تبلیغات
وبلاگ حقوقی یعقوب شاهماری سوها - وكیل پایه یك دادگستری - عضو كانون وكلای دادگستری استان اردبیل - تحریر الوسیله حضرت امام خمینی ( ره )- گفتار در لواحق بخش 2


درباره وبلاگ:

آرشیو:

طبقه بندی:

آخرین پستها :

نویسندگان:

آمار وبلاگ:


Admin Logo themebox

تحریر الوسیله حضرت امام خمینی ( ره )- گفتار در لواحق بخش 2

نوشته شده توسط:یعقوب شاهماری سوها
یکشنبه 28 آذر 1389-06:03 ب.ظ

(فصل سوم در حد قذف (28))) 
این فصل سه فراز دارد:
اول - موجب حد قذف
دوم - شرائط و مسائل قاذف و مقذوف
سوم - احكام قذف
گفتار در موجب حد قذف  
مساءله 1 - در مساءله قذف آنچه موجب حد است نسبت زنا و یا لواط دادن است ، اما اگر به كسى نسبت مساحق و سایر كارهاى زشت داده شود موجب حد قذف نمى شود. بله امام علیه السلام مى تواند كسى كه به مردم نسبت هاى زشت مى دهد را تعزیر كند.
مساءله 2 - در قذف این شرط نعتبر است كه با لفظ صریح باشد و یا اگر صریح نیست حداقل ظهور در آن معناى زشت داشته باشد، مثل اینكه به كسى بگوید: تو زنا كرده اى یا لواط كرده یا داده اى ، و یا زناكارى یا تو لواط كنى ، و یا دیگران با تو لواط كرده اند، و یا تو را از عقب فلان كرده اند، و یا بگوید اى زانى اى لاطى ، و امثال این عبارتها كه یا صریح در آن معناى زشت هستند و یا ظاهر در آن ، ظاهرى كه شنونده بدون تردید آن را مى فهمد و به فهم خود اعتماد هم مى كند. شرط دیگرى كه در قذف معتبر است اینكه گوینده اهل زبان باشد و معناى وصفى كلمات را بداند و مفاد جمله اى را كه مى گوید بداند. پس اگر یك نفر غیر عرب یكى از عبارتهاى گذشته را به عربى بگوید بداند. پس اگر یك نفر غیر عرب یكى از عبارتهاى گذشته را به عربى بگوید بدون اینكه معنایش را بداند قاذف نیست و حدى بر او جارى نمى شود هر چند كه مخاطب او معناى كلام او را بفهمد، و برعكس اگر كسى عربى مى داند یكى از عبارتهاى گذشته را درباره كسى بگوید كه معناى آن را نمى فهمد (مثلا به یك آمریكائى جاهل به زبان عربى بگوید (یا زانى )
حد بر او واجب مى شود.
مساءله 3 - اگر كسى به فرزند خود بعد از آنكه بارها او را فرزند خود خوانده و به فرزندیش اقرار نموده و یا فرزندى آن فرزند برایش از طریق شرعى ثابت شده بگوید: (تو فرزند من نیستى ) زدن حد بر او واجب است (زیرا با این سخن خوئ مادر آن فرزند را نسبت زنا داده است ). و همچنین اگر به كسى كه به وجهى شرعى ثابت شده كه او پسر زید است بگوید (تو پسر زید نیستى ) و یا بگوید: (تو پسرو عمرو هستى )
زدن حد بر او واجب است . بله اگر در اینگونه تعبیرها قرینه اى موجود باشد كه بفهماند منظور گوینده این نبود كه نسبت زنا به مادر آن شخص بدهد، و عرف از عبارت گوینده چنین نسبتى را نمى فهمد، بلكه بر حسب متعارف این را مى فهمد كه گوینده مى خواهد بگوید، تو آن خصوصیاتى كه انتظار مى رفت از تو باشد را ندارى ، و یا وقتى مى گوید تو پسر عمرو نیستى منظورش این است كه تو مثلا شجاعت پدرت را ندارى ، كه در اینصورت حد بر او نیست زیرا عبارت او قذف نیست .
مساءله 4 - اگر به كسى بگوید: (اى شوهر زن زانیه ) و یا بگوید: (اى خواهر زن زانیه ) و یا بگوید: (اى پسر زانیه ) و یا بگوید: (مادرت زنا مى داد) و امثال این تعبیرها، از آنجا كه نسبت زنا را كه به مخاطب نداده بلكه به منسوبین او نسبت داده ، قذف مخاطب صورت نگرفته است و حد ندارد. و همچنین اگر به كسى مثلا بگوید: (اى پسر لاطى ) یا (اى پسر ملوط) یا (اى برادر لاطى ) یا (اى برادر ملوط)
در اینصورت هم قذف مخاطب نكرده بلكه منسوبین او را قذف كرده ، بله چنین كسى بدان جهت كه مخاطب خود را بدون دلیل و مجوز اذیت و توهین نموده تعزیر مى شود.
مساءله 5 - اگر به كسى بگوید: (مادرت تو را از زنا حامله شد و زائید) ظاهرا حد ثابت نمى شود چون زنا را به مخاطب خود نداده ، علاوه بر اینكه ممكن است پدر او زنا كار بوده ولى مادرش نباشد (مثلا مادر او در خواب بوده و خیال مى كرده آنكه با او جماع مى كند شوهر اوست )، و یا تنها مادر زنا كار باشد ولى پدر نباشد (مثل اینكه مادر خود را به بستر پدر او كشانده و پدر گمان كرده كه زوجه خودش است و با او جماع كرد) پس این نسبت زنا معلوم نیست چه كسى است ، و در مثل اینگونه نسبت ها پاى شبهه در میان مى آید و قانون شرع این است كه هر جا پاى شبهه در میان بیاید حد بر طرف مى شود. البته این احتمال هم هست كه وقتى حد واجب مى شود كه پدر و مادر آن شخص نزد حاكم شكایت كنند كه این نسبت زنا بما داده است و باید حد را بر او جارى سازى . و همچنین است در جائیكه شخصى به زن و شوهرى بگوید: (یكى از شما دو نفر زنا كارید)
كه هم احتمال دارد از موارد شبهه شمرده شود و حد جارى نگردد و هم احتمال دارد با مطالبه یكى از آن دو حد واجب شود.
مساءله 6 - اگر به مردى بگوید: (تو با فلان زن زنا كرده ى ) و یا بگوید: (تو با فلان پسر لواط كرده اى )
، بنابر اشبه نسبت زنا و لواط را به مخاطب داده است نه به آن زن و آن پسر، در نتیجه تنها یك حد بر او جارى مى شود، لكن بعضى گفته اند دو حد باید بخورد زیرا هم به مخاطب نسبت داده و هم به آن زن یا آن پسر.
مساءله 7 - اگر به پسر ملاعنه (پسرى كه پدرش نسبت زنا به مادرش داده تا فرزند را از خود نفى كند و بحكم حاكم آن زن و شوهر یكدیگر را ملاعنه كردند) بگوید: (اى پسر زن زانیه )، و یا به مادر آن پسر بگوید: (اى زناكار) آن زن مى تواند از حاكم تقاضاى اجراى حد بر او كند، و اگر به زنى بگوید (من با تو زنا كردم ) و یا نزد وى بگوید: (من با فلان زن زنا كرده ام )
، اشبه آنست كه حد بر آن زن جارى نمى شود و اما خود آن شخص اگر اقرارش را چهار نوبت تكرار كند حد زنا بر او جارى مى شود.
مساءله 8 - هر ناسزائى نظیر دیوث و هر تعرضى ناراحت كننده كه در عرف آن زبان و آن لغت افاده قذف نكند حد قذف ندارد، بلكه تنها باعث تعریز است مثل اینكه به كسى بگوید: (تو ولد حرامى ) و یا (اى حرام زاده ) یا (اى ولد حیض ) و یا به زنش بگوید: (من در شب عروسى در تو بكارت ندیدم ) و یا بگوید: (اى فاسق ) (اى خاجه ) (اى شرابخوار)
و امثال اینها كه تنها توهین به او باشد بدون اینكه او مستحق این توهین بوده باشد، در آن تعزیر هست نه حد، و اما اگر مستحق باشد چیزى نیست .
گفتار در قاذف و مقذوف  
مساءله 1 - در قاذف بلوغ و عقل معتبر است ، پس اگر كودكى نابالغ كسى را قذف كند حد نمى خورد هر چند كه بالغ و عاقلى را قذف كرده باشد، بله اگر ممیز باشد بحدى كه تادیب در او تاثیر مى گذارد طبق نظر حاكم تادیب مى شود و همچنین است مجنون . و نیز در قاذف معتبر است كه با اختیار خود قذف كرده باشد پس اگر به زور وادار شده كه قذف كند چیزى بر او نیست . و نیز معتبر است انیكه قذف داشته باشد و یا منظورش شوخى باشد حد نمى خورد.
مساءله 2 - اگر شخصى كه داراى عقل است و یا اگر مجنون ادوارى است در دور سلامت عقلش كسى را قذف كند و سپس آن عاقل دیوانه شود و آن ادوارى بدور جنونش برسد حد قذف او ساقط نمى شود، بلكه در همان حال جنون نیز باید حد را بر او جارى ساخت .
مساءله 3 - در مقذوف احصان معتبر است و احصان در اینجا عبارتست از دارا بودن چند شرط (كه اگر آن شرائط در او موجود نباشد قاذف او حد نمى خورد):
اول - بلوغ ، دوم - عقل ، سوم - حریت (یعنى برده نبودن )، چهارم - اسلام ، پنجم - عفت .
بنابراین اگر كسى همه این صفات را دارا باشد حد قذف بر قاذف او واجب است ، و اگر كسى اینها و یا بعضى از اینها نداشته باشد بر قاذف او حد واجب نیست بلكه تعزیر مى شود پس اگر به پسر بچه اى یا دختر بچه اى یا برده اى و یا كافرى بگوید (اى زناكار) تنها تعزیر مى شود، و اما كسى كه شرط پنجم را ندارد در صورتیكه تظاهر به زنا یا لواط داشته باشد در اسلام احترامى ندارد و بهمین جهت قذف او نه حد دارد و نه تعزیر، و اگر تظاهر به این فسق و فجورها نداشته باشد قذفش موجب حد است ، و اگر به یكى از این دو گناه تظاهر دارد و به دیگرى تظاهر ندارد قذفش به آنچه در آن تظاهر دارد حد ندارد و بآنچه تظاهر ندارد بنابر اقوى حد دارد، و اگر به این دو گناه تظاهر ندارد لكن بغیر این دو از گناهان دیگر تظاهر دارد قذف او موجب حد است .


نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:- -

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر