تبلیغات
وبلاگ حقوقی یعقوب شاهماری سوها - وكیل پایه یك دادگستری - عضو كانون وكلای دادگستری استان اردبیل - تحریر الوسیله حضرت امام خمینی ( ره )- حدود بخش 2


درباره وبلاگ:

آرشیو:

طبقه بندی:

آخرین پستها :

نویسندگان:

آمار وبلاگ:


Admin Logo themebox

تحریر الوسیله حضرت امام خمینی ( ره )- حدود بخش 2

نوشته شده توسط:یعقوب شاهماری سوها
یکشنبه 28 آذر 1389-05:54 ب.ظ

مساءله 12 - اگر بعضى از شهود حاضر شوند و در غیاب بعضى دیگر شهادت دهند بر اینكه فلانى زنا كرده ، بلا درنگ حد افتراء به آنان زده مى شود و نباید حاكم منتظر شهود دیگر شود تا بیایند و شهادت را تكمیل كنند. بنابراین اگر سه نفر شهادت دهند بر اینكه فلان شخص را دیدیم زنا مى كرد و اضافه كردند كه ما شاهد چهارم هم داریم كه بعدا مى آید، حاكم منتظر آمدن او نمى شود بلكه آن سه نفر را حد قذف مى زند، البته این بدان معنا نیست كه واجب باشد هر چهار نفر با هم شهادت دهند، بلكه اگر یكى یكى حاضر شوند و بین شهادتهاى آنان فاصله نیافتد نیز صحیح است و شهود حد قذف نمى خورند. و این شرط معتبر نیست كه هر چهار شاهد با هم توافق كرده باشند بلكه اگر یكى یكى حاضر شوند و بین شهادتهاى آنان فاصله نیافتند نیز صحیح است و شهود حد قذف نمى خورند. و این شرط معتبر نیست كه هر چهار نفر شاهد با هم توافق كرده باشند بلكه اگر هر یك از چهار نفر از شهادت دیگرى خبر نداشته باشد همینكه چهار شاهد تمام شود زنا ثابت مى شود، و اگر بعد از حضور چهار شاهد و شهادت دادن بعضى از آنان ، مثلا یك نفر از دادن شهادت نكول كند حاكم به سه نفر دیگرى كه شهادت داده اند حد قذف مى زند.
مساءله 13 - اگر چهار نفر كه بعضى از آنان واجد شرائط و بعضى فاقد آنند شهادت دهند كه فلانى زنا كرده همه آنان حد قذف مى خورند، و بعضى گفته اند اگر رد شهادت بجهت امرى ظاهر مانند كورى و فسق ظاهرى باشد حد قذف مى خورند. و اما اگر قبول نشدن شهادت آن بعض بخاطر امرى خفى مانند فسق ناپیدا باشد، تنها آنكه شهادتش مردود است حد مى خورند، و اگر شهود وضعشان از نظر عدالت و فسق نامعلوم باشد حد قذف نمى خورند زیرا مصداق (یدرء الحدود بالشبهات )
است یعنى هر جا پاى شبهه در میان آید حد برداشته مى شود.
مساءله 14 - شهادت چهار نفر عادل همانطور كه در زناى یك نفر معتبر و مقبول است در شهادت بر زناى دو و یا چندین نفر نیز معتبر است ، پس اگر چهار شاهد داراى شرائط شهادت دهند كه فلانى و فلانى و یا این سه نفر زنا كرده اند شهادتشان مقبول و آن چند نفر محكوم به حد مى شوند.
مساءله 15 - هر زمان كه شهادت تكمیل شود حد ثابت مى گردد، لكن بعضى از اهل خلاف گفته اند اگر مشهود علیه (كسى كه مرتكب جرم شد) هم چهار نوبت شهود چهارگانه را تصدیق كند حد ثابت مى شود، و اگر كمتر از چهار مرتبه تصدیق كند حد ساقط مى گردد، همچنین گفته اند اگر مرتكب جرم شهود را در شهادتشان تكذیب كند حد ساقط مى شود لكن ثبوت حد مشروط به تصدیق مرتكب نیست چه تصدیق بكند و چه تكذیب حد بر او ثابت مى شود.
مساءله 16 - اگر مجرم و گناه كار قبل از تمام شدن شهادت شهود توبه كند حد از او ساقط مى شود چه اینكه حدش ‍ سنگسار باشد و چه تازیانه ، ولى اگر بعد از تمامیت بینه توبه كند ساقط نمى شود، حتى در این هنگام امام علیه السلام هم نمى تواند او را عفو كند، با اینكه در سابق گفتیم امام بعد از اقرار مجرم مى تواند او را عفو كند و اگر مرتكب جرم قبل از اقرار توبه كند حد از او ساقط مى شود.
(گفتار در مسائل حد)  
كه در دو مقام است :
مقام اول در اقسام حد زنا  
حد زنا چند قسم است :
قسم اول - كشتن محكوم است كه در چند مورد واجب است :
اول ، در زناى با محارم نسبى نظیر مادر و دختر و خواهر و امثال اینها، و اما محارم رضاعى (به بخاطر شیر خوردن محرم مى شوند) اگر نگوئیم بنابر اقوى حداقل بنابر احتیاط این حكم را ندارد (یعنى كسى كه با مادر رضاعى یا دختر رضاعى یا خواهر رضاعى خود زنا كند كشتن او بر حاكم واجب نیست ). حال آیا محارم سببى نظیر خواهر زن و مادر زن هم حكم محارم نسبى را دارد یا نه ؟ احتیاط آنست كه بگوئیم ندارد، همچنانكه احتیاط آنست كه مادر و دختر از زنا حكم مادر و دختر شرعى را ندارد چون محل تردد است . بله اقوى این است كه زن پدر حكم محارم نسبى را دارد و در نتیجه اگر پسرى زن پدرش زنا كند كشته مى شود.
دوم ، زناى كافر ذمى با زن مسلمان است چه اینكه زن خودش هم طالب و مایل باشد یا او را مجبود كرده باشد، و چه اینكه كافر ذمى به شرائط ذمه عمل بكند و چه نكند، و ظاهرا این حكم در همه اقسام كفار جریان دارد. و آیا اگر كافر بعد از ارتكاب زنا با زنى مسلمان خودش به اسلام در آید حد قتل از او ساقط مى شود یا نه ؟ محل اشكال است هر چند كه ساقط نبودنش بعید نیست .
سوم ، كسى است كه با اكراه و اجبار با زنى زنا كند.
مساءله 1 - در این چند موردى كه گذشت شرط جریان حد این نیست كه زنا كار محصن باشد بلكه زناكار كشته مى شود هر چند كه محصن نباشد. و در این حكم فرقى بین پیر و جوان ، مسلمان و كافر، آزاد و برده ، نیست . و آیا كسى كه محكوم به قتل شده تازیانه هم باید بخورد و سپس كشته شود یا تازیانه از او ساقط است ؟ موجه تر آنست كه بگوئیم جمع بین هر دو نشود هر چند كه در بعضى از صور مسئله تردید و شك است .
قسم دوم - از اقسام حد سنگسار تنها است ، كه واجب است آن را در مورد مرد محصن یعنى داراى همسر كه با زنى بالغه و عاقله زنا كند، و نیز در مورد زنى محصنه یعنى داراى شوهر كه به مردى بالغ و عاقل زنا دهد، اعمال نمود هر چند كه زن و مرد جوان باشند، و در فتوائى معروف است كه اگر زن و مرد جوان باشند هم تازیانه مى خورند و هم سنگسار مى شوند، و لكن اقرب آنست كه تنها سنگسار كردن آن دو واجب باشد.
مساءله 2 - اگر مردى بالغ و عاقل و داراى همسر با دخترى غیر بالغ و یا دیوانه زنا كند، آیا سنگسارش واجب است یا تنها حد تازیانه بر او زده مى شود؟ دو وجه است و بعید نیست كه سنگسار بر او ثابت شود. و اگر مردى دیوانه با زنى عاقل و بالغ زنا كند و خود زن نیز بمیل خود زنا داده باشد آن زن را حد كامل مى زنند كه اگر شوهر دار است سنگسار و اگر عزب است تازیانه باشد، و اما بر مرد دیوانه بنابر اقوى حدى جارى نمى شود.
قسم سوم - از اقسام حد تازیانه تنها است ، كه بر چند طایفه جارى است . اول ، بر مرد زنا كارى كه عزب باشد یعنى همسر نداشته باشد و نتواند همسر بگیرد. دوم ، بر زن عاقل و بالغى كه طفلى با او زنا كرده باشد كه این زن تنها تازیانه مى خورد چه شوهر داشته باشد و چه عزب باشد. سوم ، بر زنى غیر محصنه كه با مردى زنا داده باشد.
قسم چهارم - از اقسام حد مواردى است كه هم تازیانه باید بخورد و هم سنگسار شوند، كه این حد پیر زن داراى شوهر و پیرمرد داراى همسریست كه او با داشتن شوهر و این با داشتن زن مرتكب زنا شوند در اینصورت ابتداء تازیانه مى خورند و سپس سنگسار مى شوند.
قسم پنجم - از اقسام حد تازیانه و سرتراشیدن و تبعید كردن است ، و این عقوبت حد پسر بكر است یعنى پسرى كه نامزدى عقد بسته دارد، لكن بنابر اقرب هنوز بر او دخول نكرده باشد، این پسر اگر زنا كند اول تازیانه اش مى زنند و سپس سر او را مى تراشند و در آخر او را بشهرى دیگر تبعید مى كنند.
مساءله 3 - تراشیدن مخصوص موى سر است و موى صورت و ابروى او را نباید تراشید، و ظاهرا لازم است تمامى موى سر او را بتراشند و به تراشیدن موى جلوى سر اكتفاء نشود.
مساءله 4 - مدت تبعید یكسال است از شهرى كه در آن تازیانه خورده است و تعیین آن شهر به اختیار حاكم است ، و اگر حد را در غیر وطن او باشد، و اگر در بیابان حد زده باشند باز وظیفه تبعید ساقط نمى شود و باید او را به محلى كه وطن او نباشد تبعید كنند، و در آن محل فرقى نیست بین اینكه شهر باشد یا روستا.
مساءله 5 - در صورتیكه زنا را مكرر كند چه در یك روز و چه در چند روز، چه با یك زن و چه با چند زن ، اگر در فاصله بین دو زنا حد نخورده باشد یك حد بر او جارى مى شود، البته این در جائى است كه حد زناهاى تكرار شده یك نوع باشد مثلا حد همه آنها تازیانه باشد، و اما اگر اقتضاى حدهاى مختلف داشته باشند مثلا یك زنا مرتكب شد كه حدش ‍ تنها تازیانه است و زناى دیگرى مرتكب شد كه حدش تازیانه و سنگسار یا سنگسار به تنهائى است ، در اینصورت على الظاهر عقوبت نیز بعدد زنا تكرار مى شود.
مساءله 6 - اگر انسانى كه برده نیست و نیز داراى همسر نیست زنا را سه بار تكرار كند و سه نوبت حد بر او جارى شود هر چند كه شخص مرتكب زن باشد در مرتبه چهارم عقوبتش كشتن اوست ، بعضى از فقهاء گفته اند كه در نوبت سوم بعد از دو نوبت حد خوردن كشته مى شود، لكن فتواى پسندیده اى نیست .
مساءله 7 - فقهاء فرموده اند حاكم در مورد ذمى مرتكب زنا مختار است بین اینكه خودش حد را بر او جارى سازد یا او را تسلیم اهل ملت و مذهبش نموده تا آنان طبق اعتقادات خود او را مجازات كنند، لكن احتیاط در این است كه حاكم خودش بر او حد جارى كند، البته این اختیار در جائى است كه ذمى با زن ذمیه یا كافره زنا كند و اما اگر با زن مسلمان زنا كند بدون اشكال خود حاكم اسلامى مجازاتش مى كند.
مساءله 8 - زن حامله اگر زنا كند حد زنا چه تازیانه و چه سنگسار بر او جارى نمى شود مگر بعد از آنكه حمل خود را بزاید و از نفاس خارج شود، البته این در جائى است كه اجراء حد تازیانه به فرزند او آسیب برساند حتى اگر اجراء حد به شیر خوردن كودك صدمه بزند در ایام شیرخوارگى طفل نیز حد را تاخیر مى اندازد، در صورتیكه زن شیردهى عهده دار شیر دادن طفل نشود، و گرنه اگر كسى شیر دادن او را عهده بگیرد و در عین حال حد خوردن مادر او خوف ضررى بحال او نداشته باشد حدش جارى مى شود.
مساءله 9 - اگر عقوبت و حد زنا كار قتل و یا سنگسار باشد و تازیانه نباشد، واجب است آن را حتى در صورتى هم كه مرتكب جرم مریض یا شبه مریض باشد، مانند زن در حال استحاضه و یا كسى كه جراحتى در بدن دارد جارى بسازند، و اما اگر حد مجرم تازیانه باشد و ترس آن در بین باشد كه اگر حد را بر او تاخیر مى اندازند، و اگر امید بهبودى در آن نداشته باشند و یا حاكم مصلحت را در فوریت اجراء حد بداند مى تواند بعدد ضربت هائى كه قرار است با تازیانه بر او وارد آورد، تركه چوب و یا شلاق روى هم نهاده یك بار آن دسته چوب را بر بدن مریض بزند، و معلوم است كه با یك ضربت همه آن شلاقها یا تركه چوب ها بر بدن او تماس پیدا نمى كند و لكن عیب ندارد، چون رسیدن همه آنها به بدن مجرم معتبر نیست ، همینكه اجتماع تركه ها یا شلاق ها بر بدن او اثر بگذارند و مسماى هشتاد شلاق مثلا بعمل آید كافى است ، واگر قبل از زدن با این دسته چوبها یا شلاقها بهبودى حاصل كند باید بطور معمولى و مانند افراد سالم حد بخورد، و اما اگر بعد از خوردن آن هشتاد شلاق به یك ضربت بهبودى حاصل كند دیگر لازم نیست حد او را اعاده كنند، و اگر زن زناكار حائض باشد حدش تاخیر نمى افتد، ولى در زن نفساء (كسى كه در بستر زایمان است ) احتیاط در تاخیر اجراء حد است .
مساءله 10 - بعد از آنكه حد ثابت شد اگر محكوم دیوانه و یا مرتد شود حد از او ساقط نمى شود، پس اگر كسى در حال سلامت عقل و نداشتن بیمارى و علتى كه عقل را زایل سازد كارى كند كه حد بر او واجب شود و بعد از آن دیوانه شود، در همان حال جنونش حد الهى را بر او جارى مى سازند چه سنگسار باشد و چه شلاق . و نیز اگر كسى كه جنون ادوارى دارد (چند روز عاقل و چند روز دیوانه مى شود) اگر در حال سلامت عقلش مرتكب گناهى شود كه خداى تعالى براى آن حدى معین نموده ، آن حد بر او جارى مى شود حتى در ایامى كه دیوانه است ، و منتظر نمى مانند تا به دور سلامتش برسد و فرقى نیست در اینكه در حال جنون احساس درد بكند یا نكند.
مساءله 11 - حد شرعى اگر تازیانه باشد در هواى بسیار گرم و بسیار سرد جارى نمى شود، باید آن را در زمستان تا وسط روز تاخیر بیندازند تا شدت سرما بشكند، و در تابستان تاخیر بیندازند تا هنگام عصر، زیرا بین آن هست كه در غیر اینصورت مجرم هلاك شود و یا ضررى و دردى بیش تر بكشد، و حد شرعى در سرزمین كفار و در حرم الهى بر كسى كه بدانجا پناه آورده و به اصطلاح بست نشست است جارى نمى شود، لكن از نظر آب و غذا بر او تنگ مى گیرند تا مجبور شود به بیرون آمدن ، این در صورتى است كه در خارج حرم مرتكب گناه شده و سپس به حرم پناه برده باشد، اما اگر در خود حرم مرتكب شده باشد در همان جا حد را بر او جارى مى سازند.
مقام دوم در چگونگى اجراى حد زنا  
مساءله 1 - اگر بر یك نفر چند حد جمع شود ابتداء آن حدى را جارى مى سازند كه براى حد بعدى فوت محل نشود، مثلا اگر بر كسى بخاطر چند گناه كبیره حد تازیانه و سنگسار ثابت شده باشد، اول تازیانه را بر او مى زنند سپس او را سنگسار مى كنند، و اگر جمع شود در او حد بكر (مرد زن ندیده ) و حد محصن (مرد داراى زن ) على الظاهر واجب است كه سنگسار بر كسى جمع شود بعد از تازیانه سنگسار كردن او را تاخیر نمى اندازند تا از اثر تازیانه بهبودى یابد بلكه نزدیكتر به احتیاط تاخیر نینداختن است .
مساءله 2 - وقتى مى خواهند شخصى را سنگسار كنند اگر مرد باشد تا لگن خاصره و نه بیشتر و اگر زن است تا كمر او را در گودالى دفن مى كنند، و اگر از آن گودال بیرون آیند و فرار كنند در صورتیكه زنا بوسیله بینه ثابت شده باشد مجددا او را گرفته و در گودال مى كنند، و اما اگر از طریق اقرار ثابت شده باشد و فرارش و بعد از برخورد سنگ هر چند یكى بر بدنش باشد تعقیبش ننموده رهایش مى سازند، و اگر در قبل از آن فرار كند او را بر مى گردانند، و در قولى مشهور است كه اگر زناى او با اقرار خودش ثابت شده باشد او را بر نمى گردانند چه اینكه سنگى به بدنش خورده باشد و چه نخورده باشد، و این قول به احتیاط نزدیكتر است . همه اینها در حد سنگسار بود اما در حد تازیانه فرار در هیچ حالى فایده ندارد و مجرم را بر مى گردانند و حد او را بر او جارى مى سازند.
مساءله 3 - اگر مرتكب زناى محصن مرد باشد و زنایش به اقرار خودش ثابت شده باشد اولین كسى كه سنگ بر او مى اندازد امام علیه السلام است و بعد از آن جناب سایر مردم سنگ مى اندازند، و اما اگر زنایش با بینه یعنى شهادت چهار نفر شاهد عادل ثابت شده باشد اولین كسى كه سنگ مى اندازد همان چهار شاهد و بعد از آن امام علیه السلام و سپس سایر مردمند.
مساءله 4 - مرد زناكار را در حالى كه ایستاده و بدنش از لباس عریان شده باشد حد مى زنند، و بجز ساتر عورت لباسى در تن او نباید باشد، و شلاق را با شدیدترین ضربت بر بدنش وارد مى آورند، و تعداد شلاقها را بر بدن او تقسیم مى كنند و همه را در یك نقطه فرود نیاید و همچنان بطرف پائین مى آیند و در وسط مواظبت مى كنند به عورت او برخورد نكند. و اما زن را در حالیكه نشسته است حد مى زنند و لباسهایش را بر بدن مى پیچند، و اگر تازیانه ها مرتكب زنا را به هلاك كند كسى ضامن خون بهایش نیست .
مساءله 5 - سزاوار آنست كه حاكم وقتى مى خواهد اجراء كند به مردم اعلام كند همه جمع شوند و حضور بهم رسانند، بلكه سزاواتر آنست كه بصرف اعلان اكتفاء ننموده دستور صادر كنند تا از خانه ها بیرون آیند و ناظر اجراء حد باشند، و احتیاط آنست كه طائفه اى از مومنین كه حداقل سه نفر باشند حاضر شوند، و نیز سزاوار آنست كه سنگ ها كوچك باشد، بلكه این به احتیاط نزدیكتر است ، و جائز نیست با ریگهاى كوچك كه كلمه سنگ بر آنها صادق نیست او را سنگسار كنند، همچنانكه جائز نیست با سنگ بسیار بزرگ كه یكى یا دوتاى آن او را مى كشد بزنند، و احتیاط آنست كه كسانى كه مثل آن حد را بگردن دارند مخصوصا افرادیكه همان گناهى كه محكوم مرتكب شد مرتكب شده اند حاضر در اجراء حد نشوند. بله اگر بین خود و خدا از آن گناه توبه كرده باشند مى توانند حاضر شوند، لكن اقوى آنست كه حضور اینگونه افراد مطلقا كراهت دارد چه توبه كرده باشند و چه نكرده باشند، و در این مسئله فرقى نیست بین اینكه ثبوت زنا بوسیله بینه باشد یا بوسیله اقرار.
مساءله 6 - هر زمان كه قرار شد حد سنگسار بر زناكار جارى شود، حاكم به او دستور مى دهد غسل میت كند یعنى اول با آب سدر و سپس با آب افور و آنگاه با آب خالص غسل نموده ، بعد كفن مى شود آنطور كه مردگان كفن مى شوند یعنى قطعات كفن را به او مى پوشانند، و حنوط مى شود قبل از كشته شدن آنطور كه میت بعد از غسل حنوط مى شود، سپس ‍ سنگسار مى شود و بعد نماز میت بر او مى خوانند و بدون غسل در قبرستان مسلمانان دفن مى شود. و واجب نیست شستن خون از كفن او، و اگر حدثى از او صادر شده قبل از كشته شدن اعاده غسل لازم نیست ، و نیت غسل او را خودش باید بكند و به احتیاط نزدیكتر این است كه حاكمى هم كه او را دستور مى دهد نیت كند


نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:- -

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر