تبلیغات
وبلاگ حقوقی یعقوب شاهماری سوها - وكیل پایه یك دادگستری - عضو كانون وكلای دادگستری استان اردبیل - تحریر الوسیله حضرت امام خمینی ( ره )- حد سرقت بخش 2


درباره وبلاگ:

آرشیو:

طبقه بندی:

آخرین پستها :

نویسندگان:

آمار وبلاگ:


Admin Logo themebox

تحریر الوسیله حضرت امام خمینی ( ره )- حد سرقت بخش 2

نوشته شده توسط:یعقوب شاهماری سوها
یکشنبه 28 آذر 1389-06:17 ب.ظ

مساءله 15 - اگر مال به سرقت رفته وقف باشد و ما معتقد باشیم كه هر موقوفه اى ملك واقف است همچنانكه در بعضى از صور چنین است ، و یا ملك موقوف علیه است دست دزدش قطع مى شود، و اما اگر بگوئیم وقف عبارتست از آزاد سازى چیز و متاعى از قید ملكیت بمنظور اینكه منافعش مستمرى موقوف علیه باشد دست دزدش قطع نمى شود، و اگر سارق مالى را بدزدد كه مصرف آن اشخاص خاصى باشند مانند زكات و ما معتقد باشیم كه زكات ملك هیچكس نیست دست دزدش قطع نمى شود، و اگر مالى را بدزدد كه ملك امام علیه السلام است مانند نصف خمس ‍ یعنى سهم امام علیه السلام و ما معتقد باشیم كه سهم امام علیه السلام ملك آنجناب است آیا با پیشنهاد فقیه جامع شرائط دست او قطع مى شود یا نه ؟ در آن تردد هست و بنابر اینكه ملك امام علیه السلام نباشد و آنجناب ولى امر آن باشد بنابر احیتاط دست دزدش را قطع نمى كنند.
مساءله 16 - درب حرز و محفظه و همچنین آنچه كه بر روى آن بكار رفته (از قبیل میخهاى نفره اى و حلقه قیمتى و امثال اینها) كه در قسمت خارج درب بكار رفته باشد جزء اشیاء داخل محفظه شمرده نمى شود و سارق آن دستش ‍ قطع نمى گردد، بله على الظاهر درب داخلى كه بعد از درب اول واقع است بخاطر درب اول محرز شمرده مى شود یعنى از چیزهائى شمرده مى شود كه در حرز است ، همچنانكه چیزهائیكه بر دیوار بیرونى بكار رفته محرز است ، پس ‍ اگر كسى درب اول را بشكند و داخل حرز بشود و چیزى از اجراء بكار رفته در دیوار و یا در سمت درونى درب بكار رفته را بدزدد دستش قطع مى شود.
مساءله 17 - كفن دزد اگر نبش قبر كند و كفن میت را بدزدد هر چند بعضى از تكه هاى مستحب كفن بوده باشد بشرطى كه آن قطعه بحد نصاب یعنى یك چهارم دینار مسكوك برسد دستش قطع نمى شود، و اگر نبش قبر كند ولى كفن را ندزدد دستش قطع نمى شود و تنها تعزیر مى شود چون قبر جز براى كفن حرز نیست ، بنابراین اگر غیر از كفن چیز دیگرى همراه میت دفن كرده باشند و شخص براى دزدیدن آن قبر را بشكافد و آن را بیرون بیاورد بنابر احتیاط دستش ‍ قطع نمى شود، و اگر چند بار قبرهائى را نبش كند و از ترس مامورین حكومتى نتواند كفن را بدزدد بنا به افتوى بعضى كشته مى شود لكن در این فتوى تردد است .
گفتار در اینكه سرقت به چه طریقى ثابت مى شود
 
مساءله 1 - حد سرقت از طریق دو بار اقرار به عملى كه موجب آنست ثابت مى گردد، طریق دیگر ثابت شدن آن شهادت دو شاهد عادل است ، و اگر سارق یك بار اقرار كند دستش قطع نمى شود لكن مال را از او مى گیرند، و در شهادت دو شاهد عادل مرد بودن شرط است ، پس با شهادت دو زن و یك مرد و یا چهار زن ثابت نمى شود، همچنانكه با شهادت یك مرد و سوگند صاحب مال ثابت نمى گردد.
مساءله 2 - در اقرار كننده شرط است كه بالغ و عاقل و مختار و قاصد باشد، پس اگر نابالغ اقرار بدزدى كند دستش قطع نمى شود هر چند كه فتوا این باشد كه دست نابالغ نیز بجرم دزدى قطع مى شود، و نیز اگر دیوانه اى اقرار كند هر چند جنونش ادوارى باشد دست او را قطع نمى شود مگر آنكه در دور سلامتى عقلش اقرار كند كه در همان زمان دزدى كرده است ، همچنانكه مكره یعنى كسى كه تهدید شده اگر اقرار بدزدى كند و یا كسى از روى شوخى و یا در حال سهو یا غفلت و یا خواب و یا بیهوشى اقرار كند و یا كسى از روى شوخى و یا در حال سهو یا غفلت و یا خواب و یا بیهوشى اقرار كند نه دستش قطع مى شود و نه مال را از او مى گیرند.
مساءله 3 - اگر كسى او را تهدید كرده باشد كه اگر اقرار نكنى تو را مى زنم و یا مثلا فلان ضرر را به تو مى رسانم او هم از ترس اقرار كند و آن مبلغ را بیاورد و تحویل دهد با این حال قطع دست او ثابت نمى شود مگر آنكه قرائنى در بین باشد كه در اینصورت دستش قطع مى شود.
مساءله 4 - اگر دو نوبت اقرار به دزدى كند و سپس منكر آن شود آیا دستش قطع مى شود یا نه ؟ نزدیكتر به احتیاط آنست كه قطع نشود لكن قطع كردنش به نظر رجحان دارد، و اگر انكارش بعد از یك نوبت اقرار باشد مال را از او مى گیرند ولى دستش قطع نمى شود، و اگر دزدیش با اقرار ثابت نشده بلكه با قیام بینه ثابت شده باشد و سپس توبه و یا انكار كند پذیرفته نیست و دستش قطع مى شود، و اما اگر قبل از قیام بینه و یا قبل از اقرار توبه كرده باشد حد از او ساقط مى شود، و اگر بعد از اقرار توبه كند بعضى گفته اند امام علیه السلام مخیر است بین عفو و قطع دست ، لكن قطع شدن دستش حتمى است .
گفتار در حد سرقت
 
مساءله 1 - حد سرقت در بار اول این است كه چهار انگشت از دست راستش را از بیخ قطع مى كنند و انگشت شست و كف دست او را باقى مى گذارند، و اگر بعد از این قطع باز هم دست به سرقت بزند این بار نصف پاى چپ او یعنى انگشتان و قسمتى از قدم او را كه به بلندى قدم نرسیده قطع مى كنند تا نصف دیگرش یعنى بلندى وسط قدم و اندكى از محل مسح وى تا بند پایش باقى بماند، و اگر بعد از اجراى این حد باز هم مرتكب دزدى بشود محكوم به حبس ابد مى شود تا مرگش فرا رسد، و اگر فقیر باشد زندگیش از بیت المال تامین مى شود، و اگر باز هم تكرار كند حبس ابد و در تكرار بعدى كشته مى شود.
مساءله 3 - با وجود دست راست دست چپ قطع نمى شود، حال چه اینكه دست راستش سالم و یا فلج و دست چپش سالم باشد و یا بعكش و یا هر دو فلج باشند، بله اگر در بریدن دست فلج به احتمال عقلائى و داراى منشائى عقلائى از قبیل پیش بینى طبیب ترس مرگ وجود داشته باشد بخاطر احتیاط در زنده ماندن سارق آن دستش قطع نمى شود، حال آیا در این فرض دست چپ سالمش قطع مى شود؟ یا اینكه اگر دست چپ فلج باشد در صورتیكه خطر مرگ در قطع راست باشد بدون خطر در دست چپ دست چپش را قطع مى شود؟ و یا اصلا قطع نمى شود؟ سه احتمال است و اشبه آنست كه اصلا قطع نشود.
مساءله 4 - اگر سارق دست چپ نداشته باشد بنابر مشهور دست راستش قطع مى شود، اما روایتى آمده كه اصلا قطع نمى شود لكن باید عمل بفتواى مشهور شود، و اگر در هنگام سرقت دست راست داشته و بعد از سرقت از بین رفته باشد دست چپش بجرم سرقت قطع نمى شود.
مساءله 5 - كسى كه قبل از دزدى دست راست نداشته باشد و در عین حال دزدى كند بعضى گفته اند اگر دست راستش ‍ بخاطر قصاص و مثل آن قطع شده و دست چپ داشته باشد دست چپش قطع مى شود، و اگر دست چپ هم نداشته باشد پاى چپش قطع مى گردد، و اگر پا هم نداشته باشد و به بیش از حبس عقوبت نمى شود، و در همه این فرض ها اشبه آنست كه حد ساقط و باید مجرم تعزیر شود.
مساءله 6 - اگر مسئول اجراى حد بجاى دست راست دست چپ دزد را قطع كند با اینكه هم حكم را مى دانسته و هم موضوع را یعنى هم مى دانسته كه باید دست راست او را قطع كند و هم اینكه این دستى كه قطع مى كند دست چپ است در اینصورت علیه او و به نفع دزد حكم به قصاص مى شود، و قطع دست راست دزد بعلت سرقت همچنان واجب است ، و اگر دست چپ او را قطع كند به خاطر اینكه حكم و یا موضوع برایش مشتبه بوده حق قصاص براى دزد نمى آید لكن حق دارد از مجرى حكم دیه دست چپ را بگیرد، حال آیا در این فرض باز هم بریدن دست راست دزد واجب است یا نه ؟ اقوى آنست كه واجب است و حكم وجوب قطع دست راست در این فرض ساقط نیست .
مساءله 7 - اگر جارى ساختن حد و مثلا بریدن دست دزد باعث سرایت جراحت به بالاتر شود نه حاكم ضامن آنست و نه اجراء كننده حكم او، هر چند كه زمان اجراى حد زمان مناسبى نبوده باشد، مثلا در شدت سرما و یا شدت گرما باشد، بله این دستور استحبابى را داده اند كه در تابستان اجراى حد را یا در ابتداى روز انجام دهند و یا در آخر روز، و در زمستان در وسط روز تا شدت گرماى تابستان و سرماى زمستان محكوم را عقوبت بیشترى ندهد.
(گفتار در لواحق )
 
مساءله 1 - اگر دو نفر دزد متاعى را كه یك چهارم دینار مسكوك ارزش دارد و یا بیشتر اما نه بحدیكه سهم هر یك به یك چهارم دینار برسد، آیا دست هر دو آنها قطع مى شود یا از هیچیك قطع نمى شود؟ اشبه آنست كه از هیچیك قطع نمى گردد.
مساءله 2 - اگر بقصد سرقت چیزى حرز را بگشاید ولى دستگیر نشود و بار دوم بدزدى بیاید و آن را ببرد آنگاه دستگیر شود سپس بینه اى بر هر دو سرقت اقامه شود و بینه در یك جلسه علیه هر دو سرقت شهادت دهد و یا سارق بهر دو اعتراف كند و بگوید من دو بار بسرقت رفتم ، در اینصورت بجرم سرقت اولش دستش قطع مى شود ولى بجرم سرقت دومش پایش قطع نمى گردد، بلكه بعید نیست حكم در فرضى كه شهادت شهود در دو جلسه باشد و یا دو دسته باشند نیز همین باشد، یعنى شهودى بر سرقت اولش شهادت دهند و قبل از اقامه حد شهودى دیگرى درباره سرقت دومش ‍ شهادت دهند، و همچنین در فرضى كه اقرارش در دو جلسه باشد یكبار بر سرقت اولش اقرار كند و بار دیگر قبل از اقامه حد بر سرقت دومش ، اما اگر شهوودى و یا اقرارى سرقت اولش را اثبات كند و حد بر او جارى شود و آنگاه شهود دوم و یا اقرار دوم صورت بگیرد در نوبت دوم پایش هم قطع مى شود.
مساءله 3 - به فرضى كه نزد حاكم اقامه بینه شود بر سرقت شخصى و یا خود آن شخص نزد حاكم اقرار كند و یا حاكم خودش یقین بسرقت او پیدا كند لكن هنوز صاحب مال براى شكایت نزد حاكم نرفته باشد، دست آن سارق قطع نمى شود، مگر آنكه صاحب مال تقاضاى اجراى حد كند، بنابراین اگر صاحب مال شكایت نزد حاكم نبرد دست او قطع نمى شود، و اگر قبل از شكایت سارق را عفو كند حد از او ساقط مى شود، و همچنین است در صورتیكه قبل از شكایت سارق او عفو كند حد از او ساقط مى شود، و همچنین است در صورتیكه قبل از شكایت مال بسرقت رفته را به سارق ببخشد، و اما اگر شكایت نزد حاكم برده باشد حتى بعد از شكایت مال را به سارق بخشیده باشد حد از سارق ساقط نمى شود، و اگر سارق مالى را كه دزدیده از طریق بیع یا معامله اى دیگر بخود منتقل كرده باشد مثلا از صاحب مال خریده باشد و بعد از معامله صاحب مال شكایت بحاكم برد و سرقت او را ثابت كند حد ساقط مى شود، و اما اگر بعد از شكایت این معامله واقع شده باشد ساقط نمى شود.
مساءله 4 - اگر سارق مال را از حرز و محفظه اش بیرون بیاورد و دوباره بجایش بگذارد اگر بعد از آنكه جایش گذاشت تحت تسلط و ید مالك قرار بگیرد هر چند كه در ضمن سایر اموالش بوده باشد (مثل اینكه قالیچه اى را دزدید و دوباره بجایش گذاشت و در اختیار مالكش قرار گرفت ) دست دزد قطع نمى شود، اما اگر بعد از برگرداندن آن هنوز بدست مالك و در اختیار او قرار نگرفته تلف شود، آیا دست سارقش قطع مى شود یا نه ؟ اشبه آنست كه قطع مى شود، چیزیكه هست خالى از اشكال هم نیست .
مساءله 5 - اگر حرز مال بدست جماعتى گشوده شود لكن مال را یك نفر از آنجا بیرون آورد تنها دست آن یك نفر قطع مى شود، و اگر یكى از آنان آن مال را در درون حرز تا جلو درب حرز بیاورد و دو نفر دیگر آن را خارج سازند باز تنها دست خارج كننده قطع مى شود، و اگر از خارج بطرف خانه مورد نظرشان نقبى زده باشند و یك نفر آن مال را تا وسط نفب بیاورد و نفر دیگر آن را خارج كند على الظاهر دست شخص داخل قطع مى شود ولى اگر آن را تا بین درب حرز یعنى دربى كه حرز آن مال و آن خانه شمرده مى شود بیاورد و در آنجا بگذارد و خلاصه كلام جائى بگذارد كه عرف آن را نه داخل حرز بداند و نه خارج حرز على الظاهر دست هیچیك از آن دو قطع نمى شود، بله اگر طورى آن را قرار دهد كه نیمى از آن داخل و نیم دیگر آن خارج قرار گرفته باشد در اینصورت اگر قیمت هر یك از دو نصف بحد نصاب برسد دست فردیكه داخل بوده است قطع مى شود (چون او مال را از حرز بیرون كرده بود)، و اگر تنها نصف داخلى بحد نصاب برسد فردیكه در خارج است دستش قطع مى شود (چون عرفا او بوده كه مال را از حرز بیرون كرده است ).


نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:- -

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر