تبلیغات
وبلاگ حقوقی یعقوب شاهماری سوها - وكیل پایه یك دادگستری - عضو كانون وكلای دادگستری استان اردبیل - تحریر الوسیله حضرت امام خمینی ( ره )- حد سرقت بخش 3


درباره وبلاگ:

آرشیو:

طبقه بندی:

آخرین پستها :

نویسندگان:

آمار وبلاگ:


Admin Logo themebox

تحریر الوسیله حضرت امام خمینی ( ره )- حد سرقت بخش 3

نوشته شده توسط:یعقوب شاهماری سوها
یکشنبه 28 آذر 1389-06:15 ب.ظ

مساءله 6 - اگر یك مال را كه بحد نصاب مى رسد در چند نوبت از حرز بیرون كرده باشد (مثلا یك گونى برنج بود و بخاطر سنگینى نمى توانسته یكباره آن را بیرون بیاورد) اگر این چند نوبت بدون فاصله زیاد باشد بطوریكه همه آن نوبت هاى متعدد یك سرقت شمرده شود دستش قطع مى شود، و اما اگر یك قسمت آن را در یك شب و قسمت دیگرش را در شب دیگر بیرون كرده باشد و هر یك از این دو قسمت بحد نصاب نرسد بلكه مجموع آن مال بحد نصاب برسد دستش قطع نمى شود (چون دو سرقت است كه هیچیك از آن دو بحد نصاب نمى رسد) و اگر نصف نصاب را از یك حرز و نصف دیگرش را از حرزى دیگر خارج كند و در نتیجه مجموع آن دو بحد نصاب برسد اگر نگوئیم اقوى حداقل نزدیكتر به احتیاط آنست كه دستش قطع نشود.
مساءله 7 - اگر سارقى داخل در حرز بشود و متاعى كه قیمتش به یك چهارم دینار مسكوك مى رسد بردارد ولى قبل از بیرون بردن دستگیر شود دست او قطع نمى شود، و اگر در داخل حرز در متاعى كه به این قیمت است تصرفى كند كه قیمتش از نصاب كمتر شود آنگاه آن را بیرون بیاورد دستش قطع نمى شود، مثلا در داخل اصطبل گوسفندى را كه قیمتش بحد نصاب بود ذبح كند و یا جامه را پاره كند و در نتیجه قیمتش كمتر شود.
مساءله 8 - اگر در داخل حرز نصاب را (مثلا یك سكه ربع دینارى و یا چیزى به این قیمت ) در دهان گذاشته قورت دهد، اگر چیزى باشد كه نظیر طعام در بدن مستهلك مى شود دست او قطع نمى شود، و همچنین است اگر مستهلك نمى شود لكن بیرون كردنش هم امكان ندارد چون سرقت شمرده نمى شود، و اما اگر بیرون كردنش از داخل شكم هر چند بحسب عادت آن شخص ممكن باشد و او در حالیكه آن مال را در جوف خود دارد از حرز بیرون آید در اینكه آیا دستش قطع مى شود یا نه ؟ دو وجه است كه اشبه آن قطع دست است ، البته بشرطى كه مقصود آن شخص از بلعیدن آن مال سرقت باشد و گرنه دستش قطع نمى شود.
فصل ششم در حد محارب
 
مساءله 1 - محارب به كسى گویند كه اسلحه خود را بمنظور تهدید و ترساندن مردم از غلاف در آورد و یا آن را مجهز سازد و قصد افساد در زمین را داشته باشد، چه در خشكى و چه در دریا، چه در شهر و چه در روستا، چه در شب و چه در روز، و با تحقیق این شرائط حكم محارب جارى مى شود و در تحفقش این قید معتبر نیست كه اهل ریبه نیز باشد یعنى سابقه شرارت داشته باشد، و نیز در تحقیق آن فرقى بین مرد و زن نیست ، حال آیا برهنه كردن سلاح بقصد ترساندن مردم از فردى ضعیف و ناتوان كه هیچكس از او نمى ترسد او را محارب مى سازد یا نه ؟
مشكل است بلكه مى توان گفت چنین عملى از چنین كسى او را محارب نمى كند، بله اگر ناتوانى او بحدى نباشد كه هیچكس از او نترسد بلكه در پاره اى از مواقع و در بعضى از افراد ایجاد ترس مى كند ظاهر این است كه او داخل درعنوان محارب است .
مساءله 2 - حكم محارب براى دیدبان محاربین و جاسوس و آنان كه در راه كاروان ها كمین مى كند تا دزدان را از آمدن كاروان خبر دهد ثابت نیست ، كما اینكه براى كسى كه در ضبط اموال مسروقه دزدان را كمك مى كند ثابت نیست ، و همچنین براى داروقه شهر كه سلاح خود را برهنه مى كند و در شهر مى گردد تا افراد محارب را بترساند و از فساد آنان و یا از خطر كسى كه نسبت به خود او سوء قصد دارد و امثال اینگونه اشخاص جلوگیرى بعمل آورد ثابت نیست ، چون جنبه فساد ندارد بلكه عنوان دفع فساد دارد، و نیز برهنه كردن سلاح از كودك صغیر و افراد دیوانه و یا كسانیكه مى خواهند شمشیر بازى كنند عنوان محارب ندارد.
مساءله 3 - اگر كسى بدون دست داشتن سلاح بدیگرى حمله كند تا مثلا مال او را بگیرد و یا او را بكشد، براى شخص ‍ مورد حمله جائز بلكه واجب است از خود دفاع كند هر چند كه دفاعش منجر به قتل طرف بشود، و او در دفاعش ‍ محارب بحساب نمى آید، و اگر كسى با تازیانه یا چوب دستى یا سنگ مردم را بترساند آیا محارب شمرده مى شود یا نه ؟ محل اشكال است بلكه محارب نبودن آن در دو فرض اول یعنى تازیانه بدست و چوب بدست اقرب است .
مساءله 4 - محارب بودن كسى با یك نوبت و نزدیكتر به احتیاط با دو نوبت اقرار و نیز با شهادت دو شاهد عادل ثابت مى شود، و شهادت زنان در این باب قبول نیست چه اینكه شهادت زنان به تنهائى باشد و یا با انضمام شهادت مردان ، و شهادت دزدان و محاربان علیه یكدیگر پذیرفته نیست ، و نیز شهادت كاروانیانى كه اموالشان بدست دزدانى بسرقت رفته علیه دزدان به اینكه همگى با هم بگویند این افراد بر سر ما ریختند و اموال ما را بردند قبول نیست ، و اما اگر بعضى شهادت دهند بر اینكه فلان دزد اموال فلان شخص را برده ولى از ما نبرده است بنابر اشبه پذیرفته است .
مساءله 5 - اقوى آنست كه در اجراى حد محارب حاكم مخیر است بین چند كار:
یكى كشتن محارب ، دوم - به دار آویختن او، سوم - قطع دست و پا بطور مخالف (مثلا دست راست و پاى چپ )، چهارم - تبعید كردن ، و بعید نیست كه بگوئیم بهتر است جنایت او را در نظر گرفته عقوبتى را برایش انتخاب كند كه با جنایت او تناسب داشته باشد، مثلا اگر محارب كسى را كشته باشد او را بقتل برساند و یا بدار بیاویزد، و اگر مالى را ربوده دست و پایش را بطورى كه بیان شد قطع كند، و اگر تنها سلاح خود را برهنه كرده و مردم را ترسانیده او را تبعید نماید، و كلمات فقهاء و همچنین روایات در این مسئله مضطرب است و بهترین وجه همان است كه ما ذكر كردیم (یعنى حاكم مخیر بین این امور است ).
مساءله 6 - آنچه در مساءله قبل گفتیم حد محارب است چه اینكه كسى را كشته باشد و چه نكشته باشد، و چه در صورت كشتن كسى ولى مقتول شكایت نزد حاكم برده باشد یا نه ، و چه در صورت كشتن كسى ولى مقتول شكایت نزد حاكم برده باشد یا نه ، بله در صورتیكه محارب كسى را كشته باشد وقتى قصاص مى شود كه خون او و خون كسى كه او را كشته از نظر ارزش هم سنگ و مساوى باشد یعنى مثلا هر دو مسلمان باشند یا هر دو مرد باشند، و در صورتیكه ولى مقتول او را عفو كند باز حاكم در انتخاب یكى از چهار مجازات مختار است هر چند كه محارب او را بخاطر قصاصش ‍ به دست ولى دم مجروح است و او چه قصاص كند و چه عفو باز حاكم در انتخاب یكى از آن چهار حد مختار است .
مساءله 7 - اگر محارب قبل از دستگیر شدنش توبه كرده باشد حد از او ساقط مى شود، البته اگر حق الناس هم در میان باشد با توبه او از بین نمى رود، پس اگر كسى را كشته و یا مجروح كرده و یا مالى را تلف كرده باشد حق صاحب حق بجاى خود محفوظ است مى تواند قصاص كند و یا مال را از او بگیرد، و اما اگر بعد از دستگیر شدن توبه كند حق الله هم مانند حق الناس از او ساقط نمى گردد.
یعنى باید حد بر او جارى شود هر چند كه صاحب حق از قصاصش صرفنظر كند.
مساءله 8 - اگر سارقى عنوان محارب هم بخود بگیرد حكمش همان است كه درباره محارب گذشت ، و اگر مصداق این عنوان نباشد احكامى دارد كه در ذیل كتاب امر به معروف و نهى از منكر بیان شد.
مساءله 9 - محارب را زنده بدار مى زنند و جائز نیست بیش از سه روز بر روى دار نگهدارند، بلكه او را پائین آورده اگر مرده باشد غسل داده و كفن مى پوشند و بر او نماز گذارده دفنش مى كنند، و اگر زنده مانده باشد بعضى گفته اند نیمه جانش را مى گیرند و مى كشند كه این مشكل است ، بله ممكن است كسى بگوید جائز است او را از اول طورى بدار بیاویزند كه بمیرد (مثلا طناب را به گردنش بیندازند) لكن این نیز خالى از اشكال نیست .
مساءله 10 - اگر نظر حاكم این شد كه محارب را از شهر تبعید كند باید والى به آن شهر كه محكوم در آنجا رفته نامه بنویسد و مردم را از معاشرت و هم غذا شدن و داد و ستد و ازدواج با او و مشورت با او منع كند، و احتیاط آنست كه این تبعید و ممنوعیت كمتر از یكسال نباشد هر چند كه محارب توبه كرده باشد، و اگر توبه نكرده باشد این تبعید ادامه پیدا مى كند تا زمانیكه توبه كند، و اگر محارب بخواهد به سرزمین شرك سفر كند والى باید جلوى او را بگیرد، و اگر مردم سرزمین شرك او را پناه دهند فقهاء فرموده اند مسلمانان با آن مردم مى جنگند تا او را بیرون كنند.
مساءله 11 - در بریدن دست و پاى محارب این شرط معتبر نیست كه دزدى هم كرده باشد تا چه رسد به اینكه دزدیش ‍ بحد نصاب برسد و از حرز بیرون آورده باشد، بلكه امام علیه السلام بصرف همینكه عنوان محارب بر او صدق كند مخیر است در انتخاب یكى از چهار حد، و اگر قطع را اختیار كند نزدیكتر به احتیاط آنست كه ابتداء دست راست و سپس پاى چپ او را قطع كند و بهتر آنست كه بعد از قطع دست راست صبر كند تا زخمش را بخاطر جلوگیرى از خونریزى داغ كند سپس پایش را قطع نماید، و اگر محارب دست راست نداشت و یا اصلا عضو حد را ندارد امام علیه السلام حد دیگر غیر از قطع را اختیار مى كند.
مساءله 12 - اگر مال مردم را بدون محاربه بگیرد حكم محارب بر او جارى نمى شود، همچنانكه اگر مال كسى را بقاپد و فرار كند و یا بزور و بدون اسلحه كشیدن از او بگیرد و یا با حلیه و تزویر از قبیل جعل اسناد و نامه و امثال آن مال افراد را برباید نه حد محارب بر او جارى مى شود و نه حد دزد و لكن بر حسب صلاح حاكم تعزیر مى شود.
(خاتمه در سایر عقوبت ها)
 
گفتار در حكم ارتداد  
مساءله 1 - در كتاب ارث اقسام مرتد و پاره اى از احكام ارتداد را بیان كردیم ، اما در اینجا مى گوئیم مرتد فطرى اسلامش ‍ بحسب ظاهر قبول نمى شود (یعنى حد از او بر طرف نمى شود و اموالش كه بعد از ارتدادش بین ورثه تقسیم شده بر نمى گردد هر چند كه در باطن مسلمان باشد) و حد ارتداد او این است كه اگر مرد باشد كشته شود، و اگر زن باشد حبس ‍ ابد شود، و در اوقات نمازهاى پنجگانه تازیانه اش بزنند، و در معیشت و آب و غذا و لباس بر او تنگ بگیرند تا توبه كند كه توبه زن مرتده فطرى پذیرفته مى شود، پس اگر توبه كرد از حبس رها مى گردد، و اما مرتد ملى نخست توبه داده مى شود اگر حاضر به توبه نشد كشته مى شود، و احتیاط آنست كه سه روز پیشنهاد توبه باو داده شود و در روز چهارم كشته شود.
مساءله 2 - در حكم به ارتداد مرتد چند شرط معتبر است :
اول - اینكه بحد بلوغ رسیده باشد بنابراین كودك نابالغ هر چند نزدیك به بلوغش مرتد شود حكمى ندارد.
دوم - اینكه عاقل باشد پس ارتداد دیوانگان هر چند ادوارى و در دور جنونش باشد اعتبار ندارد.
سوم - اینكه آزادانه مرتد شده باشد نه با اكراه و تهدید كسى .
چهارم - با قصد معناى ارتداد مرتد شود، پس ارتداد بدون قصد نظیر شوخى و سهو و غفلت و بیهوشى و خواب بى اعتبار است ، و اگر بحدى غصب كرده باشد كه عنان اختیار از دست داده باشد و نفهمد چه مى كند و چه مى گوید و در این حال رده اى بگوید حكم به ارتدادش نمى شود.
مساءله 3 - اگر از كسى رده اش شنیده شود كارى كند یا سخنى به زبان آورد كه باعث ارتدادش باشد و سپس ادعا كند سبق لسان بوده (یعنى بگوید این سخن بى اختیار از زبانم پرید) و احتمال آن نیز داده شود ادعایش قبول مى شود، و نیز اگر بینه اقامه شود بر اینكه وى رده اى گفته و او ادعاى اكراه یا سبق لسان كند از او پذیرفته نمى شود.
مساءله 4 - فرزند نابالغ مرتد ملى قبل از آنكه خودش مرتد شود بحكم مسلمان است ، و اگر بعد از رسیدن بحد بلوغ كفر را اختیار كند او را توبه مى دهند، اگر توبه كرد هیچ وگر نه كشته مى شود، و همچنین فرزند نابالغ مسلمان اگر بعد رسیدن ببلوغ و قبل از اظهار اسلام كفر را انتخاب كند نخست او را توبه مى دهند اگر نپذیرفت كشته مى شود، پس این دو صورت یعنى ارتداد فرزند مرتد فطرى و فرزند مسلمان حكم مرتد فطرى را ندارند كه در مساءله اول گفتیم توبه او پذیرفته نیست ، بلكه این دو قسم فرزند را اول توبه مى دهند اگر توبه كردند قبول مى شود و اگر نكردند آن وقت كشته مى شوند.
مساءله 5 - اگر كسى كه كافرزاده بوده و سپس مسلمان شده بطور مكرر مرتد شود بعضى گفته اند در نوبت سوم كشته مى شود، و بعضى دیگر گفته اند در نوبت چهارم كشته مى شود كه این نزدیكتر به احتیاط است .
مساءله 6 - اگر مرتد ملى همینكه مرتد شد و رده اى گفت قبل از آنكه توبه را به او پیشنهاد كنند دیوانه شود كشته نمى شود، و اما اگر بعد از این پیشنهاد و نپذیرفتن توبه دیوانه شود كشته مى شود، چون همان نپذیرفتن توبه خودش را مباح كرد، لكن مرتد فطرى كه توبه ندارد همینكه رده اى از او سر زد كشته مى شود هر چند كه توبه بعد از رده دیوانه شده باشد.
مساءله 7 - كسى كه كافرزاده بوده و مسلمان شده گفتیم باید حاكم او را توبه دهد و بعد از امنتاع بقتل برسد، حال اگر توبه كرد و شخصى بى خبر از توبه او و بخیال اینكه هنور ارتدادش باقى است او را بقتل برساند بعضى از فقهاء گفته اند قصاص مى شود یعنى صاحبان خون او مى توانند آن شخص را قصاص كنند، ولى اقوى آنست كه نمى توانند قصاص ‍ كنند و تنها مى توانند از مال او خون بها طلب كنند.
مساءله 8 - اگر مرتدى مسلمانى را عمدا بقتل برساند ولى آن مسلمان مى تواند قاتل را بعنوان قصاص بكشد و حق ولى در كشتن او بعنوان قصاص مقدم است بر حق حاكم در كشتن او بعنوان ارتداد، بله اگر ولى او قاتل را عفو كند و یا با گرفتن مالى از وى مصالحه نماید آن وقت بعلت ارتداد كشته مى شود.
مساءله 9 - ارتداد به دو طریق ثابت مى شود، یكى شهادت دو نفر شاهد عادل ، دوم به اقرار خود مرتد، و احتیاط آنست كه آثار ارتداد را بعد از دوبار اقرار مترتب كنند، و ارتداد كسى با شهادت زنان چه به تنهائى و چه بانضمام مرد ثابت نمى شود.


نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:- -

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر