تبلیغات
وبلاگ حقوقی یعقوب شاهماری سوها - وكیل پایه یك دادگستری - عضو كانون وكلای دادگستری استان اردبیل - تحریر الوسیله حضرت امام خمینی ( ره )- ارث2


درباره وبلاگ:

آرشیو:

طبقه بندی:

آخرین پستها :

نویسندگان:

آمار وبلاگ:


Admin Logo themebox

تحریر الوسیله حضرت امام خمینی ( ره )- ارث2

نوشته شده توسط:یعقوب شاهماری سوها
شنبه 20 آذر 1389-06:03 ب.ظ

(در اینجا تذكر چند نكته لازم است ) 
اول - اینكه برادرزاده و خواهر زاده میت حكم نوه را دارد، همانطور كه تا از میت یك نفر اولاد باقى است نوه او ارث نمى برد، همچنین مادامى كه از او یك برادر و یا خواهر باقى است برادرزاده و خواهر زاده او ارث نمى برند هر چند كه فرزندان برادر ابوینى میت باشند.
دوم - اولاد برادر و خواهر میت در صورت نبودن خواهر و برادر او ارث كسى را مى برند كه قرابشان به میت به وسیله او هست ، اگر برادرزاده اند ارث برادر مادریش وارث او باشد همه مال را بعنوان فرض و رد به ارث مى برند و در صورت تعدد بالسویه بینشان تقسیم مى كنند، و اگر خواهر و برادر پدریش وارث او باشند همه مال را به ارث مى برند، و در صورت تعدد بینشان پسر بخش و دختر بخش تقسیم مى كنند. این در صورتى بود كه وارث برادر و یا خواهر میت باشد، حال اگر برادرزاده و خواهرزاده میت وارث او باشند باید ببینند اگر واسطه بین آنان و میت برادر او بود چقدر به او مى رسید و اگر خواهر او بود چقدر مى رسید تا آن وقت بین خود بالسویه تقسیم كنند، و اگر وارث میت فرزندان دو خواهر ابوینى یا اگر ابوینى نداشت دو خواهر یا بیشتر پدرى او باشند مثل فرض سابق عمل مى شود با این تفاوت كه در اینجا پسر بخش و دختر بخش تقسیم مى شود، و اگر وارث میت اولاد ذكور ابوینى و یا پدرى میت باشند یعنى اولاد برادران ابوینى یا پدرى او باشند و یا هم آنها باشند و هم اولاد خواهران ابوینى یا پدرى او، باید واسطه ها را زنده فرض كرد و مال را به حسب پسر بخش و دختر بخش بین واسطه ها تقسیم كرد سپس ارث هر برادرى را بین فرزندان او وارث هر خواهرى را بین فرزندان او پسر بخش و دختر بخش تقسیم نمود.
سوم - گفتار در ارث بردن نوه و نبیره و نتیجه برادر و خواهر میت همان گفتاریست كه در مساءله قبلى گذشت كه هر وارثى بمقدارى ارث مى برد كه اگر واسطه بین او و میت زنده بود آنمقدار را مى برد، كیفیت تقسیم هم همان است كه در آن مسئله گذشت .
چهارم - در موردیكه میت فرزندان برادر یا خواهر ابوینى دارد فرزندان برادر و خواهر پدرى او ارث نمى برند، و این حكم در همه وسائط جریان دارد البته مخصوص جائى است كه درجه هر دو دسته یكى باشد و اما اگر میت برادرزاده اى پدرى و نوه هائى از برادر ابوینى دارد مشمول این حكم نیست .
پنجم - در جائیكه میت جدوده بدون واسطه دارد جدوده با واسطه او ارث نمى برند، بعبارتى دیگرى با وجود جد و جده نزدیكتر جده و جده دورتر ارث نمى برد، حتى اگر از آن چهار جدى كه گفتیم بدون واسطه اند یك نفر موجود باشد جدوده با واسطه دارد جدوده با دو واسطه اش ارث نمى برند، بهمین صورت هر كس كه به میت نزدیكتر است مانع مى شود از ارث بردن آنكه دورتر است .
ششم - جد اعلاء در صورتیكه در صنف جدوده كسى پائین تر از او و نزدیكتر به میت موجود نباشد با برادر و خواهر میت ارث مى برد، همچنانكه نوه هاى چندمین پشت برادر یا خواهر میت بهر چند واسطه كه باشند در صورتیكه نزدیكتر به میت كسى از صنف موجود نباشد با جد میت ارث مى برند، بنابراین جد جد میت هر چه بالا رود با برادر میت شریك در ارث مى شود، تا چه رسد به اینكه برادر میت مرده باشد و فرزندان او باقى باشند، و همچنین اگر فرزند برادر میت هر چه هم پائین رود اگر با جد بدون واسطه میت جمع شود ارث مى برد تا چه رسد به اینكه جد باواسطه باشد. حاصل كلام این است كه نزدیكتر به میت از هر صنف مقدم است بر دورتر از همان صنف نه از صنف دیگر.
هفتم - اگر اجداد هشت گانه (یعنى ابوین پدر پدر و ابوین مادر پدر و ابوین پدر مادر و ابوین مادر مادر) همگى وارث میتى (كه نبیره آنان است ) شدند احتیاط در این است كه با یكدیگر مصالحه و تراضى كنند، حال چه اینكه شخصى دیگر با آنان ارث بر باشد یا نباشد.
(مرتبه سوم )
: مرتبه سوم از طبقات ارث عمو و عمه و دائى و خاله میت است ، مادامى كه كسى از طبقه دوم موجود باشد اهل این طبقه ارث نمى برند.
مساءله 1 - اگر وارث میت منحصر باشد به عمومه ابوینى او (یعنى برادر و خواهر ابوینى پدر! و یا عمومه پدرى او، تمام تركه میت به آنها مى رسد، اگر همه عمو هستند و یا همه عمه هستند مال را بالسویه تقسیم مى كنند، و اما اگر از هر دو جنسند پسر بخش و دختر بخش تقسیم مى كنند.
مساءله 2 - اگر وارث میت منحصر باشد به عمومه مادرى میت (یعنى برادر و خواهر مادرى پدرش ) تركه میت همه اش ‍ به آنان مى رسد، اگر همه مرد یا زن هستند بطور مساوى بین خود تقسیم مى كنند و اگر از هر دو جنسند احتیاط را ترك ننموده با یكدیگر مصالحه و تراضى كنند.
مساءله 3 - اگر عمومه ابوینى و یا پدرى میت با عمومه مادرى او جمع شدند یك ششم از تركه میت را به عمومه مادرى میت مى دهند اگر چنانچه یك نفر باشد (یا عموى مادر میت و یا عمه مادرى او باشد)، و اگر متعدد و از یك جنس ‍ باشند یك ثلث اموال به آنان مى رسد تا بین خود بطور مساوى تقسیم كنند، و اگر از هر دو جنسند رعایت احتیاط را نموده با یكدیگر مصالحه و تراضى كنند و بقیه اموال (كه 6/4 یا 6/5 است ) را به عمومه ابوینى و یا عمومه پدرى میت مى دهند تا در بین خود اگر مختلفند پسر بخش و دختر بخش و اگر از یك جنسند بطور مساوى تقسیم كنند.
مساءله 4 - اگر وارث میت منحصر باشد به خئوله (دائى و خاله ) ابوینى و یا پدرى او، اگر یك نفر باشد همه ارث به او مى رسد، و اگر متعدد باشند بطور مساوى بین خود تقسیم مى كنند چه اینكه چند نفر دائى باشند یا چند نفرخاله و یا از هر دو جنس . و حكم در موردى كه وارث خئوله مادرى او باشد همین است .
مساءله 5 - اگر خئوله ابوینى و یا پدرى میت با خئوله مادرى او وارث او باشند، یك ششم از اموال او را به خئوله مادریش مى دهند اگر یك نفر باشد، و اگر متعدد باشند ثلث مال را بین خود تقسیم مى كنند چه از یك جنس باشند و چه مختلف ، و بقیه را به خئوله ابوینى او مى دهند، و اگر نداشت در صورت تعدد بین خود بالسویه تقسیم مى كنند چه از جنس واحد باشند و چه مختلف .
مساءله 6 - اگر عمومه ابوینى و یا پدرى میت با با خئوله ابوینى و یا پدرى او جمع شوند، یعنى میت هم آنها را داشته باشد و هم اینها را، یك سوم اموال به خئوله او مى رسد تا در صورت تعدد بالسویه بین خود تقسیم كنند، و دو سوم بعمومه او مى رسد تا اگر متعدد و از نظر جنس مختلف باشند پسر بخش و دختر بخش تقسیم نمایند.
مساءله 7 - اگر عمومه مادرى میت و خئوله مادرى او جمع شوند ثلث اموال به خئوله مى رسد كه در صورت متعدد بودن بالسویه تقسیم مى كنند چه یك جنس باشند و چه مختلف ، و دو ثلث را به عمومه او مى دهند كه در صورت تعدد و عدم اختلاف بالسویه و در صورت اختلاف احتیاط نموده و با یكدیگر مصالحه كنند.
مساءله 8 - اگر عمومه ابوینى و در صورت نبودن آنان عمومه پدرى میت با خئوله ابوینى و یا اگر نبودند پدرى میت و نیز با عمومه مادرى میت جمع شوند، ثلث اموال را به خئوله مى دهند تا در صورت تعدد بالسویه تقسیم كنند چه از یك جنس باشند و چه مختلف ، و از دو ثلث باقیمانده یك ششم را عمومه مادرى او مى دهند البته اگر یك نفر باشد و گرنه ثلث آن را به ایشان مى دهند تا اگر از یك جنسند بالسویه بین خود تقسیم كنند، واگر مختلف باشند با یكدیگر صلح نمایند، و باقیمانده از دو ثلث را به عمومه ابوینى و اگر نبودند پدرى او مى دهند كه اگر یك نفر است همه را مى برد و اگر متعدد و یك جنسند بالسویه و اگر مختلفند پسر بخش و دختر بخش تقسیم مى كنند.
مساءله 9 - اگر عمومه ابوینى و اگر نبودند عمومه پدرى میت با عمومه و خئوله مادرى میت جمع شوند، ثلث اموال به خئوله مادرى مى رسد كه در صورت تعدد بالسویه تقسیم مى كنند چه اینكه همه دائى باشند یا همه خاله و یا مختلف ، و یك ششم از دو ثلث باقیمانده را عمومه مادرى در صورتیكه یك نفر باشند و ثلث آن را در صورتیكه چند نفر باشند مى دهند و آنها اگر عمو و عمه هستند بخاطر رعایت احتیاط با یكدیگر مصالحه مى كنند، و آنچه بعد از ثلث و سدس ‍ در یك صورت و ثلث دیگر در صورت دیگر باقى مى ماند به بقیه ورثه مى دهند و در بین آنان اگر عمو و عمه باشند پسر بخش و دختر بخش تقسیم مى كنند.
مساءله 10 - اگر عمومه ابوینى و یا پدرى میت با خئوله ابوینى و یا پدرى او و نیز با خئوله مادرى او جمع شوند، ثلث اموال میت (یعنى عدد 9 از 27) را به خئوله او مى دهند چه خئوله ابوینى و چه پدرى و چه مادرى ، بدین ترتیب كه یك ششم همان ثلث (یعنى 5/1 از 9) و یا ثلث منهاى ثلثش (یعنى 9 منهاى 3)
را به خئوله ابوینى و یا خئوله پدرى او مى دهند و آنها به هر حال بالسویه بین خود تقسیم مى كنند. سپس دو ثلث باقى مانده از تركه را به عمومه میت مى دهند اگر یك نفر است همه را مى برد و اگر متعددند و همه عمو یا همه عمه هستند بالسویه و اگر مختلفند پسر بخش و دختر بخش تقسیم مى كنند.
مساءله 11 - اگر خئوله ابوینى میت و یا خئوله پدرى او با عمه و خئوله مادریش جمع شوند، ثلث تركه به همه خئوله او مى رسد اگر مادریش یك نفر است سدس آن ثلث را و اگر متعددند ثلث آن ثلث را بطور مساوى بین خود تقسیم مى كنند چه اینكه همه دائى باشند یا همه خاله و یا از هر دو جنس ، و بقیه آن ثلث (كه یا ثلث منهاى سدس است و یا ثلث منهاى ثلثش ) را به خئوله ابوینى و یا به خئوله پدرى میت مى دهند و آنها بالسویه تقسیم مى كنند چه اینكه همه دائى یا همه خاله یا مختلف باشند، و دو ثلث باقى مانده از تركه به عمومه مادرى میت مى رسد (چون فرض كردیم كه عمومه ابوینى یا پدرى ندارد) اگر یك نفر است همه دو ثلث را مى برد چه عمو باشد و چه عمه و اگر متعدد و مختلف باشند با مصالحه احتیاط مى كنند.
مساءله 12 - اگر هر چهار صنف در موردى جمع شوند ثلث اموال میت را براى خئوله جدا مى كنند، آنگاه ملاحظه مى كنند اگر خئوله مادرى میت یك نفر است سدس آن را و اگر چند نفرند ثلث آن را مى برند و بین خود بالسویه تقسیم مى كنند گرچه مختلف باشند، و باقیمانده از آن ثلث را خئوله ابوینى یا پدرى میت مى برند و در هر حال بالسویه بین خود تقسیم مى كنند، از دو ثلث باقیمانده از دو ثلث را به عمومه از طرف پدر و یا از طرف ابوین مى دهند و آنها بین خود بطور مساوى اگر یك جنسند و بطور پسر بخش و دختر بخش اگر مختلفند تقسیم مى كنند.
مساءله 13 - اگر همسر میت كه یا شوهر او هست یا زوجه او با عمومه ابوینى و یا عمومه پدرى او جمع شود نصیب اعلاى خود را مى برد، و بقیه مال را به باقى ورثه مى دهند و آنها بین خود بطور پسر بخش و دختر بخش تقسیم مى كنند، و اگر آن همسر با خئوله ابوینى و یا پدرى میت جمع شود نیز همین حكم را دارد با این تفاوت كه در اینجا بقیه اموال در بین خئوله بطور مساوى تقسیم مى شود یعنى خاله میت بمقدار دائى او مى برد، و همچنین است در جائیكه همسر میت با خئوله مادرى او جمع شود، و در جائى هم كه همسر میت با عمومه مادرى او وارث او هستند حكم همین است با این تفاوت كه در صورت اختلاف جنس (یعنى وجود عمو و عمه ) در تقسیم سهم الارث باید احتیاط را ترك نكرده با یكدیگر مصالحه كنند.
مساءله 14 - اگر همسر میت كه یا شوهر او یا زوجه اوست با عمومه ابوینى اگر ندارد پدرى میت و عمومه مادرى او جمع شود نصیب بیشتر خود را مى برد، و عمومه مادرى یك ششم از بقیه را اگر یك نفر است و ثلث آن را اگر متعددند مى برند، كه اگر همه عمو یا همه عمه اند بالسویه تقسیم مى كنند و اگر مختلفند احتیاط قبل را رعایت مى نمایند، و بعد از سهم همسر و یك ششم عمومه مادرى بقیه را عمومه پدرى و یا ابوینى بین خود بطور پسر بخش و دختر بخش ‍ تقسیم مى كنند. و اگر همسر میت با خئوله ابوینى و یا پدرى و نیز با خئوله مادرى جمع شود، همسر میت نصیب اعلاى خود را مى برد، و یك ششم از بقیه را یك خاله و یك دائى مادرى و اگر متعدد باشند یك سوم بقیه را مى برند و در بین خود بطور مساوى تقسیم مى كنند چه اینكه همه دائى میت باشند یا همه خاله و یا هم خاله و هم دائى باشند، و باقیمانده مال را بقیه ورثه یعنى خئوله ابوینى و یا پدرى در بین خود بطور مساوى تقسیم مى كنند چه اینكه همه دائى یا همه خاله یا از هر دو باشند.
مساءله 15 - اگر یكى از زن و شوهر بعد از مرگ دیگرى با عمومه ابوینى و یا پدرى او و خئوله ابوینى یا پدریش جمع شود نصیب اعلاى خود را مى برد، و ثلث مجموع تركه (قبل از بیرون كردن سهم همسر) را به خئوله مى دهند تا بین خود بطور مساوى تقسیم كنند چه اینكه همه دائى یا خاله یا مختلف باشند، و باقیمانده را به بقیه ورثه مى دهند تا بین خود پسر بخش و دختر بخش تقسیم كنند. و اگر در همین فرض خئوله مادرى بجاى ابوینى و یا پدرى ارث بر باشند باز همسر نصیب اعلاى خود را مى برد و ثلث اصل تركه را خئوله مادرى بالسویه بین خود تقسیم مى كنند و بقیه را عمومه در بین خود پسر بخش و دختر بخش مى كنند.
مساءله 16 - اگر با یكى از زن و شوهر كه از دیگرى ارث مى برد عمومه مادرى و خئوله ابوینى و یا پدرى ارث بر باشند همسر كه یا شوهر است یا زن نصیب اعلاى خود را مى برد، و ثلث مجموع تركه را خئوله در بین خود بالسویه تقسیم مى كنند چه از یك جنس باشند و چه مختلف ، و یك ششم از باقیمانده را در صورت یك نفر بودن و ثلث را در صورت تعدد به عمومه مادرى مى دهند تا آنها در بین خود بالسویه تقسیم كنند البته اگر از یك جنس باشند اما اگر هم عمو باشد و هم عمه با یكدیگر مصالحه مى كنند تا احتیاط لازم رعایت شده باشد، و مابقى مال را به ورثه مى دهند تا در بین خود پسر بخش و دختر بخش تقسیم كنند، و اگر در همین فرض بجاى خئوله ابوینى و یا پدرى خئوله مادرى وارث باشند بهمان نحوى كه قبلا گفته شد تقسیم مى كنند لكن عمومه در تقسیم كردن ارث خود احتیاط گذشته را رعایت مى كنند.
مساءله 17 - اگر با همسر میت كه یا زوجه او و یا شوهر اوست عمومه ابوینى و یا پدرى میت و نیز خئوله ابوینى و یا پدرى او و همچنین عمومه مادرى او وارث او باشند همسر نصیب اعلاى خود را مى برد، و ثلث از اصل تركه را به خئوله او مى دهند تا در بین خود بطور مساوى تقسیم كنند، و یك ششم از باقیمانده را در صورت یك نفر بودن و یك ثلث را در صورت تعدد به عمومه مادرى او مى دهند تا آنان نیز بین خود بطور مساوى تقسیم كنند و در صورتیكه مختلفند یعنى عمو و عمه باشند احتیاط به مصالحه را ترك نكنند، و آنچه مى ماند را به بقیه ورثه یعنى عمومه ابوینى و اگر نبودند عمومه پدرى میت مى دهند تا آنها بین خود بطور پسر بخش و دختر بخش تقسیم كنند. و اگر با همسر میت عمومه ابوینى و یا پدرى میت و هم عمومه مادرى او و خئوله مادریش وارث او باشند همسر نصیب اعلاى خود را مى برد، و ثلث از تركه را خئوله مادرى بین خود به یكسان تقسیم مى كنند، و یك ششم از بقیه را در صورت انفراد و یك سوم را در صورت تعدد عمومه مادرى او بین خود به یكسان تقسیم مى كنند مگر آنكه هم عمه باشد و هم عمو كه در این صورت احتیاط گذشته را رعایت مى كنند، و آنچه باقى مى ماند عمومه ابوینى و یا پدرى بطور پسر بخش و دختر بخش بین خود تقسیم مى كنند.
مساءله 18 - اگر با همسر میت عمومه ابوینى و یا پدرى و خئوله ابوینى و یا پدرى و خئوله مادرى او جمع شوند همسر میت نصیب اعلاى خود را مى برد، سپس ثلث اصل تركه (نه ثلث آنچه بعد از نصیب همسر مى ماند) را به خئوله بدین قرار مى دهند كه آن ثلث را شش قسمت نموده در صورت یك نفر بودن یك سدس و در صورت تعدد دو سدس (كه مى شود یك ثلث ) را خئوله مادرى بین خود به یكسان تقسیم مى كنند، و باقیمانده از آن یك ثلث (كه یا 6/5 است یا 6/4) را خئوله ابوینى و یا پدرى بین خود به یكسان تقسیم مى كنند بطوریكه خاله بمقدار دائى مى برد، و در بقیه تركه میت را عمومه او به نحو پسر بخش و دختر بخش بین خود تقسیم مى كنند.
مساءله 19 - اگر با همسر میت خئوله ابوینى و یا پدرى او نیز خئوله مادریش و عمومه مادریش جمع شوند همسر نصیب اعلاى خود را مى برد، و ثلث اصل تركه سهم خئوله میت است بدین قرار كه آن را شش قسمت نموده یك سدس آن را در صورت انفراد و یك ثلث آن را در صورت تعدد خئوله مادرى میت بین خود بطور مساوى تقسیم مى كنند و بین دائى و خاله فرق نمى گذارد، و باقیمانده از آن ثلث (كه یا 6/5 است یا 6/4) را سایر خئوله بین خود بطور مساوى تقسیم مى كنند، و بقیه از تركه به عمومه میت مى رسد كه آنان نیز اگر همه عمو یا عمه هستند بطور مساوى تقسیم مى كنند و اگر مختلفند واجب است مصالحه كنند تا رعایت احتیاط شده باشد.
مساءله 20 - اگر با همسر میت عمومه ابوینى و یا پدرى او و نیز عمومه مادریش و خئوله ابوینى و یا پدرى او و نیز خئوله مادریش جمع شوند همسر نصیب اعلاى خود را مى برد، و ثلث اصل تركه كه سهم خئوله است را به شش ‍ قسمت تقسیم نموده یك سدس را در صورت انفراد و دو سدس كه همان ثلث است را در صورت تعدد خئوله مادرى مى برند و بطور یكسان بین خود تقسیم مى كنند، و باقیمانده از آن ثلث (كه شش قسمت شد) را به سایر خئوله كه ابوینى یا پدرى است مى دهند و آنها آنرا در بین خود بطور مساوى تقسیم مى كنند و فرقى بین دائى و خاله نمى گذارند، باقیمانده از اصل تركه سهم عمومه است بدین قرار كه هر چه باشد آن را به شش قسمت تقسیم مى كنند یك قسمت آن را در صورت انفراد و دو قسمت آن را در صورت تعدد به عمومه مادرى مى دهند و عمومه آن را در بین خود بطور مساوى تقسیم مى كنند مگر در جائیكه هم عمو باشد و هم عمه كه واجب است احتیاط گذشته را رعایت كنند، و باقیمانده از آن شش قسمت را عمومه ابوینى و یا پدرى در بین خود بطور پسر بخش و دختر بخش تقسیم مى كنند.
مساءله 21 - در موردیكه یك نفر از عمومه ابوینى بر جاى مانده ، مثلا یك عمه و یا یك عموى ابوینى از میت باقیمانده است ، عمو و عمه هاى پدرت تنها ارث نمى برند، و همچنین مادامى كه یك نفر از صنف خئوله ابوینى باقى است خئوله پدرى تنها ارث نمى برد.
(در اینجا تذكر چند نكته لازم است )
اول - مادامى كه یكى از عمومه یا خئوله موجود باشد اولاد آنها از میت ارث نمى برند (چه عمو و عمه ابوینى و چه پدرى و چه مادرى و نیز چه دائى و خاله ابوینى و چه پدرى و چه مادرى ) بنابراین با وجود یك خاله مادرى مثلا فرزندان عمو و عمه میت و خاله زاده ها و دائى زاده هایش بهیچ وجه ارث نمى برند مگر در یك مورد و آن این است كه عموى پدرى میت با پسر عموى ابوینى او جمع شود كه در خصوص این مورد ارث را به عمو نمى دهند بلكه به پسر عموى مى دهند البته بشرطیكه با این فرزند عموى ابوینى عموئى ابوینى و یا عموئى مادرى نباشد و یا عمه اى ابوینى یا پدرى و یا مادرى و نیز دائى و خاله اى ابوینى یا پدرى یا مادرى نباشد، و فرقى نیست بین اینكه عموى پدرى یك نفر باشد یا چند نفر، و نیز فرقى نیست بین اینكه پسر عموى ابوینى یك نفر باشد یا چند نفر كه در چنین مواردى ارث را به پسر عمو مى دهند نه بعمو و نه به پسر عموها و پسر عمه ها و دائى ها و خاله ها. و در این مسئله فرقى نیست بین اینكه همسر میت (یعنى شوهر اگر میت زن است و زوجه اگر میت مرد است ) موجود باشد یا نه ، و این حكم مخصوص این مورد است و در غیر آن جارى نیست . بله اگر وارث میتى عمه پدرى او و پسر عموى ابوینى او باشد رعایت احتیاط و مصالحه كردن مطلوب است .
دوم - اولاد عمومه و خئوله در صورت نبودن خود آنان و كسى كه در درجه آنان است قائم مقام آنها هستند، قاعده كلى این است كه هر كس به میت نزدیكتر باشد هر چند به یك سبب ، مقدم است بر كسى كه از او دورتر است هر چند خویشاوندیش با میت به دو سبب باشد، مگر در یك مورد كه در مسئله قبلى به آن اشاره شده ، و اولاد عمومه و خئوله آن مقدار ارث مى برند كه اگر خود عمومه و خئوله زنده بودند همان قدر را مى بردند.
سوم - منسوبین به مادر میت در این طبقه یعنى دائى و خاله چه ابوینى و چه پدرى ، و اولاد آنان همواره ارث میت را بین خود بالسویه تقسیم مى كنند، خاله همان مقدار مى برد كه برادرش مى برد. اما منسوبین به پدر میت یعنى عمو و عمه و اولاد آنان ارث میت را پسر بخش و دختر بخش مى برند بله در خصوص عمومه مادرى و اولاد آنان چاره اى جز احتیاط و مصالحه نیست .
چهارم - در موردیكه میت پسر عمو و پسر عمه ابوینى دارد ارث او به پسر عمو و پسر عمه پدرى او نمى رسد، در خئوله نیز حكم همین است لكن با وجود اینكه میت پسر عمو و یا پسر عمه ابوینى دارد پسر دائى و پسر خاله پدریش ‍ در صورت نبودن فرزندان خاله و دائى ابوینى ارث مى برند، همچنانكه با وجود فرزندان خئوله ابوینى اولاد عمومه پدرى با نبودن اولاد از خئوله ابوینى ارث مى برند.
پنجم - اینكه در سابق گفتیم فرزندان عمومه و خئوله قائم مقام آنهایند و اگر این فرزندان از عمومه متعدد باشند باید در تقسیم ارث خود عمومه و خئوله را كه واسطه بین آنها و میت هستند زنده فرض كرد بعد ارثى كه به خئوله را كه واسطه بین آنها و میت هستند زنده فرض كرد بعد ارثى كه به خئوله مى رسد بین دائى ها و خاله ها بطور مساوى تقسیم نمود آنگاه هر مقدار به هر دائى یا خاله مى رسد بین فرزندان آنان بالسویه تقسیم كنند، و سهمى كه به عمومه مى رسد بین عموها و عمه ها پسر بخش و دختر بخش تقسیم نموده آنگاه هر مقدار كه به هر عمو یا عمه مى رسد بین فرزندانشان پسر بخش و دختر بخش تقسیم كنند، و در اولاد عمومه مادرى احتیاط به صلح رعایت شود. این حكم در موردى كه یك واسطه یا چند واسطه باشد فرق نمى كند.
ششم - ارحامى كه از حواشى نسب میت هستند داراى رتبه مى باشند یعنى آنكه به میت نزدیكتر است در ارث بردن رتبه اى مقدم دارد نسبت به آنكه دورتر است ، مثلا عمو و عمه ها و پسر و دختر عمو و عمه خود میت هر چه هم پائین روند بشرط صدق عرفى (اما در صورتیكه فاصله با میت آنقدر زیاد باشد كه عرف نگوید فلانى فلانى پسر عموى فلان میت است این تقدم را ندارد) مقدم هستند بر عمو و عمه پدر یا مادر میت و دائى و خاله پدر یا مادر او. بله اگر از طایفه اول هیچ كس موجود نباشد طایفه دوم قائم مقام آن ها مى شوند و در آنها نیز رعایت تقدم رتبه لازم است ، و اگر از این طایفه یعنى عمو و عمه و دائى و خاله پدر میت هم كسى موجود نباشد و از بچه هاى آنان نیز كسى نباشد نوبت مى رسد به عمو و عمه و خاله و دائى جد میت و جده او، و در صورت نبودن آنها نوبت مى رسد به اولاد آنها كه باز رعایت مقدم داشتن آنكه به میت نزدیكتر است لازم مى باشد.
هفتم - اگر براى وارثى دو سبب از اسباب ارث یا سببى براى ارث بیشتر موجود باشد همه آن ارث هاى مكرر و یا بیشتر را مى برد مگر آنكه یك سبب مانع سبب دیگر شود، مثل اینكه یك سبب از سبب دیگر نزدیكتر به میت باشد كه در اینصورت ارث از ناحیه مانع را مى برد نه ارث از ناحیه ممنوع را، مثلا اگر زنى شوهرش از دنیا برود و به عقد برادر او در آید و از او صاحب فرزندى بشود آن فرزند براى فرزند قبلى زن كه از شوهر اول داشت هم برادر مادرى است و هم پسر عموى او كه اگر یكى از آن دو از دنیا برود دیگرى از جهت برادرى ارث مى برد نه از جهت پسر عموئى . و در این مسئله فرقى نیست بین اینكه موجب ارث بردن سببى باشد یا نسبى ، بنابراین اگر دو موجب سببى و یا یك موجب سببى و نسبى در موردى جمع شوند اگر یكى از آن دو جهت مانع باشد وارث از همان جهت مانع ارث مى برد نه از جهت ممنوع مثال دیگر آزاد كننده برده و ضامن جریره
(18) او است كه چون ولاء عتق (19) مقدم و ولاء ضمان جریره و مانع از تاثیر آن است وارث بر علت ولاء عتق ارث مى برد نه به علت ضمان جریره ، و اما اگر این دو علت هیچ یك مانع از تاثیر دیگرى نباشد وارث بهر دو جهت ارث مى برد مثل اینكه زنى دختر عموى شوهرش باشد (و شوهر از طبقه اول فرزند و پدر و مادر و از طبقه دوم جد و جده و برادر و خواهر نداشته باشد و از طبقه سوم هم عمو و عمه و دائى و خاله نداشته باشد و وارثتش منحصر به فرزندان آنها باشد) هم ارث همسریش را مى برد و هم ارث عمومت را، و كیفیت ارث در موارد اجتماع همان كیفیت در حال انفراد است و احتیاطى كه در عموهاى مادرى همه جا گوشزد مى شد در اینجا نیز جارى است .
مقصد دوم در میراث به سبب همسرى
 
مساءله 1 - هیچیك از زن و شوهر تمامى اموال دیگرى را بعلت همسرى ارث نمى برد مگر در یك صورت ، و آن موردى است كه میت از طبقات ارث هیچ وارثى نداشته باشد مگر شوهر و آخرین طبقه یعنى امام علیه السلام ، كه در اینصورت شوهر او همه اموال او را بعنوان فرض و رد مى برد كه بیانش در سابق گذشت و گفتیم كه فرض شوهر در یك صورت (در صورتیكه زوجه اش فرزند نداشته باشد) نصف و در صورتى دیگر (در صورتیكه زوجه اش فرزند داشته باشد) یك چهارم است و فرض زوجه در صورت فرزند نداشتن شوهر یك چهارم و در صورت فرزند داشتن یك هشتم است ، و نصیب آن دو نه زیادتر مى شود و نه كمتر با هر طبقه از طبقات و هر درجه از درجات ارث كه جمع شوند فریضه خود را مى برند مگر در همان یك صورت كه در ابتداى مسئله بیان كردیم .
مساءله 2 - شرط در توارث بعلت همسرى این است كه عقد همسرى دائمى باشد، پس بین زن و شوهر عقد انقطاعى توارثى نیست ، نه شوهر از زن ارث مى برد و نه زن از شوهر، و این در صورتیكه در عقد انقطاعى شرط توارثى نباشد مسلم و بدون اشكال است ، اما در صورت اشتراط آن در متن عقد چه از یك طرف و چه از دو طرف در نهایت اشكال است ، و در نتیجه احتیاط به ترك چنین شرطى رعایت شود، و اگر احیانا چنین چیزى در عقد انقطاعى شرط شد احتیاط به صلح ترك نشود (نه ورثه همسر را محروم سازند و نه همسر اصرار بر گرفتن همه سهم الارث خود بورزد بلكه با یكدیگر مصالحه كنند.) شرط دیگر توارث بین زن و شوهر این است كه زوجه در عقد زوج باقى باشد هر چند كه دخولى صورت نگرفته باشد، پس اگر قبل از دخول یكى از آن دو بمیرد دیگرى از او ارث مى برد، و همچنین در صورتیكه با طلاق رجعى زن از شوهر جدا شده باشد مادامى كه در عده طلاق است اگر یكى بمیرد دیگرى از او ارث مى برد، بخلاف مطلقه بطلاق بائن كه در ایام عده اگر یكى از آن دو بمیرد دیگرى از او ارث نمى برد. بله اگر شوهر زن خود را در حال بیمارى طلاق دهد هر چند طلاقش بائن باشد و بهمان بیمارى از دنیا برود زوجه اش از او ارث مى برد البته در طول یكسال از روز وقوع طلاق و بشرطى كه طلاق به درخواست زن نبوده باشد، و بهمین جهت است كه زن مختلعه و مبارائى از شوهر قبلیش ارث نمى برد چون طلاقش بخاطر درخواست خود او بوده ، شرط دیگر اینكه زن در این مدت شوهر نكرده باشد، پس اگر شوهر بیمار او را در حال بیماریش طلاق دهد و زن بعد از گذشتن ایام عده ازدواج بكند و سپس شوهر قبلى اش تا قبل از گذشتن یكسال بمیرد زن از او ارث نمى برد. شرط دیگر اینكه شوهر از بیمارى در حال طلاقش بهبودى حاصل نكند، كه اگر از آن بیمارى بهبودى یابد و دوباره بیمار شود هر چند كه بیمارى دومش مثل بیمارى اولش باشد و سپس از دنیا برود همسر مطلقه اش از او ارث نمى برد، و اگر زن در حال بیمارى شوهرش و قبل از تمام شدن یكسال بمیرد شوهر از او ارث نمى برد مگر در ایام عده رجعى .
مساءله 3 - اگر بیمار در همان حال بیماریش زنى را به عقد خود درآورد، اگر دخولى با او صورت دهد و یا از بیماریش ‍ بهبودى یابد از یكدیگر ارث مى برند، و اما اگر در همان بیمارى بمیرد و دخولى هم صورت نداده باشد عقد ازدواجش ‍ باطل خواهد بود و آن زن نه مستحق مهرى است و نه مستحق ارثى . و همچنین است اگر در حال بیمارى شوهر (همان بیمارى كه متصل به مرگ است ) زنش بمیرد در حالیكه هیچ دخولى صورت نگرفته باشد در اینجا مرد از آن ارث نمى برد، و اگر زن در حال بیمارى به عقد مردى درآید كه او سالم است و آنگاه زن یا مرد بمیرد از یكدیگر ارث مى برند، و در دخول فرقى بین قبل و دبر (جلو و عقب ) نیست ، همچنانكه على الظاهر لازم است مرگش در این مرض قبل از بهبودى به همین فرض نه به مرض دیگر بوده باشد، پس اگر در همین بیمارى و قبل از بهبودى از آن بعلتى دیگر (نظیر پرت شدن از بام ) از دنیا برود باز از یكدیگر ارث نمى برند، و ظاهرا فرقى نیست بین اینكه بیماریش طولانى باشد یا كوتاه ، و اگر بیمارى او نظیر جنون ادوارى مدتى برطرف مى شود و دوباره عود مى كند به آن نحوى كه عرف در دور بر طرف شدنش نمى گوید كه این بیمارى بهبودى یافته اگر از دنیا برود ظاهرا همسرش (همانكه در حال بیمارى به عقدش ‍ درآمد) از او ارث نمى برد و لكن احتیاط در مصالحه است .
مساءله 4 - اگر زوجه میت متعدد باشد یك ربع (4/1) مال میت كه در صورت نداشتن فرزند به همسر مى رسید و یك ثمن (8/1) آن كه در صورت داشتن فرزند به او مى رسد بین همه زنان دائمى او بالسویه تقسیم مى شود، پس زنان میت یا یك چهارم مال را مى برند یا یك هشتم مال را ببرد چه اینكه فرزندش متولد از هیمن همسرى باشد كه ارث مى برد یا از زنى دیگر باشد چه دائمى و چه انقطاعى ، و نیز فرقى نیست بین اینكه فرزند او بدون واسطه باشد یا باواسطه و باصطلاح نوه او، و از این یك چهارم و یا یك هشتم زنى هم كه میت در مرض موتش طلاق داده سهم مى برد (البته در صورتیكه شرائطى را كه قبلا در مسئله دوم بیان كردیم دارا باشد).
مساءله 5 - شوهر از تمامى تركه زوجه اش چه منقول و چه غیر منقول ارث مى برد، و لكن اگر او از دنیا رفت زوجه او تنها از منقولات هر چه باشد ارث مى برد و از اراضى مطلقا سهم نمى برد نه از عین اراضى و نه از قیمت آن چه آن اراضى زیر كشت زراعت و درخت و زیربناء و امثال آن قرار گرفته باشد یا نه ، و اما از قیمت خصوص مصالح ساختمانى از قبیل تیر و تخته و آجر و امثال آن و همچنین درختان و نخل و امثال آن ارث مى برد، و فرقى نیست در اقسام بناها از قبیل آسیاب و حمام دكان و اصطبل و غیره و در درختان بین كوچك و بزرگش خشك و سبزش و شاخه هاى هرس شدنى اش مادامى كه بر سر درخت است .
مساءله 6 - منظور از اعیانى كه زوجه میت از قیمت آن ارث مى برد اعیانى است كه در حال مرگ شوهرش موجود بوده پس اگر بعد از مرگ شوهرش تا روز تقسیم ارث رشد و نموى و زیاده عینى از آنچه در حال مرگ او بود پیدا شده باشد زن از این مقدار ارث نمى برد.
مساءله 7 - معیار در قیمت اعیانى كه سهم الارث زوجه از آن پرداخته مى شود قیمت روزیست كه مى خواهند به او بپردازند نه قیمت روزیكه شوهرش از دنیا رفت ، در نتیجه اگر قیمت اعیانى تركه در روز تقسیم بیشتر از قیمتش در روز فوت شوهر باشد زن همان قیمت بیشتر را ارث مى برد همچنانكه اگر قیمتش از آن روز كمتر شده باشد از سهم الارث زن نیز فوت و روز تقسیم ورثه با زوجه میت مصالحه كنند.
مساءله 8 - طریق قیمت كردن مصالح ساختمانى و درخت این است كه آنها را بر این فرض قیمت كنند كه روزى كه نپوسیده و از بین نرفته در آن مكان بدون اجازه و مجانى خواهد ماند (مثلا مصالحى كه در دكان ارثى بكار رفته اگر فرضا در همان قطعه زمین زیر بنا بماند تا زمانیكه هست چه قیمتى دارد؟) از آن قیمت سهم الارث زوجه میت را مى دهند، بنابراین اگر مثلا آن مصالح هزار مى ارزد ولى اگر در آن مكامن و بشكل دكان بماند هزارها مى ارزد زوجه میت از این قیمت اضافى ارث مى برد.
مساءله 9 - منظور از غیر منقول آلات بكار رفته در بناء در حال مرگ مورث است ، پس اگر قبل از مرگ او بنا خراب و اشجار قطع شده باشد آن آلات از غیر منقول خارج شده و زن از آنها ارث مى برد و دیگر مشغول مسئله قبل نیست ، و از جمله اموال منقول میوه سردرخت و زراعت و بذر كاشته شده است و همچنین پاتیل هاى بزرگ كه در دكان آشپزیها و رنگرزیها كار برده شده و ثابت گشته على الظاهر جزء اموال منقول است ، همچنانكه على الظاهر دولاب و سایبان داربست جزء اموال غیر منقول است .
مساءله 10 - اقوى آنست كه زوجه مستحق قیمت است نه خود اعیان لكن مى تواند سهم خود را خود اعیان قبول كند یعنى اگر ورثه خواستند از اعیان بدهند جائز است قبول كند نه اینكه حق داشته باشد بگوید من سهم خود را از اعیان مى خواهم .
مساءله 11 - براى زوجه جائز نیست بدون رضایت ورثه در اعیانى كه قیمت آنها را مستحق شده تصرف كند و نزدیكتر به احتیاط آنست كه ورثه نیز مادامى كه قیمت آن را به زوجه میت نداده اند بدون اذن او در آن تصرف نكنند.
مساله 12 - اگر پدر دخترى نابالغ و یا جد پدریش او را به عقد همسرى كفو درآورد بهمر المثل یا بیشتر از مهر المثل ، اگر در همین حال شوهر بمیرد زوجه صغیره از او ارث مى برد و اگر زوجه بمیرد شوهر از او ارث مى برد، و همچنین است در موردیكه زوج و زوجه هر دو صغیره و نابالغ باشند ولى آن دو یعنى پدر و جد پدرى آن دو را به عقد هم درآورده باشند، بلكه اگر تزویج به كفو به كمتر از مهر المثل هم باشد بشرطى كه مفسده اى در تزویج نباشد كفایت در توارث مى كند تا چه رسد به آنجا كه مصلحت هم داشته باشد، و همچنین است اگر حاكم در موردیكه تزویج صغیره برایش جایز است صغیره اى را تزویج كند كه پاره اى مطالب مناسب با این مقام در كتاب نكاح گذشت .
مساءله 13 - در این عصار ارث بردن بخاطر ولاء ابتلاء نیست (زیرا برده اى نیست تا آزاد كننده اش بر او ولایت پیدا كند و قهرا ضمان جریره هم مورد ابتلاء نیست زیرا ضمان جریره این بود كه شخصى برده خود را آزاد كند و خود را از جنایات او بر كنار نكند كه در اینصورت اگر برده صاحب مال مى شد و وارثى نداشت ارث او به آزاد كننده اش مى رسید چون خود را از جنایات او بركنار نكرده بود.) از موارد سه گانه ارث بخاطر ولاء كه مورد ابتلاء باشد ولاء امامت باقى مى ماند، بنابراین اگر كسى از دنیا برود و وارثى از طبقه اول و دوم و سوم نداشته باشد و نیز وارثى بوسیله ولاء عتق و ضمان جریره نداشته باشد و برایش شوهرى هم نباشد ارث او به امام علیه السلام مى رسد، و اگر میت شوهر باشد و وارث او منحصرا زوجه او باشد یك چهارم اموال او را به زوجه او مى دهند و بقیه اموال به امام علیه السلام مى رسد، و در عصر غیبت امام ولى عصر عجل الله تعالى فرجه اختیار اینگونه ارث ها مانند سایر اموالیكه متعلق به امام معصوم علیه السلام است بدست فقیه جامع شرائط است .


نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:- -

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر