و یا ولى بر غیر وجه مجاز واقع ساخته باشد، مثلا ولى صغیر یا مجنون كه باید رعایت مصلحت مولى علیه خود را كرده باشد بدون مصلحت براى او زن گرفته و یا او را شوهر داده باشد، و یا وكیل بر خلاف دستور موكلش عمل كرده باشد كه این دو نیز از مصادیق عقد فضولى است (یعنى با اجازه مولى علیه و موكل صحیح مى شود.)
مساءله 14 - اگر آن كسیكه فضولى براى او عقدى كرده كسى باشد كه خودش هم مى تواند براى خود عقد كند یعنى بالغ و عاقل باشد عقدیكه فضولى براى او بسته با اجازه او صحیح مى شود، و اما اگر كسى باشد كه عقد از خود او صحیح نیست زیرا در تحت ولایت دیگرى است مثلا صغیر یا دیوانه است عقدیكه فضولى براى او بسته مادامى كه او در تحت ولایت قرار دارد با اجازه ولیش صحیح مى شود و اگر خودش بحد كمال رسید با اجازه خودش ، بنابراین اگر شخص بیگانه بدون اجازه براى پسرى نابالغ دخترى را عقد بست و یا دختر نابالغى را شوهر داد صحت عقد او موقوف به اجازه ولى آندو است ، و اگر پدر و یا جد آندو در زمان صغر آنها اجازه نداده باشند موقوف به اجازه خود آنهاست بعد از آنكه بحد بلوغ برسند هر یك از این دو اجازه محقق شود كافى است كه عقد آن بیگانه صحیح شود، بله در اجازه دادن ولى همان شرطیكه در عقد كردن خود او معتبر بود معتبر است كه آن هم رعایت مصلحت بد، پس اگر ولى صغیره یا صغیره عقدى را از فضولى اجازه كند كه بر خلاف مصلحت صغیر یا صغیره واقع شده آن اجازه لغو است و نمى تواند عقد فضولى را صحیح كند، بناچار راه دیگرى ندارد جز اینكه صغیر یا صغیره بحد بلوغ و رشد برسد و خودش اگر خواست عقد فضولى را اجازه كند.
مساءله 15 - در عقد فضولى اجازه فورى نیست ، پس اگر بعد از عقد مدتى طولانى بگذرد آنگاه اجازه از صاحب اجازه صادر شود عقد صحیح مى شود، چه اینكه تاخیر بخاطر این بوده باشد كه صاحب اجازه اطلاعى از وقوع عقد نداشته یا بخاطر این بوده كه مى خواسته جوانب قضیه را بسنجد و یا با دیگران مشورت كند و یا علتى دیگر داشته باشد.
مساءله 16 - اگر صاحب اجازه وقتى از وقوع عقد خبردار شد آنرا رد كرد دیگر نمى تواند اجازه كند، همچنانكه اگر اجاره كرد دیگر نمى تواند رد كند، پس با اجازه عقد لازم و با رد عقد فسخ مى شود، و فرقى نیست بین اینكه آنچه قبلا واقع شده كه یا رد بوده و یا اجازه بوسیله خود معقودله بوده باشد و یا به وسیله ولیش ، بنابراین اگر شخصى اجنبى و فضولى دختر صغیره اى را براى پسرى عقد كرد و یا دختر بالغى را براى پسرى نابالغ عقد كرد سپس ولى نابالغ عقد فضولى را اجازه كرد وقتى نابالغ بحد بلوغ مى رسد نمى تواند آن را رد كند، و اگر ولى او عقد فضولى را رد كرد او نمى تواند بعد از بلوغش آن را اجازه كند.
مساءله 17 - اگر یكى از دو طرف عقد یعنى مرد و یا زن در حال عقد بى میل و بى علاقه باشد لكن سخنى و یا عملى كه رد عقد باشد از او صادر نشده باشد ظاهر این است كه (عقد نظیر فضولى است ) اگر بعدا اجازه كند صحیح است ، بلكه اقوى همین است كه صحت آن با اجازه است حتى در صورتى هم كه از او اجازه بخواهند تا عقد را جارى سازند اجازه ندهد و در عین حال عقد جارى شود این عقد فضولى است و با اجازه بعدى صحیح مى شود.
مساءله 18 - در اجازه ایكه عقد فضولى را تصحیح مى كند هر سخنى كه دلالت بر انشاء رضایت بعقد كند كافى است ، بلكه (حتى سخن هم لازم ندارد) اگر عملى انجام دهد كه دلالت بر راضى بودنش كند كافى است .
مساءله 19 - در صحت عقد رضایت باطنى كافى نیست و عقد را از فضولیت خارج نمى سازد تا محتاج اجازه نباشد، بنابراین اگر در حال عقد حاضر و راضى بعقد باشد لكن سخنى و یا عملى كه دلالت بر رضایتش كند از او صادر نشده باشد ظاهر این است كه آن عقد فضولى است ، بله گاهى مى شود كه سكوت هم اجازه باشد و بر همین وجه عمل مى شود آن روایاتیكه سكوت دختر بكر را كافى دانسته .
مساءله 20 - در فضولى شدن عقد فضولیت و حتى توجه بآن شرط نیست ، بلكه معیار در فضولیت و عدم فضولیت این است كه عقد بحسب واقع مالك آن صادر نشده باشد بلكه از كسى صادر شده باشد كه صاحب اختیار در آن نبوده هر چند كه خلاف آن خیال مى شده ، پس اگر كسى خیال كند كه در عقد فلان دختر ولایت دارد (چون مثلا برادر بزرگ است ) و یا خیال كند كه از طرف او وكیل است و عقد را جارى ساخت و بعدا فهمیدند ولى او بوده و نه وكیل این عقد فضولى است كه اجازه آن را صحیح مى كند، همچنانكه اگر معتقد بوده كه نه ولى دختر است و نه وكیل و بخیال خود عقد ازدواج او را فضولتا جارى ساخت سپس فهمید ولى او بوده (چون پدر او است ) و یا وكیل او بوده عقد صحیح و لازم است و احتیاج به اجازه ندارد مگر آنكه رعایت مصلحت مولى علیه را نكرده باشد.
مساءله 21 - اگر دختر و پسرى صغیر را فضولتا بعقد یكدیگر درآورند و ولى آن دو قبل از بلوغ آنها و یا بعد از بلوغشان عقد فضولى را اجازه كنند و یا یكى قبل از بلوغ صغیر اجازه كند و دیگرى بعد از بلوغ ، زوجیت ثابت و تمامى احكام آن مترتب مى شود، و اگر ولى آن دو و قبل از بلوغ آنان عقد را رد كنند و یا یكى قبل از بلوغ و دیگرى بعد از بلوغ صغیرش ‍ آن را رد كند و یا هر دو بعد از بلوغ آنان رد كنند و یا یكى از دو صغیر و یا هر دو قبل از اجازه بمیرند عقد ازدواج از اصل باطل مى شود بطوریكه هیچیك از آثار زوجیت از قبیل توارث و غیره بین آن دو مترتب نمى شود، بله اگر یكى از آن دو بحد بلوغ برسد و عقد فضولى ولى خود را اجازه كند و سپس قبل از بلوغ و اجازه دیگرى از دنیا برود از ارث او سهم همسر او را جدا مى كنند تا وقتى بحد بلوغ رسید و اجازه را جدا مى كنند و چون بحد بلوغ رسید باید در محكمه سوگند یاد كند بر اینكه اجازه كردنش به طمع ارث نیست ، و اگر بعد از بلوغ اجازه نكرد و یا اجازه كرد لكن سوگند یاد نكرد ارث جدا شده را به او نمى دهند بلكه به ورثه بر مى گردانند، و ظاهرا حاجت به سوگند در جائى است كه وى متهم باشد باینكه منظورش از اجازه ارث بردن است ، و اما اگر چنین اتهامى در بین نباشد مثل اینكه اصلا خبر نداشته باشد باینكه همسرش از دنیا رفته و یا آنكه زنده است شوهر است و مقدار سهم الارث او (یا برابر باشد با همان مقدار مهرى كه باید او بورثه زنش بپردازد) بیشتر از آن باشد ارث را بدون سوگند به او مى دهند.
مساءله 22 - همانطور كه در فرض اجازه همسر زنده و با سوگند خوردنش ارث ثابت مى شود آثار دیگر زوجیت نیز ثابت مى گردد، یعنى اگر همسر زنده پسر است باید مهر را بورثه زوجه اش بدهد و نیز نمى تواند با مادر و دختر او ازدواج كند، و اگر دختر است پدر شوهر مرده اش و نیز پسر او نمى تواند او را بعقد خود در آورد، و همچنین سایر آثار زوجیت بحسب ظاهر و بنابر اقوى سوگند او مترتب مى شود.
مساءله 23 - ظاهرا این حكم در همه مواردیكه یكى از دو طرف كه عقد از طرف او لازم است از دنیا برود، و كسیكه همسریش موقوف باجازه اش باشد باقى بماند جریان دارد، مثل اینكه یكى از دو صغیر را ولیش ازدواج دهد و دیگرى را فضولى ازدواج كند آنگاه آنكه تحت ولایت است (و عقد از طرف او لازم و تمام بوده ) قبل از بالغ شدن و اجازه دادن دیگرى از دنیا برود، بلكه بعید نیست این حكم در جائى هم كه هر دو كبیرند و یكى از آن دو قبل از مرگ دیگرى و اجازه او، اجازه كند و بمیرد و بعدا دومى بخواهد عقد فضولى را اجازه كند جریان داشته باشد، لكن سوگند خوردن در اینجا مانند بعضى از موارد اخیر بر اساس احتیاط است .
مساءله 24 - هر جا كه عقد از یكطرف فضولى باشد از یك طرف دیگر كه اصیل است لازم است ، حال اگر اصیل زوجه باشد قبل از رد آن دیگرى نمى تواند بدیگرى شوهر برود، و اما آیا قبل از آنكه دیگرى عقد فضولى را اجازه و یا رد كند احكام مصاهرت در حق او ثابت مى شود و مثلا چنانچه شوهر است ازدواجش با مادر و دختر و یا خواهر آن دیگرى حرام مى شود یا نه ؟ و آیا اگر بغیر از این زوجه ایكه هنوز اجازه نداده شه زوجه دیگر دارد ازدواجش با زن پنجم حرام است یا نه ؟ نزدیكتر به احتیاط این است كه بگوئیم ثابت مى شود، هر چند كه اقوى خلاف آن است .
مساءله 25 - اگر یكى از دو طرف عقد فضولى آن عقد را رد كند عقد واقع شده مثل واقع نشده مى گردد، چه اینكه از هر دو طرف فضولى باشد و یا اینكه از یكطرف فضولى و از طرف دیگر اصلى باشد و طرف فضولى آن را رد كند، وقتى عقد بكلى از بین رفت پدر زوج و همچنین پسر او مى توانند با زنیكه فضولتا عقد شده بود ازدواج كنند و خود زوج مى تواند با مادر آن زوجه یا خواهرش ازدواج كند.
مساءله 26 - اگر شخصى فضولتا زنى را بعقد مردى درآورد بدون اینكه آن زن خبر داشته باشد و چون بى اطلاع بوده بعقد مردى دیگر در آید (ازدواج فضولى و عقد او باطل است چون بوسیله زن امضا شده ) عقد دومى صحیح است ، و دیگر محلى براى اجازه كردن عقد اولى باقى نمى ماند، و همچنین است اگر مردى را ازدواج زنى در آورد بدون اینكه مرد اطلاع داشته باشد و از بى اطلاعى با مادر آن زن و یا دختر او ازدواج كند سپس از كار فضولى آگاه شود.
مساءله 27 - اگر دو فضولى زنى را هر یك بعقد مردى درآورند زن مى تواند عقد هر یك را كه خواست اجازه كند و اگر خواست آن را رد كند، چه اینكه هر دو عقد مقارن هم اتفاق افتاده باشد و یا یكى جلوتر و دیگرى عقب تر باشد، و همچنین است اگر یكى از دو فضولى زنى را به عقد مردى در آورد و فضولى دیگر مادر و یا دختر و یا خواهر آن زن را بعقد او درآورد مرد نامبرده مخیر است هر یك از دو عقد را كه خواست اجازه كند.
مساءله 28 - اگر زنى به دو نفر وكالت دهد در اینكه او را شوهر دهند یكى از آن دو وكیل او را بمردى شوهر داد و دیگرى بمردى دیگر، در اینصورت اگر یكى از دو عقد جلوتر واقع شده - صحیح و دیگرى لغو است ، و اگر عقد هر دو وكیل مقارن هم بوده باشد هر دو باطل است ، و اگر سبق و لحوق آنها معلوم نباشد در صورتیكه تاریخ یكى از آن دو معلوم باشد حكم مى شود بصحت آن به تنهائى ، و اگر تاریخ هر دو مجهول باشد در صورتیكه احتمال تقارن در بین باشد حكم مى شود به بطلان هر دو با هم ، چه در حق زن و چه در حق دو نفر مرد، و اگر یقین داشته باشند كه تقارن نبوده و یقینا یكى جلوتر و دیگرى عقب تر واقع شده ولى ندانند جلوترى كدام است در نتیجه علم اجمالى پیدا مى شود باینكه یكى از دو عقد صحیح واقع شده و زن زوجه یكى از آن دو مرد شده و نسبت بدیگرى اجنبیه است پس ‍ آن زن نمى تواند بطور قطع شوهر دار است ، و اما حال خود آن زن نسبت بآن دو مرد و حال آن دو مرد نسبت بآن زن چه مى شود؟ بهتر آنست كه هر دو را طلاق داده سپس یكى از آن دو مرد كه زن رضایت داشته باشد با او ازدواج كند و اگر هیچیك حاضر نشد كه صرف نظر كند و صبر كردن هم تا روشن شدن حال باعث عسر و حرج بر زوجه باشد و یا اصلا امید روشن شدن حال در بین نباشد راه چاره این است كه براى تعیین شوهر قرعه بیندازند و قرعه بنام هر یك درآمد حكم مى شود به اینكه او شوهر زن است .


نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:- -

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر