تبلیغات
وبلاگ حقوقی یعقوب شاهماری سوها - وكیل پایه یك دادگستری - عضو كانون وكلای دادگستری استان اردبیل - سنگسار ؛ مشروع یا مخدوش


درباره وبلاگ:

آرشیو:

طبقه بندی:

آخرین پستها :

نویسندگان:

آمار وبلاگ:


Admin Logo themebox

سنگسار ؛ مشروع یا مخدوش

نوشته شده توسط:یعقوب شاهماری سوها
شنبه 13 آذر 1389-06:20 ب.ظ

در گفتگو با آیت ا... محمد موسوی بجنوردی
ابوالفضل شكوری – روزنامه اعتماد ملی
آیت ا... سید محمد موسوی بجنوردی ، فرزند مرحوم آیت ا... العظمی میرزا حسن موسوی بجنوردی از مراجع تقلید دوره معاصر است ، همچنین از طریق مادری نیز با آیت ا... العظمی سید ابوالحسن اصفهانی مرجع تقلید شیعیان و صاحب كتاب وسیله النجاه منسوب است . وی تحصیلات عالی خود را در نجف اشرف ، در خدمت پدر و سایر اساتید بزرگ آن دوره سپری نموده است و از آیت ا...العظمی خویی و امام خمینی ( ره ) نیز اجازه اجتهاد دریافت كرده است . او از سال 1361 به بعد در دانشگاه ها و حوزه های علمیه مختلف تدریس نموده و پیش از ده ها كتاب و مقاله در حوزه های مختلف فقهی ، حقوقی ، فلسفی و اجتماعی به رشته تحریر درآورده است . وی مدتی نیز به حكم امام خمینی در شورای عالی قضائی عضویت داشته است . آنچه در پی می آید ، گفت و گویی است با ایشان درباره جایگاه رجم ( سنگسار ) و نظریات مربوط به آن در فقه اسلامی .

با توجه به اینكه آیه رجم در قرآن نیامده است ، آیا از منظر موازین فقهی حكم آن چیست و نیز آیا از طریق شیعه در فقه و حدیث مداركی در این باره هست یا نیست همچنین از طریق اهل سنت چطور ؟ توضیحاتی لازم هست
سؤالی فرمودید درباره مسأله رجم ، همان طوری كه می دانید در قرآن كریم راجع به زنا یك آیه داریم: « الزانیه و الزانی فاجلدوا كل واحد منهما مأه جلده » ما یك قاعده ادبی داریم طبق آن چنانچه مبتدا الف و لام درش وارد بشود ، موجب افاده حصر در خبر است ، خود علمای ادب شرح می دهند به اینكه در اینجا می گویند مثل « الكرم فی العرب و تنحصرا الصنعه فی الصین » . یعنی « ینحصر الكرم فی العرب و تنحصرا الصنعه فی الصین» . اینجا می گوید ، « الزانیه و الزانی فاجلدوا كل واحد منهما مأه جلده » خلاصه ، این از آن عموماتی است كه می خواهم عرض كنم آبی است تخصیصش آیا عموماتی داریم ؟ آقایان وقتی كه بحث می كنند آبی است از تخصیص ؟
یعنی امتناع دارد و تخصیص بردار نیست ؟
بله ، تخصیص بردار نیست یعنی می خواهم بگویم ، مثل حكم عقلی است ، حكم عقلی قابل تخصیص نیست و این شباهت به آن دارد ، یعنی وضعش طوری است كه به حسب ظهور عرفی و به حسب متفاهم عرفی تخصیص بردار نیست . یعنی كیفر جرم زنا در قرآن فقط یكصد تازیانه یعنی « مأه جلده » و با حكم دیگری مانند رجم تخصیص نمی خورد . از آن طرف هم یك واقعیتی را باید عرض بكنم ، اگر قانونگذار می خواهد كیفری را در قرآن بیان بكند كه عمده منبع قوانین ما هست ، نمی آید كیفر ضعیف تر را اول بیان بكند . مثلاً در قرآن بیاید مسأله صد شلاق را بگوید و بعد با سنت بیاید مسأله رجم را بگوید. این مسأله اصلاً یك مقداری مستعد و مستهجن است و یك نحو استهجانی دارد كه بنای عقلا آن را نمی پذیرد و در جوامع این طور نیست كه این كار بشود ، بلكه به عكس است ، مثلاً اگر اشد مجازات را در قرآن كه مصدر تشریع است بگوید ، اخف مجازات را می تواند در سنت بگوید و جنبه تخصیصی هم داشته باشد و عموم آن را تخصیص بزند . مسأله دیگر آیاتی است كه در قرآن هست كه مؤید اشكال مورد نظر ماست درباره رجم چون اصلاً « عذاب » كه در قرآن و در آیه مربوط به مجازات زناكاران آمده ، به معنی « كیفر » است و در آن گفته شده كه « ولیشهد عذابهما طائفه من المؤمنین » یعنی اجرای كیفر « جلد » و شلاق خوردن زن و مرد زناكار را باید گروهی از مؤمنان تماشا كنند . اگر « عذاب » را در این آیه به معنی « رجم » بگیریم با آیات دیگر قرآن تناقض پیدا می كند . در آیات دیگر داریم كه خطاب بر زنان پیغمبر اكرم ( ص ) وارد شده كه باری تعالی می فرماید : « یا نساء النبی لستن كأحد من النساء من یأت منكن بفاحشه مبینه یضاعف لها ضعفین » یعنی ای همسران پیامبر شما همانند بقیه زنان نیستید اگر یكی از شماها مرتكب فحشای مبینه ( زنا ) بشود كیفر و عذاب او دو برابر زنان دیگر است . زنان پیغمبر همه شوهر داشتند ، اصلاً امهات مومنین بودند ؟ فاحشه مبینه كنایه از زناست . یعنی اگر شما این را انجام بدهید، شما دو برابر كیفر دارید . پس باید پیشاپیش كیفری مشخص شده باشد تا دو برابر آن معنی و مفهوم پیدا كند . یعنی قبلاً عددی معلوم هست كه كیفر اینان دو برابر آن می شود و آن ، صد تازیانه است كه می شود دویست تا . اما اگر بگوییم كیفر زن شوهر دار رجم است در این صورت دو برابر یعنی چه ؟ دیگر دو برابر اصلاً معنا ندارد چون رجم قابل تكرار نیست اصلا،ً چون واحد مشخصی است و قابل تكرار نیست .
یعنی رجم ، مرگ از طریق سنگسار است و مرگ هم یعنی یك بار بیشتر مفهوم ندارد .
بله و لذا یك مقدار اینها مستبعد می كنند و مسأله را و سبب می شود كه انسان دقت بیشتری بكند . من واقعاً در اینجا از همه فقهای عظام ، از دانشمندان و پژوهشگران خواهش می كنم در این مسأله دقت زیادی بشود ، واقعاً ببیننم به كجا می رسیم .اصلاً ببینیم واقعاً رجم در اسلام تشریع شده یا تشریع نشده؟ همانطور كه بعضی ها می آیند نقل می كنند و می گویند كه این از تشریعات « عمر » است . این را در صحیح مسلم یا بخاری دارد . ولی دقیقاً نمی دانم كدام ، در یكی از این دوتاست ، دارد كه بعد از پیغمبر اكرم ( ص ) ابوبكر دستور داد به زیدبن ثابت كه برو قرآن را جمع آوری و تدوین كن ، اگر دو نفر شاهد شهادت می دادند ، زید بن ثابت می پذیرفت ، عمر به تنهایی آمد و گفت آیه رجم هم نازل شده ولی چون پیغمبر اكرم ( ص ) مریض بود وارد قرآن نشد ولی زید بن ثابت آن را قبول نكرد و آن را وارد قرآن نكرد. طبق این خبر ، ریشه رجم مقدار زیادی به خلیفه دوم ، عمر بر می گردد . خلفا و حكام نیز برای سركوب مخالفان خود همیشه از آن سوء استفاده می كرده اند . فكر می كنم در كتاب تاریخ بغداد باشد . من خیلی سال قبل دیدم ، آنجا می گوید بنی عباس وقتی می خواستند دشمنان خودشان را بكشند همین مسأله رجم را مطرح می كردند و می كشتند . یعنی اینكه یك وسیله ای شده بود برای آنها كه دشمنانشان را به این كیفیت می كشتند .
ابزار سیاسی شان بود ؟
بله ، به اعتقاد من واقعاً ابزار سیاسی شان بود . روی اینها باید دقت بشود . روی روایاتش خیلی دقت بشود . روایاتی كه راجع به رجم كردن هست ، چه زمان پیغمبر اكرم ( ص ) و چه در زمان امیرالمؤمنین ( ع ) خیلی قابل دقت است .
برخی روایات هست كه نمونه هایی از حكم رجم را بیان می كنند یعنی قبل از آنكه عمر سر كار بیاید و خلیفه بشود ، روایاتی از طریق اهل سنت هست ؛ یكی راجع به یك زن و مرد یهودی است و یكی هم درباره شخصی به نام ماعز كه مسلمان بادیه نشین است ، یعنی كلمه اش هست « من الاعراب » كه جمع همان بادیه نشینان می شود ، چون جمع عرب می شود « عرب » پس معلوم می شود او بادیه نشین بوده است . مسلمان بادیه نشین كه طبق تفصیلی كه در آن روایت هست . گویا پیغمبر اسلام ( ص ) دستور فرمودند آن دو زن و مرد یهودی و « ماعز » را رجم كنند . و اینها قبل از عمر است ، این توجیهش چه می شود ؟
این از حیث سند ضعیف است . بعد هم چیزی و نكته ای در متن روایات هست كه آنها را دچار اشكال می كند و آن اینكه اساساً روایاتی كه متضمن رجم اند ، چه در زمان پیغمبر اكرم ( ص ) و چه در زمان خلافت امیرالمومنین ، همه اینها می گویند كه آن طرف با گریه می آمد و با گریه می گفت كه « طهر نی یا رسول الله ، طهرنی یا امیرالمومنین » پیغمبر یا امیر المومنین پشتش را می كرد به او و توجه نمی نمود ، باز او می آمد این طرف ، تا اینكه چار دفعه این كار را كرد كه حضرت پذیرفت . جریان خیلی مفصل است . بنده عرض می كنم كه این از مسلمات فقه ماست در باب زنا كه اگر « قبل از ثبوت عندالحاكم » متهم توبه كند مسقط حد است سؤال من این است كه واقعاً برای « توبه » و پشیمانی یك فرد بزهكار چه مصداقی بالاتر از این می توانید پیدا بكنید كه طرف دارد گریه می كند بدون آنكه او را مجبور نمایند . اینچنین اظهار ندامت می كند . آیا این توبه نیست ؟ پس توبه به معنای چیست ؟ توبه به معنای پشیمانی است . حضرت سجاد ( ع ) در« صحیفه سجادیه » بیان می كند : « الهی ان كانت الندم الیك التوبه فأنا من النادمین » كسی می آید خودش را در معرض كشتن قرار می دهد و می گوید من را پاك كن یا رسول الله ، دیگر ما از این مصداق بالاتر ،در مورد توبه داریم . من می پرسم آیا چطور شد كه اینها توبه كردند ، ولی پیغمبر اكرم ( ص ) یا امیرالمومنین بر ایشان حد جاری كردند ، در حالی كه توبه قبل از ثبوت در نزد حاكم مسقط حد است لذا این روایات همه قابل خدشه است چطور شده كه با وجود توبه مسلم اینها، باز اجرای حد شده است ، آیا تشكیك در صدور روایات بكنیم ؟ چون اگر یقین داشته باشیم كه روایات مال پیغمبر یا ائمه است ، تشكیك ندارد اما در باب روایات درایت خیلی مهم است كه ما باید ببینیم روایات با اصول دیگر فقه ما سازش دارد یا نه . وقتی دیدیم روایتی با اصول دیگر فقه ما سازش ندارد ، مانند همین مسأله كه برخلاف قاعده « قبولی توبه قبل از اقرار عندالحاكم مسقط است » می باشد ، اینجا می بینیم عملاً مسقط نشده و منافات با آن روایات دارد .
در اینجا دو مسأله و یا نكته دیگر نیز هست . اول اینكه در باب رجم شهرت فتوای علمای شیعه است و نیز علمای اهل سنت هم كه طبعاً فتوا داده اند ، آیا شما در بین آرای فقهای شیعه فتوایی غیر از آن فتوای مشهور راجع به عدم رجم ملاحظه فرموده اید ؟
نكته دیگر این است كه زمانی كه حضرتعالی در دیوان عالی قضایی منصب قضایی تشریف داشتید راجع به این مسأله چه می كردید ؟ من یك وقت از حضرتعالی شنیدم فرمودید امام خمینی ( ره ) فرمودند كه به قضات بگویید كسی را رجم نكنند ، حالا یا شما استفتاء كردید ، ایشان جواب فرمودند ،و یا ابتدا فرمودند ، یادم نیست ؛ در هر حال ایشان دستور فرمودند رجم را بخشنامه كنید صورت نگیرد ، آیا به مصلحت بوده و یا از باب استناد به فتوای شما یا فتوای خود ایشان بوده ؟ این مسأله را می خواستم با توجه به اینكه وقت شما هم تنگ است مختصراً توضیح دهید ؟
ابتدا سؤال اولتان را پاسخ بدهم و بعد سؤال دوم را . ببینید ، مسأله فتوای فقهای عظام برای ما نمی تواند منبع بشود . خب این را در علم اصول فقه بحث كرده اند كه شهرت فتوایی یكی از « ظنون» است كه بحث می كنند در علم اصول « اول من حاصل » از فتوای مجتهدین آیا حجت است یا نه ؟ ما همان تأسیس اصلی كه كردیم « اصاله تعدم حجیه كل الا ما خرج بالدلیل » یا « اصاله حرمه عمل بظن الا ما خرج بدلیل » این اصل شامل فتوا نیز می شود . ما تابع دلیل هستیم ، نه تابع فتوا ، ما كه مقلد نیستیم كه ببینیم چه كسی چه گفت . ما ادله فتاوا را بررسی می كنیم اگر به مقصود دلالت داشت فتوا می دهیم وگرنه ، خلاف آن را می گوییم . اما پاسخ دوم راجع به حضرت امام ( ره ) كه فرمودند « رجم » اجرا نشود ؛ بله توضیحش این است كه در همان اوائل سال 60 بود كه سمیناری در یكی از كشورهای اروپایی برگزار شده بود به عنوان اثبات اینكه اسلام دین خشونت است ، مسأله رجم را مطرح كرده بودند ، من خدمت امام رفتم و جریان را به ایشان عرض كردم و ایشان فرمودند چه طرحی دارید ؟ گفتم اگر اجازه بدهید به ما در دادگاه ها حكم رجم را صادر نكنند ، یك شق دیگری را بگیرند . امام فرمودند كه این كار را بكنید . من عرض كردم ما این را به شما نسبت می دهیم كه شما فرموده اید ، گفتند اشكالی ندارد . من آمدم در شورای عالی هم آن را بخشنامه كردند برای همه كشور .
یعنی به اسم حضرت امام بخشنامه شد و به ایشان نسبت دادید ؟
بله ، طبق نظر حضرت امام بخشنامه شد كه از این به بعد دادگاه ها حكم رجم ندهند ، احكام دیگر را به كار گیرند .
یعنی همان جلد ( تازیانه ) باشد ؟
حالا جلد یا تعزیر باشد . آن وقت گفته شد به حضرت امام كه اگر مجرم در حال اجرای حكمی غیر از رجم حفیره ( مجل اجرای حد ) فرار بكند در مسأله رجم هست كه دنبالش نكنید ، حالا ما در اینجا چه كار كنیم ؟ حضرت امام ( ره ) فرمودند كه در این موارد ارشاد به توبه اش بكنیم تا عفوش بكنند . بخشنامه اش عكس العمل خوبی داشت .
این موضوع در چه سالی بود ؟
سال 60 .
آیا از این بخشنامه ما می توانیم نسخه ای در اختیار داشته باشیم ؟
من نمی دانم آیا در دبیرخانه قوه قضائیه بخشنامه های شورای عالی قضایی پیدا می شود یا نه ؟ مجلس آنجاست .
در دفتر شخصی حضرتعالی وجود ندارد ؟
نه من در آنجا بودم دیگر فعلاً نسخه ای در اختیار ندارم .
آیا شما این را احساس فرمودید كه این فتوای امام هست یا از باب مصلحت و عنوان ثانوی بود ؟
حالا یا فتوا یا مصلحت چندان فرقی نمی كند ، این دستور امام بود . نگاه كنید انسان باید یك برداشتی داشته باشد كه دستور بدهد .
نتیجه ای كه می گیریم این است كه حالا یا از باب حكم ثانوی یا از باب حكم اولی ، نظر و فتوای حضرت امام ( ره ) در عصر فعلی و زمان خودشان برخلاف آنچه در تحریر الوسیله شان آمده ؛ این بوده كه رجم را در دستور حكومتی خودشان قرار ندادند و فرمودند حذفش كنید ، حالا ما می توانیم این را به استناد نقل حضرتعالی منتشر كنیم ؟
بله ، عین واقع است .


نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:- -

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر