تبلیغات
وبلاگ حقوقی یعقوب شاهماری سوها - وكیل پایه یك دادگستری - عضو كانون وكلای دادگستری استان اردبیل - طرح شبهه‏ در باره قصاص و پاسخ آن


درباره وبلاگ:

آرشیو:

طبقه بندی:

آخرین پستها :

نویسندگان:

آمار وبلاگ:


Admin Logo themebox

طرح شبهه‏ در باره قصاص و پاسخ آن

نوشته شده توسط:یعقوب شاهماری سوها
شنبه 13 آذر 1389-06:18 ب.ظ

طرح شبهه‏ها
الف - ایراد شبهه به اصل حكم قصاص در اسلام‏
جدا ازاین كه به حكم قصاص زن و مرد ایراد و شبهه وارد شده، اصل حكم قصاص در احكام جزایی اسلام نیز از سوی گروهی مورد ایراد و شبهه قرار گرفته است كه در این قسمت، بررسی مختصر آن ضروری به نظر می‏رسد:
شبهه‏ی اول‏
جنایتی كه قاتل مرتكب شده، بیش از این نیست كه انسانی را از بین برده است، ولی به هنگام قصاص، همین عمل تكرار می‏شود.(1)

5-2- بررسی و پاسخ‏گویی به شبهه‏ها
الف - بررسی انتقاد به اصل حكم قصاص‏
بررسی شبهه‏ی اول‏
در پاسخ این شبهه باید گفت كسانی كه كشتن قاتل را فقدان فرد دیگری می‏دانند، از زاویه‏ی فردی می‏نگرند. اگر آنان صلاح جامعه را در نظر بگیرند و بدانند كه اجرای قصاص در حفاظت و تربیت دیگران چه نقشی دارد، در گفتار خود تجدیدنظر می‏كنند. از بین بردن این افراد خون ریز در اجتماع، همانند قطع كردن و از بین بردن عضو و شاخه‏ی مزاحم و مضر است كه باید به حكم عقل آن را قطع كرد. ناگفته پیدا است كه تاكنون هیچ كس به قطع شاخه‏ها و عضوهای فاسدو مضرّ اعتراض نكرده است.(2)
شبهه‏ی دوم‏
قصاص جز انتقام جویی و قساوت نیست. این صفت ناپسند را باید با تربیت صحیح از میان برداشت، در حالی كه با قصاص كردن هر روز به این صفت ناپسند انتقام جویی روح تازه‏ای دمیده می‏شود.(3)
بررسی شبهه‏ی دوم‏
درباره‏ی شبهه‏ی دوم باید دانست كه اصولاً تشریع قصاص با مسأله‏ی انتقام‏جویی هیچ گونه ارتباطی ندارد ؛ زیرا انتقام به معنی فرو نشاندن آتش غضب به خاطر یك مسأله‏ی شخصی است، در حالی كه قصاص برای پیش‏گیری از تكرار ظلم وستم بر اجتماع و هدف آن عدالت خواهی و حمایت از افراد بی‏گناه است.
شبهه‏ی سوم‏
آدم كشی گناهی نیست كه ازاشخاص عادی یا سالم سربزند. به یقین قاتل ازنظر روانی، بیمار است و باید معالجه شود. پس قصاص، به هیچ وجه داروی مناسبی برای این بیماران نیست.(4)
بررسی شبهه‏ی سوم‏
در بعضی موارد این سخن صحیح است و اسلام هم در چنین مواردی، برای قاتل دیوانه یا مثل آن، حكم قصاص نیاورده است. اما نمی‏توان مریض بودن قاتل را به عنوان یك قانون و راه عذر بیان كرد؛ زیرا فسادانگیز بودن این پیشنهاد آشكار است و جنایت كاران را گستاخ خواهد كرد. اگر این استدلال درباره‏ی قاتل صحیح باشد، باید درباره‏ی همه‏ی متجاوزان و كسانی كه به حقوق دیگران تعدی می‏كنند، نیز صحیح باشد؛ زیرا آدمی كه دارای سلامت كامل عقل است، هرگز به دیگران تجاوز نمی‏كند. به این ترتیب باید همه‏ی قوانین جزایی را از میان برداشت و همه‏ی متعدیان و متجاوزان را به جای زندان و مجازات، به بیمارستان‏ ای روانی فرستاد.(5)
شبهه‏ی چهارم‏
مسایلی كه به نظام اجتماعی مربوط است، باید هم گام اجتماع رشد كند. بنابراین، قانونی كه در هزار وچهارصد سال پیش ازاین پیاده می‏شد، نباید در اجتماع امروزی عملی شود!(6)
بررسی شبهه‏ی چهارم‏
در پاسخ باید گفت:
1- این مطلب چیزی جز نسخ یكی از قوانین مهم اسلامی نیست، در حالی كه چهارده قرن است كه قرآن، اصل «نؤمن ببعض و نكفر ببعض» را از اعتبار انداخته و اعلام كرده است كه مقررات اسلام تفكیك‏پذیر نیست(7)؛ زیرا «حلال محمدصلی الله علیه وآله حلالٌ و الی یوم القیامه و حرام محمدصلی الله علیه وآله حرامٌ الی یوم القیامة».
2- این ادعا در برابر گسترش روزافزون جنایت در دنیای امروز و آمار كشتارهای جنگی و نظیر آن به خیال بافی بیشتر شبیه است به فرض هم كه چنین دنیایی پدید آید، اسلام هم قانون عفو را در كنار قصاص گذارده و هرگز قصاص را راه واحد و منحصر معرفی نكرده است. در دنیای كنونی كه جنایت‏های گوناگون در لفافه‏های مختلف، بیش از پیش رخ می‏دهد حذف این قانون جز این كه دامنه‏ی جنایت‏ها را گسترش دهد، نتیجه‏ای نخواهد داست.(8)
شبهه‏ی پنجم‏
آیا بهتر نیست به جای قصاص، قاتلان را زندانی كنیم و با كار اجباری از وجودشان به نفع اجتماع استفاده كنیم؟ با این عمل، هم اجتماع از شرّ آنان محفوظ می‏ماند و هم از وجودشان برای امور مفید استفاده می‏شود.(9)
بررسی شبهه‏ی پنجم‏
همان‏گونه كه قرآن تصریح می‏كند هدف از قصاص، حفظ حیات عمومی اجتماع و پیش‏گیری از تكرار قتل و جنایت است. به یقین در این موارد، زندان نمی‏تواند اثر مفیدی داشته باشد. از این رو، می‏بینیم در كشورهایی كه حكم اعدام را لغو كرده‏اند، آمار قتل و جنایت بسیار فزونی یافته است. به ویژه آن كه حكم زندانی افراد - طبق معمول - در معرض بخشودگی قرار خواهد گرفت، كه در این صورت، جنایت كاران با فكری آسوده‏تر به جنایت دست می‏زنند.(10)
ب - ایراد شبهه به حكم قصاص قاتل زن‏
شبهه‏ی اول‏
این گفته كه مرد نباید در قتل زن كشته شود، مگر این كه اولیاء زن، نصف دیه‏ی او را بدهند، حكمی ناصحیح و غیرعادلانه است؛ زیرا خون مرد از زن رنگین‏تر نیست و این حكم، دلیل برتر دانستن شخصیت مرد نسبت به زن است. این حكم به هیچ وجه با تفكر و قوانین رایج دركشورهای غربی انطباق ندارد(11).
بررسی شبهه‏های وارد شده به حكم قصاص زن و مرد
بررسی شبهه‏ی اول‏
در هر قتل عمدی، حقوق ذیل پدید می‏آید:
الف) حق شخصی مقتول: یعنی قاتل چه قصاص شودو چه نشود، در پیشگاه خداوند و در روز قیامت در برابرجان كشته شده مسؤول است و باید پاسخ دهد. مجازات اخروی قاتل با قصاص و دیه ازبین نمی‏رود و اولیای مقتول هم نمیتوانند حق اخروی مقتول را ببخشند یا بگیرند.(12)
ب) حق جامعه: در قسمت پیش به تفصیل درباره‏ی آن بحث شد.
ج) حق عاطفی اولیای مقتول: در پی كشته شدن یك فرد، در دل بستگان او، نسبت به قاتل كینه و دشمنی پدید می‏آید و ممكن است قتل‏های دیگری را در پی داشته باشد. هم چنان كه مبنای جنگ‏های طولانی و قبیله‏ای فراوانی در طول تاریخ بوده است. پس واگذاری حق قصاص به اولیای مقتول، دشمنی آنان را با قاتل در حدّ قصاص او یا تبدیل به دیه، محدود می‏سازد و آرامشی را در دل آنان پدید می‏آورد تا موضوع اختلاف خاتمه یابد. در واقع، اجرای حكم قصاص از حقوق بازماندگان مقتول به حساب می‏آید و از حقوق مقتول نیست كه بگوییم شخصیت او چگونه ارزیابی شده است.
د) حقوق اولیای قاتل: به سبب از دست دادن سرپرست‏شان به وسیله‏ی قصاص، این حق برای آنان ایجاد می‏شود. بنابراین، در تحلیل حكم پرداخت نصف دیه در صورت قصاص مردِ قاتل، می‏توان گفت همان‏گونه كه در شبهه‏ی مربوط به دیه زن و مرد بیان شد، حكم معنوی، خاستگاه معنوی و حكم اقتصادی، خاستگاه اقتصادی دارد. حكم پرداخت دیه به بازماندگان قاتلی كه به جرم كشتن زنی اعدام شده است، از حقوق اولیای قاتل به حساب می‏آید و جبران خسارت وارد شده بر آنان است.(459) اسلام هرگز اجازه نمی‏دهد كه به بهانه‏ی تساوی، حقوق افراد دیگری مانند فرزندان شخصی كه قصاص شده است، پایمال شود.(13) بنابراین، در تفاوت بین زن و مرد در قصاص، تنها جایگاه اقتصادی زن و مرد در نظام خانواده درنظر گرفته شده است؛ چون مسؤولیت اقتصادی خانواده بر عهده‏ی مرد است، در حالی كه زن هیچ مسؤولیتی در قبال مسایل اقتصادی خانواده ندارد (اگرچه شاغل باشد و در آمدی هم داشته باشد).
هم‏چنین باید دانست ناسازگاری برخی قوانین شرعی با اندیشه و قوانین رایج در محفل و جامع غیردینی و غربی، دلیل غیرمنطقی بودن قوانین دینی نیست؛ زیرارواج یك قانون در مجامع غیردینی، شاخص و اثبات همان حكم در حوزه‏ی دین مداری نمی‏شود. افزایش سرسام آو خشونت وجنایت‏های خیابانی و خانوادگی به ویژه علیه زنان و كوكان در غرب، بهترین دلیل فساد و شكست عقاید و قوانین آنان است.
شبهه‏ی دوم‏
روایاتی هم از طرق عامه و هم شیعه از پیامبر اكرم‏صلی الله علیه وآله و حضرت علی‏علیه السلام و سیره‏ی عملی آنان نقل شده است كه زن و مردی كه مرتكب قتل عمدی دیگری می‏شوند، قصاص می‏شوند.(14)
بررسی شبهه‏ی دوم‏
تا آن جا كه مراجعه شد، چهار حدیث از طرق اهل سنت(15) نقل شده كه به طور مطلق گفته‏اند مرد در برابر زن قصاص می‏شود و یك روایت هم در كتب شیعه نقل شده است (كه به آن اشاره شد) روایات اهل سنت علاوه بر این كه در حوزه‏ی استدلال‏های فقهی شیعه قابل استدلال نیست، بر فرض درستی سند نیز، حكم مطلق و مقیّد درباره‏ی آن‏ها جاری است و این روایات مطلق به وسیله‏ی آن روایات مقید می‏شوند.(16)
بعضی اشكال كرده‏اند كه در این جا قانون اطلاق و تقیید جاری نمی‏شود؛ زیرا با عمومات عدالت و قسط خداوند كه درقرآن و روایات بیان شده در تضاد است.(17) باید گفت: چون در این مسأله، اولیا و خانواده‏ی قاتل نیز حقوقی دارند، عدالت و قسط الهی اقتضا می‏كند كه همه‏ی جوانب مسأله ملاحظه شود و بعد از قصاص مرد، اولیای زن نصف دیه را بپردازند، نه این كه تنها مسأله‏ی عدالت را از یك سو بسنجیم.
اما این سخن كه سیره‏ی عملی رسول خداصلی الله علیه وآله و حضرت علی‏علیه السلام این بوده، ادعایی بی‏پشتوانه است بنابراین باید مواردی را به عنوان نمونه بیان كنند.
شبهه‏ی سوم‏
مواردی در فقه دیده می‏شود كه با نظریه‏ی تساوی زن و مرد در قصاص موافق است مانند جایی كه مردی، مادرش را بكشد، فقها فرموده‏اند: قاتل قصاص می‏شود و سخنی از پرداخت نصف دیه نیست. هم‏چنین در فقه شیعه، زنی كه از جان و مال و عرض خود دفاع می‏كند، مصون است و اگر مردی رابكشد، قصاص نمی‏شود و این با نظریه‏ی مساوات موافق است.(18)
بررسی شبهه‏ی سوم‏
همه‏ی این موارد، به دلیل و روایت خاص می‏باشد.(19) در دفاع از جان و مال و آبرو، زن و مرد فرقی ندارند و همه‏ی علما و فقها فرموده‏اند كه خون مهاجم، هدر رفته و دفاع كننده هیچ مسؤولیتی نسبت به آن ندارد.
شبهه‏ی چهارم‏
طرفداران دیدگاه تفاوت، تنها در یك سوی مسأله معتقدند كه باید نصف دیه را به قاتل داد و در صورت دیگر آن یعنی جایی كه زنی، مردی را بكشد، م ‏گویند: لازم نیست نصف دیه‏ی مرد پرداخت شود، و اگر دیه‏ی زن، نصف دیه‏ی مرد است، باید در این جا هم حكم جاری باشد.(20)
بررسی شبهه‏ی چهارم‏
این حكم و فتوا نیز بر اساس روایات است. امام صادق‏علیه السلام درباره‏ی زنی كه مردی را به عمد به قتل رسانده بود، فرمود: (قصاص می‏شود و دیه‏ای نیست)؛ زیرا جانی بیشتر از نفس خود جنایت نمی‏كند.(21) در روایات دیگر نیز به همین موضوع اشاره شده است(22)، به گونه‏ای كه این مسأله یعنی: لایجنی الجانی اكثرَ من نفسه؛ جانی بیشتر از نفس خود جنایت نمی‏كند»، به صورت قاعده‏ای جزایی اسلام در آمده است و فقها بر اساس آن فتوا داده‏اند و در این حكم، تردید وجود ندارد.(23)
شبهه‏ی پنجم‏
اگر مساوات قصاص را در زن و مرد بپذیریم، مشكلات زیادی از دوش جامعه برداشته می‏شود ؛ زیرا اكنون تعدادی از قاتلان زنان، در زندان‏ها هستند كه بر اثر فقر بستگان مقتوله، حكم قصاص درباره‏ی آن‏ها اجرا نشده است.(24)
بررسی شبهه‏ی پنجم‏
پاسخ این است كه:
1- بر اساس قانون، یك سال به اولیای زن مهلت داده می‏شود.
2- از اجرای قصاص به دلیل ظلمی كه متوجه افراد بی‏گناه (خانواده مجرم) می‏شود، جلوگیری شده است.
3- در صورت ناتوانی اولیای زن پس از گذشت مهلت قانونی، مجرم به پرداخت دیه‏ی زن محكوم خواهد شد. در این حالت، از مجازات قصاص جلوگیری شده است، نه همه ی مجازات.

6-2- قصاص قتل زن و مرد در قانون مجازات اسلامی‏
ماده 209: «هرگاه مرد مسلمانی عمداً زن مسلمانی را بكشد، محكوم به قصاص است، لیكن باید ولی زن قبل از قصاص قاتل، نصف دیه‏ی مرد را به او بپردازد».
ماده 258: «هرگاه مردی، زنی را به قتل برساند، ولی دم، حق قصاص قاتل را با پرداخت نصف دیه دارد و در صورت رضایت قاتل، می‏تواند به مقداردیه یا كمتر یا بیشتر از آن مصالحه نماید».
1) تفسیر نمونه، ج 1، ص 608.
2) المیزان و تفسیر نمونه، ذیل آیه‏ی 179 بقره.
3) تفسیر نمونه، همان.
4) تفسیر نمونه، همان.
5) همان.
6) المیزان و تفسیر نمونه، ذیل آیه‏ی 179 بقره.
7) نظام حقوق زن در اسلام، ص 114.
8) تفسیر نمونه، ج 1، ص 610.
9) همان.
10) تفسیر نمونه، ج 1، ص 610.
11) كتاب نقد، شماره‏ی 12، ص 168، مقاله «زن و قصاص».
12) ر.ك: ابواب كفارات در كتب فقهی.
13) كتاب نقد، همان.
14) تفسیر نمونه، همان.
15) كتاب نقد، همان، ص 163.
16) كنز العمال، ج 15، صص 77 - 88.
17) كتاب نقد، همان.
18) زنان، ش 15، ص 52، مقاله «جایگاه زن در فقه كیفری اسلام»، زینب السادات كرمانشاهی.
19) زنان، ش 16، ص 38، همان مقاله.
20) من لایحضره الفقیه، شیخ صدوق، ج 4، ص 90.
21) زنان، همان.
22) و ایل الشیعه، ج 19، ص 61.
23) من لایحضره الفقیه‏ج 4، ص 89.
24) جواهرالكلام، ج 42، ص 83.
25) زنان، همان.
2) منبع: کتاب . سراج .نگاهی گذرا به شبهات حقوقی پیرامون زنان گنجینه معرفت.مرکز پزوهش های صدا و سیما
منبع:http://azizpoor.blogfa.com/post-48.aspx


نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:- -

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر