تبلیغات
وبلاگ حقوقی یعقوب شاهماری سوها - وكیل پایه یك دادگستری - عضو كانون وكلای دادگستری استان اردبیل - تحریر الوسیله حضرت امام خمینی ( ره )- ارث-میراث خنثی بخش 1


درباره وبلاگ:

آرشیو:

طبقه بندی:

آخرین پستها :

نویسندگان:

آمار وبلاگ:


Admin Logo themebox

تحریر الوسیله حضرت امام خمینی ( ره )- ارث-میراث خنثی بخش 1

نوشته شده توسط:یعقوب شاهماری سوها
شنبه 20 آذر 1389-06:11 ب.ظ

مساءله 1 - اگر كسى از ورثه میت خنثى باشد یعنى هم عورت خاص مردان را داشته باشد و هم عورت خاص زنان را، در صورتیكه تشخیص و تعیین مرد بودن یا زن بودن او ممكن باشد و از نظر مرجحاتى كه شارع معین فرموده یكى از دو طرف احتمال رجحان یابد چنین خنثائى غیر مشكل است و بر طبق همان مرجحات و معیارهاى شرعى عمل مى شود، و در غیر اینصورت خنثاى مشكل است .
مساءله 2 - مرجحاتیكه شارع آنان را معتبر دانسته چند چیز است :
اول اینكه دائما و یا غالبا از یكى از آن دو مجرا بول كند بطوریكه بیرون آمدن بول از آن مجراى دیگر نادر كالمعدوم شمرده شود و اگر خروجش از آن دیگرى نادر نباشد محل اشكال است ، پس ارث خنثا مطابق تشخیص است كه از طریق بول كردن یكى از دو مجرا بدست مى آید، اگر از عورت مردانه اش بول مى كند ارث مردان را مى برد و اگر از عورت زنانه اش ارث زنان یعنى نصف ارث مرد را مى برد.
دوم اینكه اگر از هر دو مجرا بول مى كند باید ببینند دائما و یا حداقل غالبا از كدام مجرا زودتر بول مى آید بطوریكه اگر یك نوبت از دیگرى زودتر خارج شد نادر كالمعدوم شمرده شود، بنابراین اگر بول او غالبا از مجراى مردانه اش زودتر بیرون مى آید او مرد است و میراث مردان را مى برد، و اگر از مجراى زنانه اش زودتر بیرون مى آید او زن است و میراث زنان رت مى برد.
سوم اینكه
(20) ببینند دیر قطع شدن بول از كدام مجرا است اگر در خنثائى هیچیك قبلى وجود نداشت اگر دائما یا غالبا از یكى از دو مجرا دیرتر قطع مى شود طبق همان مجرا ارث مى برد، لكن در مرجح بودن این معیار اشكال است ، و باید در صورت نبودن مرجح دوم بعنوان احتیاط مصالحه اى با او انجام دهند.
چهارم شمردن دنده هاى خنثا است ، اگر شمارها دنه هاى سمت راستش بیشتر از دنده هاى چپش باشد او مرد است و طبق مردان یعنى دو برابر زنان ارث مى برد، و اگر هر دو طرف برابر باشد او زن است و میراث زنان را مى برد.
مساءله 3 - اگر علامتهائى كه شروع وارد شده (یعنى مرجح اول و دوم و چهارم ) در مورد خنثائى وجود نداشت ، اگر چنانچه از نشانه هاى مخصوص زنان مانند حیض دیدن همانطور كه زنان مى بینند، و یا از نشانه هاى مخصوص مردان مانند روئیدن محاسن بر صورت در آن خنثا وجود داشته باشد بطوریكه اطمینان بیاورد به حسب همان نشانه ها عمل مى شود و گرنه خنثاى مشكل است .
مساءله 4 - خنثاى مشكل همانكه هیچ یك از مرجحات منصوصه و هیچ علامتى اطمینان آورد در او نیست نصف ارث یك مرد و یك زن را مى برد (مثلا اگر به هر برادر بیست درهم و به هر خواهر ده درهم مى رسد كه مجموع آن سى است نصف آن یعنى پانزده درهم را ارث مى برد.)
مساءله 5 - اگر براى فردى نه عورت مردان بود و نه عورت زنان ، و بول او از محلى دیگر مثلا از مجراى غائطش بیرون آید اقوى آنست كه در تشخیص اینكه ارث مرد را مى برد یا ارث زن را باید قرعه بیاندازند.
مساءله 6 - اگر براى انسانى دو سر بر یك سینه و یا دو بدن بر یك كمر وجود داشته باشد، طریق تشخیص اینكه آیا این شخص دو نفر است یا یك نفر، این است كه وقتى خواب مى رود او را بیدار كنند اگر یكى زودتر از خواب برخاست و دیگرى همچنان در خواب بود دو انسان هستند و دو ارث مى برند و اگر با هم بیدار شدند یك نفر است و یك ارث مى برد، البته براى مسئله ذو حقوقین فروع بسیار زیادى است كه در همه مختلف فقه جریان دارد و بعضى از آن فروع در كتب فقهى مفصل آمده است .
فصل دوم در میراث افرادیكه با هم غرق مى شوند و یا در زیر آوار مى
مانند
مساءله 1 - اگر دو نفر كه بین آنها توارث هست (یعنى هر یك زودتر از دنیا برود دیگرى از او ارث مى برد) در آن واحد از دنیا بروند بطوریكه همه بدانند كه هر دو در یك آن جان دادند بین آن دو توارثى نخواهد بود، خواه آنكه هر دو به سببى واحد مرده باشند و یا هر كدام به یك سبب ، و یا هر دو بمرگ خدائى مرده باشند، كه در این فرض وارث زنده بعد از مردن هر یك از آنان ارث را مى برد. این حكم اختصاص بر دو نفر ندارد در بیش از دو نفر نیز هم جارى است .
مساءله 2 - اگر دو نفر (كه از یكدیگر ارث مى برند تصادفا) بمرگ خدائى بمیرند، و یا سببى باعث مردن آن دو شود و معلوم نشود آیا مرگ هر دو در یك آن بوده یا نبوده ، و یا معلوم شود كه با هم نبوده و شك شود در اینكه كدام جلوتر و كدام عقب تر از دنیا رفته دو صورت دارد:
یكى اینكه تاریخ و لحظه مرگ یكى معین و تاریخ دیگرى مجهول باشد كه در اینصورت دومى از اولى ارث مى برد ولى اولى از دومى ارث نمى برد. دوم اینكه تاریخ مرگ هیچ یك معلوم نباشد كه در مسئله بعد حكم آن را بیان مى كنیم ، و در صورت اول فرقى نیست بین دو نفر و بیشتر، و همانطور كه قبلا نیز گفتیم فرقى نیست بین اسباب .
مساءله 3 - اگر دو نفر از دنیا رفته باشند و شك شود در اینكه كدامیك زودتر مرده و احتمال تقارن نیز در بین باشد و تاریخ فوت هیچیك معلوم نباشد، در صورتیكه سبب مرگ آنها غرق شدن و یا زیر آوار ماندن باشد اشكالى نیست در اینكه هر یك از دیگرى ارث مى برد، و اگر سبب مرگشان غیر آن دو سبب باشد بهر علتى كه بوده باشد و یا بمرگ هر یك غیر سبب مرگ آن دیگرى باشد، در همه این صور آیا باید حكم به قرعه كرد؟ و یا حكم بمصالحه ؟ و یا اینجا نیز حكم غرق و آوار را دارد؟ وجوهى است كه اقواى آن همین آخرى است هر چند كه احتیاط بصلح مطلوبست ، مخصوصا در موردیكه مرگ هر دو و یا یكى از آنها بدون حادثه و طبیعى باشد، و این حكم در موردیكه مرده گان (كه از یكدیگر ارث مى برند) بیش از دو نفر باشند نیز جریان دارد.
مساءله 4 - اگر دو نفر بمیرند و معلوم باشد كه یكى زودتر از دیگرى فوت كرده لكن تردید شود در اینكه كدامیك بوده و تاریخ فوتشان هم مجهول باشد، اقوى آنست كه باید بقرعه رجوع شود حال چه سبب مرگشان غرق و هدم باشد یا غیر آن دو، و یا یكى و یا هر دو بمرگ طبیعى مرده باشند.
مساءله 5 - در مسئله قبل كه گفتیم هر یك از دیگرى ارث مى برد طریق این توریث طرفین این است كه هر یك از آنها را زنده در حال موت دیگرى فرض مى كنیم و ارث او از اموال دیگرى را به او مى دهیم ، و آنچه سهم الارث او شد را بورثه زنده او مى دهیم ، چیزیكه هست اینكه وقتى نوبت دیگر او را مرده و دیگرى را زنده فرض مى كنیم به ورثه دیگرى چیزیكه هست اینكه وقتى نوبت دیگر او را مرده و دیگرى را زنده فرض مى كنیم به ورثه دیگرى چیزیكه او از ایشان در فرض اول ارث برده بود را نمى دهیم ، مثلا اگر پدر و پسرى (بخاطر خفگى از گاز و امثال آن ) مرده باشند و كسى نداند كدامیك زودتر و كدام دیرتر مرده و یا اصلا در آن واحد با هم مرده اند، و فرض مى كنیم كه پدر نامبرده غیر آن پسرى كه با او مرده دخترى هم دارد و قیمت همه اموال پدر نهصد دینار است ، و از سوى دیگر آن پسر هم كه با پدر مرده پسرى دارد و جمع اموالش ششصد دینار است ، در اینجا اول مرگ پدر را قبل از پسر فرض مى كنیم كه در نتیجه پسر نامبرده در حالى كه پدرش مى مرده زنده بوده و دو ثلث تركه پدر را كه ششصد دینار است برده و مالك شده و آن دو ثلث الان به پسر خود او مى رسد كه نوه آن پدر است ، و یك ثلث باقیمانده با به دختر آن پدر مى دهند، آنگاه نوبت دوم پسر را به در حال حیات پدر مرده فرض مى كنیم كه در نتیجه جوانى از دنیا رفته و پدرى و پسرى از او بر جاى مانده كه پدر او یك ششم تركه پسرش را كه صد دینار است ارث مى برد و چون خود او نیز مرده آن صد دینار را بوارث پدر كه دختر او است مى دهیم ، و بقیه سهم پسر آن پسر است .
مساءله 6 - در توریث طرفینى شرط است اینكه حاجبى از ارث در هیچ طرف نباشد، پس اگر در یك طرف حاجب باشد یعنى آن طرف محجوب از ارث دیگرى باعث نمى شود كه دیگرى هم از او ارث نبرد، بلكه دیگرى از او ارث مى برد با اینكه او از وى ارث نمى برد، مثل موردى مى ماند كه از آن دو نفریكه با هم مرده اند یكى اصلا مال نداشته باشد پس او كه مال ندارد از دیگرى كه مال دارد ارث مى برد ولى مالدار از او ارث نمى برد.
فصل سوم در میراث مجوس و كفار
 
مساءله 1 - مجوس و سایر فرقه هاى كفار گاه مى شود كه نكاحى در بین خود مى كنند كه به مذهب خود آنان صحیح ولى از نظر ما حرام است ، مثلا بطوریكه شنیده شد با محرم خود ازدواج مى كنند، و گاهى هم نكاحى مى كنند كه از نظر ما حلال است ، در نتیجه این كفار هم نسب و سبب صحیح دارند هم نسب و سبب فاسد.
مساءله 2 - مجوسى و سایر فرقه هاى كفار از كسى كه بین او و ایشان نسب و سبب صحیحى از نظر مذهب خودش ‍ نیست ارث نمى برند.
مساءله 3 - اگر نسب و سبب كه در مذهب آنان صحیح و در مذهب ما باطل است بین دو نفر برقرار باشد مثل اینكه جوانى مادر خود را بعقد خود درآورد و او را آبستن كند، آیا بین كودكى كه از مادر متولد شده و بین آن جوان و مادرش و نیز بین جوان و مادرش اصلا توارث نیست ؟ و توارث منحصر در نسب و سببى است كه بمذهب ما صحیح باشد و یا آنكه توارث در نسب هر چند كه فاسد است ولى در سبب صحیح است ؟ و یا آنكه هم با نسب و سبب صحیح است و هم با نسب و سبب باطل ؟ وجوه و اقوالى هست كه اقواى آن قول اخیر است .
مساءله 4 - اگر دو و یا چند موجب ارث براى یكى از كفار فراهم شود بخاطر همه آنها ارث مى برد، مثل اینكه زنى كه با پسرش ازدواج كرده و فعلا پسر مرده است این زن هم مادر آن میت است و هم زوجه او و در نتیجه هم سهم همسریش ‍ كه یك چهارم و یا یك هشتم است مى برد و هم سهم مادریش كه یك سوم یا یك ششم است ، و اگر زن بمیرد شوهرش ‍ هم نصیب شوهرى را مى برد و هم نصیب فرزندى را.
مساءله 5 - اگر در موردى دو سبب جمع شود كه یكى از آن دو مانع دیگرى است و ارث تنها از جهت مانع ارث مى برد، مثل اینكه زنى هم دختر میت باشد و هم خواهر مادریش (بدین صورت كه پسرى مادر خود را بدخترى آبستن كرده باشد) كه در اینجا آن زن نصیب دختریش را مى گیرد ولى نصیب خواهریش را نمى گیرد (چون وقتى میت اولاد دارد ارث او به خواهرش نمى رسد)، و باز مثل زنى كه هم دختر میت است و هم دختر دخترش بدین صورت كه مردى با دختر خود ازدواج كند و او را بدخترى آبستن سازد و آن مرد بمیرد كه این دختر دختر نصیب دختریش را فقط مى برد (چون خود او دختر میت است و مادامى كه میت فرزند دارد ارث او به نوه اش نمى رسد).
مساءله 6 - اگر براى یك زن دو شوهر باشد یا بیشتر و فرض كنیم چنین چیزى در مذهبى صحیح باشد، آنگاه آن زن بمیرد ظاهر این است كه ارث شوهر كه در فرض نبودن فرزند نصف مال زن و در فرض بودن فرزند یك چهارم اموال او است بین دو یا سه شوهر و یا بیشتر بالسویه تقسیم مى شود، نظیر جائیكه یك مرد چند زن داشته و مرده كه هشت یك اموال او را بین زوجات او تقسیم مى كنند، حال اگر زن كه چند شوهر دارد یكى از شوهرانش بمیرد نصیب یك چهارم و یا یك هشتم مال او را ارث مى برد و اگر دو شوهر او مردند از هر شوهرى یك چهارم یا یك هشتم اموال را مى برد.
مساءله 7 - اگر كفار با سبب فاسدى كه در مذهب خود آنان فاسد است ولى در مذهب ما صحیح است ازدواج كنند بعید نیست حكم عقد صحیح را بر آن جارى سازیم ، لكن هر خسارتى كه به حسب اعتقادات و التزمات خود آنان متوجهشان مى شود حاكم مسلمین وادارشان مى كند به اینكه آن خسارت را بپذیرند و به آن ملتزم شوند.
مساءله 8 - مسلمان با سبب فاسد ارث نمى برد، پس اگر كسى با یكى از محارم خود ازدواج كند زن و شوهر نیستند و توارث زن و شوهرى بینشان نیست هر چند كه فرض شود ازدواج نامبرده شبهه انجام یافته ، پس اگر كسى مادر رضاعى و یا زنائى خود را شبهه براى خود عقد كند بینشان توارث برقرار نمى شود.
مساءله 9 - مسلمان هم با سبب صحیح ارث مى برد و هم با نسب فاسد (البته در صورتیكه شبهه انجام شده باشد)، بنابراین اگر كسى خیال كند فلان زن (كه در واقع مادر خود اوست ) اجنبى است و با او ازدواج كند و از او فرزند دار شود آن فرزند از پدر و مادرش ارث مى برد و پدر و مادر هم از او ارث مى برند، بنابراین در مورد مسلمان با دخالت شبهه فروعى تصور مى شود كه قبلا آن را درباره مجوس تصویر كردیم ، و در شبهه فرقى بین موضوعى و حكمى نیست .
مساءله 10 - اگر اجتهاد دو فقیه درباره صحت یا فساد عقدى مختلف شد، مثل ازدواج مردى با زنى كه قبلا با دختر آن زن زنا كرده و با ازدواج مردى با دخترى كه با مادر آن دختر زنا كرده و از نطفه خود او دختر متولد شده ، كسى كه مى گوید این ازدواج صحیح است چه به اجتهاد خودش و چه به اجتهاد مجتهدش مى تواند آثار صحت را مترتب كند ولى قائل به فساد نمى تواند آثار صحت را بر آن مترتب كند، بنابراین از نظر قائل به فساد بین چنین زن و شوهرهائى توارث نیست .


نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:- -

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر