تبلیغات
وبلاگ حقوقی یعقوب شاهماری سوها - وكیل پایه یك دادگستری - عضو كانون وكلای دادگستری استان اردبیل - تحریر الوسیله حضرت امام خمینی ( ره )- صاحب اختیاران در عقد بخش 3


درباره وبلاگ:

آرشیو:

طبقه بندی:

آخرین پستها :

نویسندگان:

آمار وبلاگ:


Admin Logo themebox

تحریر الوسیله حضرت امام خمینی ( ره )- صاحب اختیاران در عقد بخش 3

نوشته شده توسط:یعقوب شاهماری سوها
یکشنبه 28 آذر 1389-06:31 ب.ظ

مساءله 29 - اگر یكى از دو شوهرى كه زنى را براى خود عقد كرده اند ادعاء كند عقدش جلوتر از دیگرى واقع شده ، در صورتیكه آن دیگرى تصدیق كند و زن نیز تصدیق داشته باشد كه عقد او جلوتر بوده و یا یكى از آن دو تصدیق داشته باشد و دیگرى بگوید (نمى دانم ) زن نامبرده زوجه همان كسى است كه ادعا مى كند عقد من جلوتر بوده ، و اگر زن و آن مرد دیگر هر دو بگویند (نمى دانم ) وجوب تسلیم زن بمدعى تقدم بلكه جوازش محل تامل است ، مگر آنكه بازگشت كلام آن مدر كه گفت (نمى دانم ) باین باشد كه من در حین اجراء عقد غفلت داشتم و احتمال مى دهم اتفاقا صحیح واقع شده باشد، و اما اگر آن دیگرى وى را تصدیق كن و لكن زوجه او را تكذیب كند دعوى بین زوجه از یكطرف و آن دو مرد از طرف دیگر خواهد بود، باین بیان كه زوج اول ادعاى زوجه بودن او را مى كند و مى گوید عقد من صحیح است و من شوهر تو هستم ، و در مقابل زن منكر زوجیت اوست و ادعاه مى كند كه عقد من فاسد واقع شده و زن مى گوید صحیح واقع شده ، در نتیجه زن در دعواى مرد اول مدعى است و آنمرد منكر است ، و در دعواى با مرد دوم بعكس مى شود او منكر و آن مدعى است پس اگر زن در دعواى اول اقامه بینه كند بر اینكه همان مرد دوم همسر اوست نه مرد اول ، و اگر شوهر دوم اقامه بینه كند بر اینكه عقد او فاسد واقع شده حكم مى شود به اینكه آن زن همسر وى نیست بلكه همسر اولى است ، و اگر هیچیك بینه نداشته باشند در دعواى اول سوگند متوجه شوهر اول و در دعواى دوم متوجه زن مى شود، حال اگر شوهر اول سوگند یاد كرد و زن نكول نمود زوجیت او براى شوهر اول ثابت مى شود، و اگر عمل این شد یعنى زن سوگند یاد كرد و شوهر اول نكول نمود حكم مى شود به زوجیت او براى شوهر دوم ، و اگر هر دو سوگند یاد كنند باید به قرعه رجوع نمود، این در صورتى بود كه مورد دعوى فساد و صحت عقد باشد نه سبقت و عدم سبقت و یا سبقت و لحوق و یا زوجیت و عدم آن ، و خلاصه كلام اینكه میزان در تشخیص مدعى از منكر غالبا مورد دعوى است . و اگر هر یك از آن دو مرد ادعا كند كه عقد من جلوتر واقع شده ، پس اگر زن در پاسخ از سوال حاكم بگوید (نمى دانم كدامیك جلوتر بود) دعوى بین دو مرد واقع مى شود، پس اگر یكى از آن دو اقامه بینه كند و دیگر بینه نیاورد حاكم حكم مى كند به اینكه زن همسر او است ، و اگر هر دو اقامه بینه كنند بینه ها با هم تعارض ‍ مى كنند و از كار مى افتند آنوقت نوبت بقرعه مى رسد و حاكم حكم مى كند به همسر بودن زن براى كسیكه قرعه بنام او در آید، و اگر هیچیك بینه نداشته باشند سوگند متوجه آنها مى شود، و اگر هر دو نكول كردند یا هر دو سوگند یاد كردند به قرعه رجوع مى شود، و اگر زن یكى از آن دو مرد را تصدیق كرد زن و آن مرد یكطرف دعوى واقع مى شود، پس اگر یك طرف اقامه بینه كرد حكم بنفع او مى شود، و اگر هر دو كردند حكم همان است كه گذشت ، و اگر بینه نبود و كار به سوگند كشیده شد اگر آنكس كه زن تصدیقش نكرده قسم خورد حكم بنفع او و بضرر زوجه و آن مرد دیگر مى شود، و اگر مردى قسم خورد كه زن تصدیقش كرده این اثر بر قسم او مترتب نمى شود كه دعوى مرد دیگر بر زوجیت از بین برود بلكه باید زن نیز قسم یاد كند.
مساءله 30 - اگر یكى از دو وكیل كه از طرف مردى وكالت دارند زنى را براى او عقد كند و وكیل دیگر دختر همان زن را براى او عقد كند، آنكه سابق واقع شده صحیح است و دیگرى باطل ، و اگر هر دو در یك زمان واقع شده هر دو باطل است ، و اگر معلوم نباشد كدام سابق و كدام لاحق واقع شده در صورتیكه تاریخ یكى از آن دو معلوم باشد تنها آن عقد صحیح و دیگرى باطل است ، و اگر تاریخ هر دو نامعلوم باشد اگر احتمال تقارن در بین باشد حكم به بطلان هر دو مى شود، و اگر یقین دارند كه مقارن نبوده اند قهرا یقین دارند كه یكى صحیح بوده و دیگر باطل ، و شوهر یقینا نمى تواند با یكى از آن دو یعنى مادر و دختر مقاربت كند، همچنانكه جائز نیست كه هیچیك از مادر و دختر از آنمرد تمكین كنند لكن نظر كردند بمادر دختر بهر حال حلال است ، و بر مادر واجب نیست خود را از او بپوشاند براى اینكه یقین دارد باینكه آن مرد یا شوهرش است یا شوهر دخترش ، و اما دختر از آنجا كه نه زوجه بودنش براى آن مرد ثابت شده و نه ربیبه بودنش ، تنها نظر كردن مرد بآن دختر حلال است آنهم تنها بعد از آنكه با مادرش جماع كرده باشد و چون فرض ‍ كرده ایم كه با مادر جماع نكرده پس سبب حلیت نظر بآن دختر احراز نشده ، و واجب است دختر خود را از آن مرد بپوشاند، بله اگر فرض كنیم كه مرد با مادر او جماع كرده باشد ولو بعنوان وطى به شبهه آنوقت آن دختر حلا مادر را پیدا مى كند (یعنى بهرحال محرم او است زیرا یا در واقع همسر اوست و یا ربیبه او.)
فصل در اسباب تحریم
 
یعنى آنچه سبب موجب حرام شدن زنى بر مردى است از حیث ازدواج ، و این اسباب چند چیز است : اول - نسب ، دوم - رضاع ، سوم - مصاهره و چیزیكه ملحق به مصاهره است ، چهارم - كفر، پنجم - هم كفر نبودن ، ششم - داشتن چهار زن است كه در آن صورت پنجمى حرام مى شود، هفتم - زنى كه در عده شوهر قبلى است ، هشتم - عقد كردن زنى كه در حال احرام است
گفتار در نسب
 
از طریق نسب حرام مى شود هفت طائفه از زنان بر هفت طائفه از مردان :
اول - مادر، بمعنائى كه شامل مادربزرگها نیز مى شود، مادربزرگ پدرى و مادرى ، چه عالى و چه سافل چه جد از طرف پدر و چه از طرف مادر، بنابراین یك زن را كه در نظر بگیرید بر پسرش ، و پسر پسرش و پسر پسر پسرش ، و پسر دخترش و پسر دختر دخترش ، و پسر دختر پسرش و همچنین هر چه پائین تر برود حرام است ، و خلاصه كلام اینكه هر انسان مذكرى كه از طریق ولادت منسوب به او باشد او بر وى حرام است ، چه بدون واسطه از او متولد شده باشد و چه با واسطه و وسائط، چه اینكه آن وسائط مرد باشند و یا زن و یا هر دو.
دوم - دختر، بمعنائى كه شامل نوه و نتیجه نیز باشد كه این دختر بر پدرش حرام است پدر هم به معنائى كه شامل اجداد پدرى و مادرى بشود بر او حرام است بنابراین دختر تنى ، و دختر پسر، و دختر پسر پسر، و دختر دختر، و دختر دختر دختر، و دختر پسر دختر بر انسان حرام است ، و خلاصه كلام اینكه بر هر مردى حرام است ازدواج با هر زنیكه از طریق ولادت باو منسوب مى شود، حال یا بدون واسطه (مانند دختر خود او) و یا با یك واسطه مانند (دختر پسرش یا دختر دخترش ) و یا بواسطه هاى بیشتر، چه اینكه آن واسطه ها مرد باشند (مانند دختر پسر) و یا زن باشند (مانند دختر دختر) و یا از هر دو باشند (مانند دختر پسر دختر).
سوم - خواهر، چه از جانب پدر باشد و چه مادر و چه از جانب هر دو.
چهارم - دختر برادر، كه آن نیز چه پدرى باشد چه مادرى و چه طرفین ، و این قسم چهارم عبارتست از هر زنیكه ولادتش منتسب به برادر شخص باشد حال چه بدون واسطه فرزند برادر باشد و چه از طریق مادر و چه از هر دو طریق ، بنابراین دختر برادر، و دختر پسر برادر، و دختر نوه پسرى برادر، و دختر نوه دخترى برادر، و نوه دخترى دختر برادر، و نوه پسرى دختر برادر بر شخص حرام است .
پنجم - دختر خواهر، و او عبارتست از هر زنى كه منتسب باشد بخواهر، بهمان تفضیلى كه در دختر برادر گشت .
ششم - عمه انسان ، كه عبارتست از خواهر پدر، چه خواهر پدرى او باشد و چه مادرى و چه طرفینى ، بمعنائیكه شامل عمه عمه كه عمه پدر نیز هست و نیز شامل خواهر جد آدمى باشد، چه خواهر پدرى و مادرى و جد چه خواهر مادرى ، و چه خواهر پدریش ، و نیز شامل عمه مادر یعنى خواهر پدر مادر نیز بشود، چه خواهر پدر و مادرى او، چه خواهر مادریش ، و چه خواهر پدریش ، و نیز شامل عمه جد پدرى ، و جد مادرى ، و جد پدر و مادرى ، و عمه جده او بشود، چه عمه پدریش و چه مادرى ، و چه پدر و مادرى ، بنابراین مراتب عمه ها همان مراتب پدران است ، پس عمه عبارتست از هر انثائیكه خواهر باشد براى مریكه ولادت ما به او منتسب است ، چه از طرف پدر او چه از طرف مادر.
هفتم - خاله ، و مراد از خاله نیز معنائى است كه شامل خاله هاى پدران و مادران بشود، پس خاله باین معنا مانند عمه عبارتست از انثائیكه خواهر باشد براى یكى از مادران ما، هر چند مادر پدران ما، هر چند پردان از طرف مادر ما، بنابراین خواهر جده پدرى ما نیز خاله ما است براى اینكه خاله پدر ما است ، همچنانكه خواهر جد مادرى ما عمه ما است زیرا عمه مادر ما است .
مساءله 1 - عمه عمه و خاله خاله مادامى كه داخل عنوان عمه و خاله (ولو بواسطه ) نشوند محرم ما نیستند، البته گاهى مى شود كه عمه عمه یا خاله خاله داخل عنوان عمه و خاله ما مى شوند مثل اینكه پدر شما خواهرى تنى و یا پدرى داشته باشد و پدر پدر شما نیز خواهرى تنى یا مادرى و یا پدرى داشته باشد كه او هم عمه پدر شما است و هم عمه عمه شما یعنى عمه شما است با یك واسطه و عمه عمه شما است بدون واسطه ، در خاله نیز همینطور یعنى مادر شما خواهرى مادرى و یا پدر مادرى داشته باشد مادر مادرت هم خواهرى داشته باشد كه او خاله مادر تو و خاله خاله تو است ، چیزیكه هست خاله تو است با یك واسطه ، و خاله مادر و خاله خاله تو است بدون واسطه . و گاه مى شود كه عمه عمه و خاله خاله داخل در عنوان عمه و خاله تو نمى شوند و در نتیجه بتو محرم نیستند، مثل اینكه پدر تو خواهرى از مادرش داشته باشد نه از پدرش ، یعنى پدر آن دختر پدر مادر تو نباشد و آن پدر هم خواهرى داشته باشد آن خواهر دوم عمه عمه تو هست ولكن با تو بتمام معنا بیگانه است و هیچ نسبتى با تو ندارد، و در خاله نیز مثل اینكه خاله اى داشته باشى كه خواهر پدرى مادرت باشد، یعنى مادر آن خاله غیر مادر مادر تو باشد و مادر آن خاله خواهرى داشته باشد آن خواهر خاله خاله تو هست ولى خاله تو نیست حتى خاله با واسطه هم نیست ، و همچنین خواهر برادر و یا خواهریكه با تو خواهرى ندارد با تو محرم نیست زیرا خواهر بطور مطلق محرم نیست بلكه وقتى محرم است كه خواهر خود تو باشد، پسر اگر برادرى دارى كه مادرش مادر تو نیست و قبل از آنكه بعقد پدرت درآید از شوهرى دیگر دخترى داشته ، آن دختر، خواهر برادرى كه این زن براى تو مى آورد هست لكن خواهر تو نیست نه از طرف پدر و نه از طرف مادر بهمین جهت با تو محرم نیست .
مساءله 2 - نسبت خویشاوندى یا شرعى است و یا غیر شرعى نسبت شرعى آن خویشاوندى است كه بوسیله وطى حلال انجام شده باشد، وطیى كه ذاتا حلال و بخاطر سببى شرعى صورت گرفته باشد، كه آن سبب شرعى یا نكاح است و یا مالك شدن كنیز و یا تحلیل مالك كنیز كنیز خود را بدیگرى ، هر چند كه این حلال ذاتى بعلتى عارضى حرام شده باشد مانند وطى همسر حلال خود را در حال حیض ، و یا در روزیكه مرد روزه و یا در اعتكاف و یا در حرام است و امثال اینها، و ملحق باین قسم است وطى به شبهه (مثل وطى مرد و زنى بخیال اینكه زن و شوهرند) بعدا معلوم شود كه اشتباه كرده اند و اما غیر شرعى عبارتست از خویشاوندى حاصل از زنا، و احكامیكه بر خویشاوندى مترتب مى شود و در شرع براى خویشاوند ثابت شده نظیر ارث بردن از یكدیگر هر چند مختص به خویشاوندى قسم اول است لكن ظاهر بلكه یقینى است كه موضوع حرمت نكاح اعم از خویشاوندى شرعى است و شامل غیر شرعى نیز مى باشد، در نتیجه اگر كسى با زنى زنا كند و او از این طریق یك پسر بیاورد و یك دختر ازدواج آن پسر و دختر یقینا حرام است ، و همچنین ازدواج آن دو با اولاد آن مرد و آن زن ، اولادى كه آن مرد از طریق نكاح دارا شده و اولادیكه آن زن از طریق نكاح زائیده و یا اولادیكه آن مرد بوسیله زناى با زن دیگر دارا شده ، و همچنین اگر فرزندیكه از زنا متولد شده پسر باشد مادر زانیه او و مادر مادرش و مادر پدر زانیش و خواهرش ، همه بر او حرامند و اگر دختر باشد بر آن مرد زانى و بر پدر و اجداد او و به برادران و عموهاى او حرام است .
مساءله 3 - منظور از وطى به شبهه وطى است كه بیجا واقع شود، و در عین حال علم بحرمت آن در بین نباشد بلكه باعتقاد اینكه حلال است صورت گیرد، مثل كسیكه زنى اجنبیه را وطى كند بخیال اینكه همسر خود او است ، و در جائى هم كه طریق معتبر و یا اصلى ندارد كه معین كند وطى این زن حرام است همینطور است ولى مع ذلك محل اشكال است ، و ملحق بوطى به شبهه است وطى دیوانه و شخصیتكه در خواب با زن اجنبیه جماع كرده و یا در حالى شبیه به جنون و خواب ، اما وطى كسیكه مستى عقلش را زایل كرده در صورتیكه مستیش بخاطر نوشیدن عمدى مسكر و از روى عصیان بوده باشد وطى به شبهه نیست


نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:- -

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر