تبلیغات
وبلاگ حقوقی یعقوب شاهماری سوها - وكیل پایه یك دادگستری - عضو كانون وكلای دادگستری استان اردبیل - تحریر الوسیله حضرت امام خمینی ( ره )- گفتار در لواحق بخش 1


درباره وبلاگ:

آرشیو:

طبقه بندی:

آخرین پستها :

نویسندگان:

آمار وبلاگ:


Admin Logo themebox

تحریر الوسیله حضرت امام خمینی ( ره )- گفتار در لواحق بخش 1

نوشته شده توسط:یعقوب شاهماری سوها
یکشنبه 28 آذر 1389-06:06 ب.ظ

(گفتار در لواحق )  
با بیان چند مساءله :
مساءله 1 - اگر چهار نفر علیه زنى شهادت دهند به زناى از مجراى رحم ، ولى آن زن ادعا كند هنوز بكارتش را دارد و چهار نفر زن عادل ادعاى او را تایید كنند، شهادت شهود دوم پذیرفته مى شود و حد از آن زن دفع مى گردد، بلكه ظاهر این است كه اگر شهود بدون قید (زنا از مجراى رحم ) شهادت دهند كه فلان زن زنا داده و اسمى از جلو و عقب نبرند، باز با شهادت چهار زن بر باكره بودنش حد از او برطرف مى شود. حال آیا در این دو صورت بر شهود اول كه نسبت زنا به آن زن دادند حد قذف جارى مى شود یا نه ؟ اشبه آنست كه بگوئیم جارى نمى شود. و همچنین ساقط مى شود حد از مردى كه شهود شهادت دهند بر اینكه با این زن زنا كرده ، حال چه اینكه شهادت خود را مطلق اداء كنند و نامى از جلو و عقب نبرند، و یا بگویند از جلو با او زنا كرده و بدنبال آن چهار نفر، چهار نفر زن عادل شهادت دهندكه آن زن باكره است . بله اگر شهود دسته اول شهادت دهند بر اینكه این مرد از عقب با این زن زنا كرده ، شهادت دسته دوم بر باكره بودن زن حد را از آن مرد دفع نمى كند. و اگر بكارت زن از راه علم ثابت شود نه بطریق بینه مثلا از راه خبر متواتر، و در عین حال شهود شهادت دهند بر اینكه فلان مرد با او زنا كرده و یا او زنا داده ، ظاهر این است كه حد قذف بر آن شهود جارى مى شود، مگر آنكه این احتمال در میان آید ممكن است زن نامبرده بعد از زنا و از دست دادن بكارت دوباره باكره شده باشد. و اگر ثابت شود كه مرد متهم به زنا آلتش بریده است و مدت ها قبل از تاریخ زنائى كه شهود ادعا مى كنند بریده بوده ، بطوریكه ممكن نیست قطع آلت او بعد از تاریخ زنا واقع شده باشد، حد از او برطرف مى شود، و همچنین از زنى كه شهود او را متهم به زناى با آن مرد كرده اند، و در عوض آن شهودى كه اقدام به شهادت ناحق كرده اند حد مى خورند بشرطى كه بریده بودن آلت مرد با علم ثابت شده باشد، و اما اگر بغیر علم (مثلا از طریق شهادت شهود) ثابت شود شهود بر زنا حد نمى خورند.
مساءله 2 - هنگام اقامه حد زنا بر محكوم شرط نیست كه شهود حاضر باشند و سنگسار شدن و یا تازیانه خوردن او را نظاره كنند، بنابراین اگر شهود مرده باشند و یا در محل نباشند حد از محكوم ساقط نمى شود. بله اگر شهود بعد از شهادت فرار كرده باشند بعید نیست كه حد ساقط گردد چون فرار آنان ایجاد شبهه مى كند و حد را ساقط مى سازد همچنانكه تكلیف اجراء آن بخاطر غیبت شهود ساقط نمى گردد. این از نظر تكلیف حاكم بود اما از نظر تكلیف شهود حضورشان بر آنان واجب است چون قبلا گفتیم كه بر شهود واجب است قبل از هر كس خود آنان اجراء حد را آغاز كنند، و همچنانكه در زناى محصنه اى كه به اقرار زناكار ثابت شده باشد بر امام علیه السلام و یا حاكم واجب است حضور بهم رساند و اجراء حد را بدست خود آغاز نماید، و در آنجا كه با بینه ثابت شده باشد بعد از سنگ اندازى شهود، سنگ بیندازد.
مساءله 3 - اگر شوهر زنى به اتفاق سه شاهد دیگر شهادت دهند بر اینكه همسرش زنا داده ، آیا این شهادت قبول است ؟ و آیا آن زن سنگسار مى شود؟ یا آنكه با شوهر ملاعنه مى كند و آن سه شاهد دیگر حد قذف مى خورند؟ دو قول است و دو روایت هم دارد بعید نیست قول دوم با اشكالى كه دارد ترجیح داشته باشد.
مساءله 4 - حاكم مى تواند در حق الناس و حق الله هر دو بعلم خود عمل كند و هر زمان كه یقین به تحقیق سبب حد پیدا كند البته اجراء حد بر او واجب مى شود، و همانطور كه با اقرار و با شهادت چهار شاهد متهم به زنا را حد مى زند در صورتى هم كه خودش علم به آن جریان پیدا كند حد را جارى مى سازد و صبر نمى كند تا كسى اجراء حد را از او مطالبه كند، و اما در حقوق الناس وقتى خودش مثلا با چشم خود مى بیند كه شخصى مال كسى را دزدید صبر مى كند تا صاحب مال اجراء حد را از او بخواهد، و یا اگر دید كه شخصى به دیگرى ناسزا گفت صبر مى كند تا صاحب حق از او بخواهد آن شخص را تعزیر كند. پس در حق الناس عمل كردن حاكم به علم خود یك شرط دارد و آن این است كه ذى حق از او بخواهد تا حد یا تعزیر را جارى سازد.
مساءله 5 - كسى كه با انگشت بكارت دخترى آزاده را پاره كند باید مهریه او را بر طبق نرخى كه در بین دختران و زنان مانند آن دختر جریان دارد به او بپردازد، و آنگاه بر حاكم است كه طبق آنچه صلاح بداند او را تعزیر نماید.
مساءله 6 - كسى كه عمل زنا را در زمانى مقدس چون ماه رمضان و جمعه ها و اعیاد، و یا در مكانى شریف چون مسجد و حرم و مشاهد مشرفه امامان علیه السلام ، مرتكب شود حاكم به مقدارى كه مقتضى بداند حد بیشترى بر او جارى مى سازد، و خصوصیتى دارد را رعایت مى كند، مثلا اگر برایش ثابت شود كه (العیاد بالله )
كسى در شب قدرى كه روزش جمعه است در مسجد یا كنار ضریحى از مشاهد مشرفه مرتكب فلان گناه شده است ، علاوه بر حدى كه آن گناه دارد عقوبتهاى بیشتر را بخاطر شكستن آن قزغ ها در نظر مى گیرد.
مساءله 7 - حدود الهى عقوبتهائى است كه كفالت نمى پذیرند و جز بخاطر عذرهائى موجه نظیر حاملگى و بیمارى به تاخیر نمى افتند و نیز شفاعت هیچكس آن را ساقط نمى كند.
فصل دوم در لواط و سحق
(26) و قیآده (27)  
مساءله 1 - لواط بمعناى وطى انسان مذكرى است به دخول و غیره ، و چنین جرمى ثابت نمى شود مگر به چهار بار اقرار مجرم كه یا فاعل است یا مفعول ، و یا بشهادت چهار نفر مرد جامع شرائط قبول بطریق مشاهده ، یعنى چهار نفر مردى كه عدالت و سایر شرائط قبولى شهادت را دارند شهادت دهند كه ما بچشم خود دیدیم كه فلانى با فلانى لواط مى كرد.
مساءله 2 - در مقر (اقرار كننده ) كه یا فاعل است یا مفعول چند شرط معتبر است : اول بلوغ ، دوم كمال عقل ، سوم آزاد بودن و برده نبودن ، چهارم اختیار، پنجم قصد.
بنابراین اقرار بچه و دیوانه و برده و مكره یعنى كسى كه او را بر اقرار تهدید كرده اند و نیز كسى كه از باب شوخى اقرار به لواط كند، بى اعتبار است .
مساءله 3 - اگر كمتر از چهار بار اقرار كند حد بر او جارى نمى شود ولى حاكم حق دارد او را بهر مقدار كه صلاح بداند عقوبت كند، و اگر كمتر از چهار نفر شهادت به ارتكاب چنین عملى دهند حدت ثابت نمى شود بلكه آن شهود حد افتراء زده مى شوند، و نیز این عمل با شهادت زنان به تنهائى (یعنى هشت زن ) و یا مركب از زن و مرد (مثلا دو نفر مرد و چهار نفر زن ) ثابت نمى شود، و حاكم در این مسئله مى تواند بعلم خود عمل كند چه اینكه امام بوده باشد یا غیر امام .
مساءله 4 - اگر كسى مذكرى را وطى كند و در او دخول كند قتل او و قتل مفعول ثابت مى شود، البته این در صورتى است كه هر دو بالغ و عاقل و مختار باشند، و در حكم قتل آن دو فرقى نیست در اینكه مسلمان باشند یا كافر، زن داشته باشند یا نه ، و اگر فاعل بالغ و عاقل باشد و مفعول نابالغ در صورت تحقق دخول فاعل كشته مى شود و مفعول تادیب مى گردد، و همچنین است اگر بالغ عاقل در مجنونى دخول كند كه بالغ عاقل اعدام و مجنون اگر شعورى داشته باشد بوسیله حاكم بمقداریكه او مقتضى بداند تادیب مى شود. و اگر كودك با كودك چنین كند هر دو تادیب مى شوند، و اگر مجنونى با عاقل چنین كند تنها عاقل اعدام مى شود نه مجنون ، و اگر با بالغى چنین كند بالغ اعدام و كودك تادیب مى شود و اگر ذمى با مسلمان لواط كند ذكى كشته مى شود هر چند دخولى صورت نداده باشد. و اگر زمى با مسلمان لواط كند ذمى كشته مى شود هر چند دخولى صورت نداده باشد. و اگر ذمى با ذمى دیگر چنین كند بعضى گفته اند امام علیه السلام مخیر است بین اینكه خودش حد را بر آن دو جارى سازد و یا اینكه فاعل را تحویل اهل ملتش دهد تا آنها حدى كه خودشان دارند بر او جارى سازند، لكن اگر نگوئیم اقوى حداقل احتیاط در این است كه خودش حد را جارى كند.
مساءله 5 - در چگونگى اعدام لواط كننده و لواط دهنده حاكم مخیر است بین اینكه گردنش را با شمشیر بزند، و یا از كوه یا هر مكان بلند با دست و پاى بسته پرتابش كند، و یا او را در آتش بسوزاند، و یا سنگسارش كند. و بنابر قولى نیز مى تواند دیوارى را بر سرش خراب كند چه فاعل باشد و چه مفعول . حتى جائز است او را به هر طریقى كه اعدام كرد مرده اش را در آتش بسوزاند.
مساءله 6 - اگر هم جنس بازى به دخول كشیده نشود مثلا به ران یا سرین او اكتفا كرده باشد، حدش صد تازیانه است . و در این حكم فرقى نیست بین اینكه زن داشته باشند یا نه ، مسلمان باشند یا كافر، البته در صورتیكه فاعل كافر و مفعول مسلمان نباشد و گرنه فاعل كافر حدش اعدام است همچنانكه گذشت ، و اگر این عمل را مكرر انجام داده باشد و سه بار هر نوبت صد تازیانه خورده باشد بار چهارم اعدام مى شود، و بعضى گفته اند بار سوم اعدام مى شود، لكن قول اول اشبه است .
مساءله 7 - دو نفر مذكر اگر لخت و عریان در زیر لحافى دیده شوند و بین آن دو قرابت رحمى نباشد و ضرورتى هم این عمل را اقتضاء نكرده باشد هر دو تعزیر مى شوند، و مقدار تعزیر آن دو بنظر حاكم است ، و نزدیكتر به احتیاط این است كه حد را بر آنها جارى سازند ولى یك تازیانه كمتر بزنند، و همچنین تعزیر مى شود كسى كه پسرى را بلكه حتى مردى یا زنى بالغ یا نابالغ را از روى شهوت ببوسد.
مساءله 8 - اگر كسى كه عمل لواط را مرتكب شده باشد چه دخول كرده و چه نكرده ، بعد از عمل پشیمان شود و توبه كند اگر توبه اش قبل از شهادت شهود باشد حد از او ساقط مى گردد و اما بعد از شهادت شهوت ساقط نمى شود، این در صورتى است كه ثبوت این عمل به شهادت شهود باشد، اما اگر خودش اقرار كرده باشد و سپس توبه كند امام علیه السلام و همچنین على الظاهر نائب او مختار است بین اینكه عفوش كند و حدش را جار سازد.
مساءله 9 - مساحقه كه عملى نظیر لواط است و بین دو زن اتفاق مى افتد ثابت مى شود بهمان راههائى كه لواط با آن راهها ثابت مى شد، و حد آن بشرطى كه مرتكبش بالغ و عاقل و مختار باشد صدتازیانه است چه شوهر داشته باشد و چه نداشته باشد. و بعضى از فقهاء گفته اند اگر زنى شوهردار این عمل را مرتكب شود حدش سنگسار است ، لكن قول اول اشبه است . و در این عمل فرقى بین فاعل و مفعول و كافره و مسلمه نیست .
مساءله 10 - اگر چند بار مساحقه كند و هر بار تازیانه آن را بخورد در نوبت چهارم حدش كشته شدن است ، و اگر قبل از شهادت شهود توبه كند حد از او ساقط مى شود و اما بعد از آن ساقط نمى شود. و اگر ارتكاب آن بطریق اقرار مرتكب ثابت شده باشد در صورتیكه مرتكب توبه كند حاكم چه امام علیه السلام باشد و چه نائب او مخیر است بین عفو و اجراء حد مثل لواط.
مساءله 11 - اگر دو نفر زن اجنبى با یكدیگر زیر لحاف برهنه دیده شوند حاكم به هر یك از آن دو تازیانه هائى كمتر از حد مى زند، و نزدیكتر به احتیاط آنست كه نود و نه تازیانه بزند.
مساءله 12 - اگر عمل مساحقه و تعزیر آن از هر دو تكرار شد یعنى دوبار مرتكب شدند بار سوم حد بر آن دو جارى مى شود، و اگر بعد از حد باز هم تكرار كردند نزدیكتر به احتیاط آنست كه دوبار تعزیر مى شوند و بار سوم حد بر آن دو جارى مى شو، بعضى گفته اند كشته مى شوند و بعضى دیگر گفته اند در نوبت نهم و یا دوازدهم كشته مى شوند، لكن اشبه همان است كه گفتیم .
مساءله 13 - اگر مردى با زنش جماع كند و آن زن (قبل از گذشتن فاصله زیاد) با دخترى بكر مساحقه كند، و در نتیجه منى شوهرش از باطن او به باطن آن دختر منتقل شود و با اینكه بكر است حامله گردد، فرزندیكه متولد مى شود فرزند همان مردى است كه صاحب آن منى بوده است ، و آن دختر باكره اگر خودش متمایل به مساحقه بوده بعد از وضع حمل صد تازیانه مى خورد، و فرزند متولد شده فرزند او نیز هست ، و مستحق مهرالمثل بیوده زنان معاصر خود مى باشد چون بكارتش با تولد از بین مى رود. و اما آن زن شوهردار در بعضى از روایات آمده كه باید سنگسار شود، لكن نزدیكتر به احتیاط و اشبه آنست كه او نیز صد تازیانه مى خورد.
مساءله 14 - قیادت (میانجى گرى براى زنا یا لواط) و اینكه كسى واسطه شود مردى را به زنى یا دخترى جهت زنا، و به مردى یا پسرى جهت لواط برساند، به دو طریق ثابت مى شود:
طریق اول اینكه خودش بقولى دو نوبت و بقولى یك نوبت اقرار كند كه قول اول اشبه است ، و در این اقرار شرائطى هست : اول اینكه صاحب اقرار بالغ باشد، دوم اینكه عاقل باشد، سوم اینكه به اختیار خود اقرار كند نه اینكه از ناحیه زورمندى تهدید شده باشد، چهارم اینكه از روى قصد اقرار كند نه به اینكه خواسته باشد شوخى كند.
طریق دوم شهادت دو شاهد عادل است بر اینكه ما دیدیم این شخص وساطت كرد بین فلان مرد زانى و فلان زن زانیه .
مساءله 15 - قواد هفتاد و پنج ضربه شلاق مى زنند كه سه چهارم حد زنا است و از آن شهر به شهرى دیگر تبعید مى كنند، و نزدیكتر به احتیاط آنست كه تبعیدش بعد از نوبت دوم حد خوردنش باشد، و بنابر قولى مشهور باید سر او را بتراشند و به مردم معرفى كنند، چه اینكه مسلمان باشد و چه كافر و چه مرد باشد و چه زن ، مگر اینكه در زن تراشیدن و تبعید و معرفى به مردم نیست و فقط تازیانه است و بعید نیست بگوئیم تعیین مقدار زمان تبعید بنظر حاكم است .


نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:- -

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر