تبلیغات
وبلاگ حقوقی یعقوب شاهماری سوها - وكیل پایه یك دادگستری - عضو كانون وكلای دادگستری استان اردبیل - تحریر الوسیله حضرت امام خمینی ( ره )- حد سرقت بخش 1


درباره وبلاگ:

آرشیو:

طبقه بندی:

آخرین پستها :

نویسندگان:

آمار وبلاگ:


Admin Logo themebox

تحریر الوسیله حضرت امام خمینی ( ره )- حد سرقت بخش 1

نوشته شده توسط:یعقوب شاهماری سوها
یکشنبه 28 آذر 1389-06:19 ب.ظ

(فصل پنجم در حد سرقت )  
این فصل پنج فراز دارد:
اول - در مورد سارق .
دوم - مال به سرقت رفته .
سوم - راههاى اثبات سرقت .
چهارم - حد سارق .
پنجم - لواحق این فصل .
گفتار در مورد سارق
 
مساءله 1 - در وجوب اجراء حد بر سارق چند شرط معتبر است :
اول - اینكه شخص دزد به حد بلوغ رسیده باشد، پس اگر طفلى دست به سرقت بزند حد بر او جارى نمى شود، تنها طبق نظرو صلاح دید حاكم تادیب مى شود هر چند كه این گناه مكرر از او سر بزند حتى بیش از پنج نوبت ، لكن بعضى از فقها فرموده اند او را در بار اول عفو مى كنند اگر باز هم مرتكب شد تادیب مى گردد، و اگر بعداز تادیب دوباره دزدى كرد سرانگشتان دستش را آن قدر مى خراشند تا خون در آید، اگر باز هم دست به این كار زد آن وقت بند اول انگشتانش ‍ را قطع مى كنند، و اگر باز هم تكرار كرد همان معامله را با او مى كنند كه با افراد بالغ مى كنند، و درباره سرقت اطفال روایاتى است كه در آنها آمده است كه این حكم را غیر از رسول خدا صلى الله علیه و آله و من (یعنى امیرالمومنین علیه السلام ) كسى جارى نكرد، بنابراین اشبه همان است كه ما گفتیم .
دوم - اینكه عاقل باشد پس اگر دیوانه مرتكب سرقت شود دستش قطع نمى شود، هر چند دیوانه ادوارى باشد و در دور سلامتش مرتكب شده باشد و هر چند كه این عمل را تكرار كند، بله اگر ادب كردن در او اثر بگذارد باید تادیب شود.
سوم - اینكه به اختیار خود دزدى كرده باشد نه بتهدید كسى كه اگر با تهدید باشد دستش قطع نمى شود.
چهارم - اینكه دزدیش از روى اضطراب نباشد، بنابراین اگر كسى بخاطر رفع اضطرابش دست به دزدى بزند (مثلا در هنگام قطحى براى حفظ جانش دست به دزدى بزند) دستش قطع نمى شود.
پنجم - اینكه مالى محفوظ را دزدیده و پس از باز كردن یا شكستن محفظه آن را ربوده باشد، حال چه اینكه هر دو را خود انجام داده باشد یا آنكه با شركت شخصى دیگر، پس اگر شخصى غیر او محفظه را باز كرده و او مال را بدون شكستن محفظه از آن خارج كرده باشد، نه دست باز كننده محفظه قطع مى شود و نه دست دزد هر چند كه با هم و به كمك هم براى دزدى آمده باشند، چیزى كه هست آنكه محفظه را باز كرده آنچه را كه تلف كرده و دزد آنچه را كه دزدیده ضامن هستند.
ششم - اینكه كالا را از محفظه بیورن بیاورند یا بدست خود و یا به مشاركت غیر، و بیرون آوردن محقق مى شود به اینكه خودش مباشره (مستقیما با دست خود) بیرون آورده باشد مثل اینكه آن را بدوش گرفته بیرون بیاورد، و یا به تسبب (بطور غیر مستقیم و با واسطه ) مثل اینكه متاع را با طناب بسته آن را از داخل محفظه به بیرون كشیده باشد، و یا بر پشت مركبى كه در همان محفظه موجود باشد بار نموده از آنجا خارج كند، و یا آن را به بال مرغى تربیت شده ببندد و پرواز دهد مرغى كه عادت كرده دوباره نزد صاحبش بر مى گردد و متاعى كه بر بال او بسته شده بصاحبش مى رساند، و یا متاع را بدست دیوانه اى و یا نابالغى بدهد تا او بیرونش ببرد، كه در همه این صورتها دست دزد قطع مى شود، و اما اگر آن را بدست طفلى ممیز بدهد در قطع كردن دستش اشكال بلكه منع است .
هفتم - اینكه سارق پدر صاحب مال نباشد كه اگر پدر او باشد و مال او را دزیده باشد دستش قطع نمى شود، بخلاف فرزند كه اگر مال پدر را بدزدد دست او قطع مى شود، و همچنین اگر مادر از مال فرزندش بدزدد یا خویشاوندان اگر مال یكدیگر را بدزدند دستشان قطع مى شود.
هشتم - اینكه مال را سرى و پنهان از چشم صاحبش دزدیده باشد، و اما اگر بعنوان قهر و غلبه درب خانه كسى را بشكند و یا قفل صندوق متاع او را بشكند و مال او را ببرد دستش قطع نمى شود، بلكه حتى اگر شكستن درب و یا قفل سرى باشد لكن برداشتن و بردن مال علنى و بعنوان قهر و غلبه باشد دستش قطع نمى شود (چون مصداق غارت و امثال آن است نه مصداق دزدى ).
مساءله 2 - اگر به دو نفر در باز كردن محفظه شریك شوند لكن مال را یكى از آن دو بدزدد تنها دست دزد قطع مى شود نه آن دیگرى ، و اگر یكى از آنها دو به تنهائى محفظه را باز كند ولى مال را با شركت یكدیگر بدزدند تنها دست آن كس ‍ قطع مى شود كه هم محفظه را گشوده و هم مال را برده ، و اما اگر در هر دو كار با هم شریك باشند در صورت وجود سایر شرائط دست هر دو قطع مى شود.
مساءله 3 - در اجراى حد سرقت و همچنین سایر حدود الهى این شرط معتبر است كه هیچ شبهه اى در بین نباشد نه شبهه در حكم و نه شبهه در موضوع ، بنابراین اگر یكى از دو نفر شریك گمان كند كه شرعا جائز است بدون اجازه كارى كند دستش قطع نمى شود، چون در مسئله شبهه داشته است هر چند آن مقدارى كه برداشته از سهم الشركه اش به مقدار نصاب سرقت بیشتر باشد، و همچنین است اگر برداشتنش به قصد دزدى نباشد چون مى داند كه دزدى حرام است لكن بقصد به هم زدن شركت و تقسیم سرمایه بوده پیش خود گفته است من سهم خود را بر مى دارم و بعدا از شریكم اذن مى گیرم ، بله اگر در این فرض كه علم به حرمت سرقت دارد در عین حال بقصد سرقت بردارد دستش قطع مى شود، و همچنین است در شبهه موضوعیه مثل اینكه مال دیگرى را به خیال اینكه مال خودش است بردارد كه این عمل دزدى شمرده نمى شود، و اگر از مال مشترك بمقدار سهمش بدزدد دستش قطع نمى شود، و لكن بمقدار یك ربع دینار كه نصاب حد سرقت است بیشتر بدزدد دستش قطع مى شود.
مساءله 4 - در سرقت از مال غنیمت جنگى دو روایت است ، در یكى آمده كه دست او قطع نمى شود، و در دیگرى آمده اگر آنچه دزدیده بمقدار یك ربع دینار بیشتر از سهم خودش بوده باشد دستش قطع مى شود و اگر بیشتر نباشد نمى شود.
مساءله 5 - در قطع دست دزدى فرقى نیست بین اینكه مرد باشد یا زن ، بنابراین دست زن هم قطع مى شود در آنچه كه دست مرد در آن قطع مى شود، و نیز فرقى نیست بین اینكه مسلمان باشد یا كافر ذمى ، پس اگر مسلمانى مالى را بدزدد دستش قطع مى شود هر چند كه از كافر ذمى باشد، و ذمى هم اگر مرتكب دزدى شود دستش قطع مى شود هر چند كه از كافر ذمى باشد، و ذمى هم اگر مرتكب دزدى شود دستش قطع مى شود چه اینكه صاحب مال مسلمان باشد یا ذمى .
مساءله 6 - اگر امین در امانت خیانت كند و یا رهن مال رهن را بدزدد دستش قطع نمى شود، و همچنین است اگر اجاره دهنده مال مورد اجاره را بدزدد.
مساءله 7 - اگر اجیر چیزى از مال صاحب كار را بدزدد در صورتیكه صاحب كار گفته باشد مال من نزد تو امانت است دست او قطع نمى شود، ولى اگر صاحب كار كال خود را از او پنهان نموده و در محفظه اى نهاده و اجیر درب آن محفظه و محل را باز كرده و مال او را دزدیده باشد دستش قطع مى شود، و همچنین است اگر شوهر مال محفوظ زنش را و زن مال محفوظ شوهرش را بعد از باز كردن محفظه بدزدد دستش قطع مى شود، و اما اگر صاحب مال مال خود را از همسرش پنهان نكرده باشد قطع نمى شود، بله اگر زن از مال محفوظ شوهرش بعوض نفقه اى كه به او نداده بدزدد و مقدار آن برابر نفقه او باشد و یا اگر زیادتر دزدیده زیادیش بقدر ربع دینار نباشد دستش قطع نمى شود، و همچنین قطع مى شود دست میهمان اگر مال میزبان را كه از او پنهان كرده بود و در مخفظه نهاده بدزدد، و اما اگر از او پنهان نكرده باشد دستش قطع نمى شود.
مساءله 8 - اگر كسى مال دیگرى را از محفظه اش بیرون بیاورد به ادعاى اینكه صاحب مال آن را به من بخشیده و یا خودش دستور داده بیرون آورم و صاحب مال ادعا كند كه وى آن را دزدیده ، حد از او ساقط مى شود مگر آنكه صاحب مال اقامه بینه كند بر اینكه آن شخص مال او را دزدیده ، و همچنین است اگر ادعا كند كه این مال از خودم است و صاحب خانه منكر باشد، كه در این فرض هر چند قول صاحب خانه با سوگند او مقبول است و مال را از آن شخص ‍ مى گیرد لكن آن شخص به جرم دزدى دستش قطع نمى شود.
گفتار در مال سرثت شده
 
مساءله 1 - نصاب مالى كه دزد بجرم دزدى آن دستش قطع مى شود یك چهارم دینار طلاى خالص سكه دار است ، و اگر مال بسرقت رفته از جنس دینار نباشد قیمت آن معادل یك چهارم دینار باشد، چه اینكه لباس باشد و چه جنس ‍ معدنى و چه میوه و خوراك ، آنهم چه تازه و چه خشكش ، و نیز چه اینكه آن مال نظیر میوه هاى كوهى در اصل براى همه مردم مباح بوده باشد و چه نباشد، و چه مانند سبزیجات و میوه هاى جالیزى و درختى و امثال آن فاسد شدنى باشد و چه نباشد، حاصل كلام اینكه هر چیزى كه در ملك مسلمان و بحد نصاب بوده باشد اگر كسى آن را بدزدد دستش قطع مى شود حتى مرغ خانگى و پرنده و سنگ رخام (30).
مساءله 2 - در طلا فرقى نیست بین مسكوك و غیر مسكوك آن ، بنابراین اگر طلائى را دزدیده باشد كه قیمت آن معادل باشد با قیمت یك چهارم دینار مسكوك دستش قطع مى شود، و اما اگر وزن آن برابر وزن یك چهارم دینار مسكوك باشد ولى قیمت آن برابر با قیمت یك چهارم دینار مسكوك نباشد دستش قطع نمى شود، و اگر عكس این باشد یعنى قیمت آن برابر قیمت این بود ولى وزن آن كمتر بود دستش قطع مى شود.
مساءله 3 - اگر فرض شود در جائى دو نوع دینار مسكوك رائج باشد كه قیمت آن دو مختلف باشد و این اختلاف نه بخاطر كمتر بودن وزن یكى از دیگرى باشد و نه بخاطر بیشتر بودن خلیط آن بلكه از این دو جهت برابر باشند و اختلاف بخاطر سكه آن دو باشد، نزدیكتر به احتیاط آنست كه دست دزد قطع نكنند مگر زمانى كه قیمت مال مسروقه برابر باشد با یك چهارم دینارى كه ارزش بیشترى دارد، هر چند كه اشبه كفایت برابرى آن با قیمت ارزانتر است .
مساءله 4 - مراد به دینار مسكوك دینار مسكوكى است كه رائج هم باشد، بنابراین اگر دینارى مسكوك یافت شود كه رائج بین مردم نیست یك چهارم قیمت آن معیار واقع نمى شود، پس اگر قیمت مال مسروقه برابر با یك چهارم قیمت آن باشد ولى برابر قیمت یك چهارم مسكوك رائج نباشد دست سارقین قطع نمى شود.
مساءله 5 - اگر چیزى را به گمان اینكه قیمتش به یك چهارم دینار مسكوك نمى رسد بدزدد مثلا دینارى را به خیال اینكه درهم است بدزدد على الظاهر دستش قطع مى شود، و اگر عكس این شد یعنى چیزى را بگمان اینكه یك چهارم دینار مسكوك مى ارزد بدزدد بعد معلوم شود كه نمى ارزیده دستش قطع نمى گردد.
مساءله 6 - نصاب قطع دست یعنى یك چهارم دینار مسكوك و یا هر چیزى كه قیمتش بالغ بر آن باشد حداقل قیمتى است كه بخاطر آن دست سارقش قطع مى گردد، بنابراین اگر بیشتر از این دزدیده باشد دستش قطع مى شود، همانطور كه براى یك چهارم دینار قطع مى شد حال بهر مقدار كه بوده باشد، و براى زیادتر از نصابش عقوبتى بیشتر نیست .
مساءله 7 - در مال مسروقه شرط است كه صندوق و محفظه قرار گرفته باشد، مثلا در اطاقى یا صندوقى بوده باشد كه درب آن را قفل كرده باشند، و یا در زیر خاك دفن كرده باشند، و یا مالك آن را از چشم مردم زیر فرش و یا لاى كتاب و امثال آن پنهان كرده باشد، و خلاصه كلام در جائى باشد كه عرف تصدیق كند مالكش آن را ضبط كرده و محفوظ نموده است ، و اما اگر مالى را بدزدد كه اینطور نباشد دستش قطع نمى شود، هر چند كه بخاطر داخل شدنش در ملك و مالك و بدون اجازه او گناه كرده است ، پس اگر شخصى مالى كه در دكان شخصى واقع است در هنگام روز كه دكان او باز است سرقت كند دستش قطع نمى شود، هر چند كه وارد شدنش در دكان او بدون اجازه او گناه است .
مساءله 8 - از آنجا كه محل حفظ و صندوق نگهدارى اشیاء مختلف است و متعارف آنست كه براى حفظ هر مالى جائى مناسب آن تهیه مى كنند، آیا جائى كه محل حفظ چیزى معین است صندوق براى اشیاء دیگر نیز شمرده مى شود یا نه ؟ مثلا اگر یك دینار طلا از جیب مالكش در داخل طویله او افتاده باشد و كسى كه قفل طویله را بشكند براى اینكه اسب او را بدزدد وقتى دینار را ببیند از دزدیدن است صرفنظر نموده آن را بدزدد دزدیش از صندوق شمرده مى شود تا دستش قطع شود یا نه ؟ زیرا طوله محفظه اسب و گاو و سایر احشام است نه محفظه دینار؟ اشبه و نزدیكتر به احتیاط همین است و دست چنین دزدى قطع نمى گردد، بله اگر مالك دینارش را در طویله اش پنهان كرده باشد و دزد آن را سرقت كند دستش قطع مى شود.
مساءله 9 - جائى كه محفظه نیست اگر كسى مالى را از آنجا بدزدد دستش قطع نمى شود، مثل دزدى از كاروانسرها و حمامها و خانه هائى كه درب آنها براى عموم باز است نظیر مساجد و حسینیه ها و مدارس و مشاهده مشرفه ، و یا براى طائفه خاصى همیشه باز است نظیر موسسات صنعتى و غیره ، و آیا صرف اینكه مالك مال خود را زیر نظر دارد و مراقبت مى كند مثلا حیوانات خود را در صحرا مى چراند محفظه شمرده مى شود و اگر كسى یكى از همان حیوانات را بدزددد دستش قطع مى شود یا نه ؟ و صرف چرانیدن و مراقبت محفظه بحساب نمى آید؟ اقوى آنست كه محفظه نیست ، و آیا كسى كه پرده كعبه را بدزدد دستش قطع مى شود یا نه ؟ بعضى گفته اند قطع مى شود ولى اقوى آنست كه قطع نمى شود، و همچنین دست سارقى كه در مشاهده مشرفه چه از حرم مطهر و چه از رواق آن و چه از صحنش ‍ دزدى كند قطع نمى شود.
مساءله 10 - اگر جیب بر از جیب كسى چیزى را بدزدد اگر آن مال در محفظه بوده یعنى مثلا در جیبى بوده كه زیر لباس ‍ است یا اگر در جیب بیرونى بوده ولى آن جیب براى خودش در بى نظیر زیب دارد، على الظاهر قطع دست او ثابت است ، و اما اگر در جیب بازى كه در روى لباس او قرار داشته باشد دستش قطع نمى شود، ولى اگر جیب او در آستر جامه روئى او بوده ظاهرا دست سارقش قطع مى گردد، پس ملاك و میزان صدق حرز و محفظه است .
مساءله 11 - اشكالى نیست در اینكه دست دزد قطع مى شود در سرقت میوه درختان بعد از آنكه صاحبش آن را چیده و انبار كرده باشد، همچنانكه اشكالى نیست در اینكه قطع نمى شود در سرقت میوه اى كه هنوز چیده نشده و درخت آن در چهار دیوارى باغ و بستان واقع شده و درب آن باغ بسته و قفل باشد آیا به خاطر دزدیدن میوه آن دست دزد قطع مى شود یا نه ؟ نزدیكتر به احتیاط بلكه اقوى آنست كه قطع نمى شود.
مساءله 12 - در قحط سالى اگر مال به سرقت رفته خوردنى باشد هر چند كه فعلا خوردنى نیست ولى بعدا خوردنى مى شود مانند نخود و لوبیا و امثال آن دست سارق قطع نمى شود، البته به شرطى كه سارق مضطر بدزدیدن آن شده باشد، و اما در غیر خوردنى ها و نیز در خوردنیهاى غیر مورد اضطرار محل اشكال است و نزدیكتر به احتیاط آنست كه قطع نكنند، بلكه این احتیاط در مرود فقیر و محتاج كه مال غیر خوردنى را دزدیده باشد خالى از قوت نیست .
مساءله 13 - اگر كسى انسان حر (یعنى انسانى كه برده و ملك كسى نیست ) را بدزدد چه كبیر باشد و چه صغیر، و چه زن باشد و چه مرد بعنوان سرقت دستش قطع نمى شود، حال آیا بعنوان دفع فساد قطع مى شود یا نه ؟ بعضى گفته اند قطع مى شود و روایتى هم طبق این فتوى هست ، لكن نزدیكتر به احتیاط ترك قطع دست و تعزیر اوست بطورى كه حاكم مصلحت بداند.
مساءله 14 - اگر صاحب خانه ایكه خانه خود را به كسى عاریه داده و آن شخص اموالى را در پستوى خانه نهاده و درب آن را قفل كرده ، قفل آن را بشكند و مالى از آن شخص را بدزدد دستش قطع مى شود، و همچنین اگر خانه خود را اجاره داده و چیزى از اموال مستاجر را بدزدد دستش قطع مى شود، اما اگر صاحب خانه پستوى خانه را كه غاصبى آن را به زور از وى غصب كرده بشكند و چیزى از اموال غاصب را بدزدد دستش قطع نمى شود، و اگر مال صاحب حرز مخلوط به مال غاصب باشد و او بمقدار مال خود كه در پستوى خانه اش مى باشد و فعلا در دست غاصب است را بردارد البته بشرطى كه آن مقدار زیادى از كمتر از نصاب دزدى باشد دستش قطع نمى شود


نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:- -

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر