تبلیغات
وبلاگ حقوقی یعقوب شاهماری سوها - وكیل پایه یك دادگستری - عضو كانون وكلای دادگستری استان اردبیل - تحریر الوسیله حضرت امام خمینی ( ره )- گفتار در وطى حیوانات و میت انسان بخش 1


درباره وبلاگ:

آرشیو:

طبقه بندی:

آخرین پستها :

نویسندگان:

آمار وبلاگ:


Admin Logo themebox

تحریر الوسیله حضرت امام خمینی ( ره )- گفتار در وطى حیوانات و میت انسان بخش 1

نوشته شده توسط:یعقوب شاهماری سوها
یکشنبه 28 آذر 1389-06:30 ب.ظ

گفتار در وطى حیوانات و میت انسان  
مساءله 1 - در وطى حیوانات حدى معین نشده و حاكم مرتكب آن را تعزیر مى كند و مقدار تعزیر هم بستگى به نظر حاكم دارد، و در تعزیر شرط است كه مرتكب در حال ارتكاب بالغ و عاقل و مختار باشد و پاى اشتباه در بین نباشد (اما اگر ادعا كند كه مثلا من خیال مى كردم وطى حیوان اشكالى ندارد لذا آن را وطى كردم و چنین خطائى از مثل چنین شخصى ممكن و محتمل باشد تعزیرش جائز نیست )، بنابراین كودك نابالغ تعزیر نمى شود و اگر ممیز باشد و تادیب حاكم در او موثر باشد حاكم بهر مقدار كه صلاح بداند او را عقوبت مى كند، و نیز دیوانه اگر چنین كند تعزیر ندارد هر چند ادوارى باشد ولى در دور جنونش مرتكب شده باشد، و بر مكره یعنى كسى كه از ناحیه شخص زورمندى تهدید شده باشد تعزیر نیست و همچنین بر مشتبه كه حكمش بیان شد.
مساءله 2 - تحقق چنین جرمى به چند طریق اثبات مى شود:
اول بشهادت دو شاهد عادل و در این جرم شهادت زنان پذیرفته نیست نه به تنهائى و نه بانضمام شهادت مردان .
دوم به اقرار خود مرتكب كه اگر اقرار كند من چنین كارى را مرتكب شده ام و حیوان هم ملك خود او باشد تعزیر مى شود، و اما اگر حیوان مال دیگرى باشد با اقرارش تنها تعزیرش ثابت مى شود، اما سایر احكام حیوان وطى شده بر آن حیوان جارى نمى شود مگر آنكه مالك حیوان مرتكب را تصدیق كند كه در اینصورت آن احكام جارى است .
مساءله 3 - اگر این عمل بطور مكرر از كسى سر زده باشد و بعد از هر ارتكابى عقوبت ندیده باشد لازم نیست براى هر ارتكاب یك عقوبت ببیند، و اما اگر بعد از هر ارتكاب تعزیر شده باشد احتیاط این است كه در نوبت چهارم كشته شود.
مساءله 4 - حد زناى با زنیكه مرده مانند حد زناى را زنده است ، اگر مرد همسر داشته و شرائط احصان را دارا باشد زناى او محصن و حدش سنگسار است و اگر همسر نداشته به تفضیلى كه در حد زنا گذشت تازیانه مى خورد، و چون جنایت در اینجا فاحش تر و زشت تر است علاوه بر حد تعزیر هم مى شود و مقدار تعزیر بستگى بنظر حاكم دارد هر چند كه تعزیر زائد بر حد محل تامل است ، و اگر مردى كه زنش فوت كرده مرده او را وطى كند تنها تعزیر مى شود نه حد، و در لواط با میت همان حدى است كه در لواط با زنده است و بیانش گذشت با تشدید در عقوبت او به تعزیر كه در این تشدید هم تامل است .
مساءله 5 - در ثبوت حد در وطى میت همه شرائطى كه در وطى زنده معتبر بود معتبر است از قبیل داشتن بلوغ و عقل و اختیار و پاى شبهه در میان نبودن .
مساءله 6 - وطى و زناى با زن مرده و لواط با پسر مرده با شهادت چهار مرد و بقول بعضى با شهادت دو نفر شاهد عادل ثابت مى شود كه اعتبار چهار نفر بودن شهود اشبه است ، و با شهادت زنان به تنهائى و با انضمام شهادت مردان ثابت نمى شود حتى بنابر احتیاط اگر سه نفر مرد و دو نفر زن شهادت دهند ثابت نمى شود كه این شخص با زنى مرده زنا كرده است ، و در لواط با پسر مرده بنابر اقوى با شهادت سه مرد و دو زن ثابت نمى شود. طریق دیگر ثابت شدن این جرم اقرار مجرم است كه اگر چهار بار تكرار شود ثابت مى شود.
یك فرع : كسى كه عورت خود را با دست یا اعضاى دیگر بمالد تا منى از آن خارج شود حاكم تعزیرش مى كند و مقدار عقوبت او بنظر حاكم است ، و این جرم با شهادت دو شاهد عادل و با اقرار مرتكب ثابت مى شود ولى با شهادت زنان نه بتنهائى و نه بانضمام شهادت مرد ثابت نمى شود. و اما عقوبت دفاعى مسائلش در ذیل كتاب امر بمعروف و نهى از منكر گذشت .
تتمه اى در مورد احكام اهل ذمه
 
(گفتار در كسى كه از او جزیه مى گیرند)  
مساءله 1 - از یهود و نصارى كه اهل كتاب هستند و هر ملتى كه شبهه داشتن كتاب در آنها هست نظیر مجوسیان جزیه یعنى مالیات سرانه گرفته مى شود، و در این حكم فرقى نیست بین مذاهب مختلفه آنان نظیر كاتولیك و پروتستان و غیر اینها هر چند كه در فروع و بعضى از اصول مختلف باشند بعد از آنكه همه نصارى یا یهود یا مجوس خوانده مى شوند.
مساءله 2 - حكومت اسلامى جزیه را از سایر فرقه هاى كفار یعنى مشركین مانند بت پرستان و ستاره پرستان و غیر اینها نمى پذیرد، چه عرب و چه عجم ، چه اینكه خود را بصاحب كتابى مثل ابراهیم و داود و انبیائى دیگر منسوب كنند و چه نكنند، بنابراین از غیر یهود و نصارى و مجوس غیر از اسلام آوردن و یا كشته شدن پذیرفته نیست ، و همچنین از كسانیكه در اصل یكى از این سه كیش را نداشته اند و جدیدا یعنى بعد از نسخ شرایع سه گانه بوسیله اسلام به این كیش ها در آمده اند جزیه پذیرفته نیست و كافر جربى شناخته مى شوند كه یا به اسلام در مى آیند یا كشته مى شوند، چه اینكه قبلا مشرك بوده باشند و چه از فرقه هاى باطل دیگر باشند.
مساءله 3 - فرقه هاى سه گانه نامبرده اگر بشرائط ذمه گردن نهند بر مذهبشان ابقاء مى شوند چه عرب باشند و چه غیر عرب ، و همچنین كسانیكه از نسل این سه فرقه بدنیا مى آیند كه جزیه از آنها قبول مى شود و بر مذهبشان ابقاء مى شوند.
مساءله 4 - همانطور كه در مساءله دوم گفتیم كسانیكه قبل از نسخ شرایع سه گانه بوسیله اسلام از دین خود بیرون آمده و به یكى از این سه شریعت داخل شده باشند بر همان دینى و شریعتى كه پذیرفته اند ابقاء مى شوند (و اسلام كارى به آنها ندارد)، و اما بعد از نسخ آن (بعبارت ساده تر بعد از نزول قرآن مجید) به یكى از این سه شریعت نمى شود بكله حكمشان حكم كفار غیر اهل كتاب است كه یا اسلام را مى پذیرند و یا كشته مى شوند، و اگر مسلمانى از اسلام بیرون رود و به یكى از این سه شریعت و یا مسلكى دیگر بگرود مرتد است كه حكمش در باب ارتداد بیان شد.
مساءله 5 - اگر سپاه اسلام قومى از مشركین را به محاصره خود درآورند و آنان ادعا كنند كه ما مشرك نیستیم بلكه یهودى و یا نصرانى و یا مجوسى هستیم از آنان پذیرفته مى شود البته بشرطى كه جزیه بپردازند و اسلام كارى به آنان نداشته و به اقامه بینه تكلیفشان نمى كند، و اگر بعضى از آن مردم ادعا كنند كه اهل كتابند و بعضى دیگر منكر نمى كند، و اگر بعد از بسته شدن عقد جزیه ثابت مى شود و حاكم توجهى به انكار منكر نمى كند، و اگر بعد از بسته شدن عقد جزیه ثابت شود كه دروغ مى گفتند و اهل كتاب نیستند حال یا خودشان اقرار كنند و یا شهود عدل شهادت دهند و یا از طریق معتبر دیگر ثابت شود كه اهل كتاب نبوده اند و با اسلام نیرنگ كرده اند آن عقد خودبخود لغو مى شود.
مساءله 6 - جزیه (كه مالیاتى است سرانه ) از كودكان و دیوانگان و زنان گرفته نمى شود، حال آیا پیران سالخورده و افراد زمین گیر و نابینا و عقب ماندگان فكرى نیز مستثناء هستند یا نه ؟ در آن تردد است و اشبه آنست كه جزیه از آنها ساقط نیست ، از این چند طایفه گذشته جزیه را از تمامى افراد مى گیرند حتى روحانیون و فقرائشان ، لكن به فقراء مهلت مى دهند تا براى پرداخت جزیه تمكن پیدا كنند.
مساءله 7 - جائز نیست در عقد ذمه شرط شود كه جزیه یا بعضى از آن را از زنان نیز بگیرند و اگر چنین شرطى در عقد جزیه ذكر شود تنها همان شرط باطل است و عقد جزیه باطل نمى شود، و اگر سپاه اسلام قلعه اى از اهل كتاب را به محاصره خود درآورد و قبل از بستن عقد جزیه به كیش خود باقى بمانند پذیرفته نمى شود و حتى بعد از عقد جزیه نیز این درخواست قبول نمى شود.
مساءله 8 - كسى كه مجنون دائمى است مادامى كه بهبودى نیافته از پرداخت جزیه معاف است و اگر بهبودى یابد و بهبودیش یكسال دوام پیدا كند مشمول جزیه میشود، و اگر جنونش ادوارى است یعنى مدتى دیوانه و مدتى سالم است بعضى گفته اند طبق حالت غالبى او با عمل مى شود اگر حالت غالبى او جنون است جزیه از او نمى گیرند و اگر سلامتى است و جنونش گاه گاهى است مشمول جزیه مى شود لكن این سخن محل اشكال است و در اصل ثبوت جزیه او اشكال و تردد است .
مساءله 9 - هر كودك نابالغ از اهل كتاب كه بحد بلوغ برسد امر مى شود به اسلام یا پرداخت جزیه ، اگر از پرداخت آنسر باز زند كافر جربى شمرده مى شود، و واجب است بعد از بلوغ كودكانشان عقد جزیه با آنها بسته شود و عقدى كه با پدرانشان بسته شده بود كافى از آنان نیست و وقتى عقد بسته شد بعد از گذشتن یكسال از روز بسته شده عقد جزیه خود آنان باید جزیه را بدهند، و سال پرداخت پدرانشان با سال خود آنان یكى نمى شود بل٥8


نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:- -

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر